مرکزتخصصی آموزش زبانهاي خارجي زبان …تور کیش قیمت مناسبنمایندگی فعال بیمه البرز کد 6152مبلمان آمفی تئاتر،رض کو

با لاریجانی - روحانی تا ۱۴۰۴؟ /برنامه اقتصادی مخالفان دولت چیست؟ /ترکیب هواداران و مخالفان «بایدن» و «ترامپ» در جهان
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز چهارشنبه ۳۰ مهرماه در حالی چاپ و منتشر شد که سقوط بازار‌های ارز و سکه و ‏خودرو از یک سو و عبور مجلس از استیضاح روحانی، انتقادات تند سعید نمکی از عدم رعایت پروتکل‌های بهداشتی و گزارش ‏هایی از آخرین گمانه‌ها از آرایش انتخابات ۱۴۰۰ در صفحات نخست روزنامه‌های امروز برجسته شده است. ‏ در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم: ‏   با لاریجانی - روحانی تا ۱۴۰۴؟ روزنامه آفتاب یزد در بخشی از گزارش امروز خود با عنوان با لاریجانی - روحانی تا ۱۴۰۴؟ نوشت: مهمترین موضوعی که در ‏این زمینه قابل حدس است اینکه با توجه به انتخابات ۱۴۰۰ قابل حدس است که لاریجانی روی کمک و حمایت‌های دولت روحانی ‏حساب باز کرده باشد. هنوز لاریجانی به طور شخصی درباره ۱۴۰۰ موضعی را بیان نکرده است، اما به نظر می‌رسد نزدیکان ‏لاریجانی در این زمینه سیگنال‌هایی را فرستاده‌اند که حکایت از این دارد که لاریجانی مایل به نقش‌آفرینی در ۱۴۰۰ است. در ‏همین زمینه مهرداد بائوج لاهوتی، نماینده ادوار مجلس، درباره انتخابات ۱۴۰۰ با اشاره به احتمال کاندیداتوری علی لاریجانی در ‏انتخابات ریاست جمهوری سال آینده گفت: «بنده ۱۲ سال با لاریجانی کار کردم؛ لاریجانی یک شخصیت فراجناحی است و معمولا ‏در تصمیماتش، منافع ملی را در نظر می‌گیرد و به منافع این جناح و آن جناح، توجهی ندارد و همواره مشورت‌پذیری، ‏اطاعت‌پذیری و پیرو خط ولایت و رهبری بودنش، تا جایی که بنده، او را می‌شناسم براساس اعتقاد به مبانی است.» لاهوتی ادامه ‏داد: «بر این باورم که لاریجانی، شخصیتی است که قادر به جمع کردن این معادلات و تعاملات سیاسی است. به عنوان مثال ‏می‌توان به نقش او در مذاکره با چین اشاره کرد؛ چین همواره از ما گلایه داشت که ایران می‌خواهد با ما کار کند یا خیر. به هر ‏روی لاریجانی، محوریت مذاکره با چین را در اختیار گرفت تا آن را به نتیجه برساند. در حال حاضر هم پس از مجلس، با اعتماد ‏رهبری در حال پیگیری پروژه چین است.» ‏. اما نامزد مورد حمایت حسن روحانی، رئیس جمهور در انتخابات ۱۴۰۰ کیست؟ این سوالی است که وب سایت نامه نیوز مطرح ‏کرده و سعی دارد به این نتیجه برسد که روحانی ترجیح می‌دهد کرسی ریاست جمهوری را بعد از خود تحویل علی لاریجانی دهد. ‏وب سایت اصولگرای فردا نیوز نیز درباره این موضوع می‌نویسد: «به نظر می‌رسد که در این گمانه‌زنی چندان هم خطا نرفته ‏باشد، هرچه باشد علی لاریجانی ویژگی‌ها و امتیاز‌هایی دارد که او را برای خیلی‌ها تبدیل به یک گزینه مطلوب می‌کند. شاید ‏آنطور که ابطحی، عضو جبهه پایداری گفته بود، لاریجانی در انتظار چراغ سبز اصولگرایان بماند و قبل از جلب حمایت آنان ‏وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی نشود، اما تا همین‌جای کار هم کم حمایت ندارد. از یک سو کارگزارانی‌ها سنگ او را به سینه ‏زده و دنبال راضی کردن باقی اصلاح‌طلبان به حمایت از او هستند و از سوی دیگر اعتدال و توسعه‌ای‌ها و روحانی از وی ‏جانبداری می‌کنند. لاریجانی می‌تواند بهترین گزینه برای تکرار الگوی ۹۲ باشد و چه بسا که سیاست‌های رئیس جمهور برآمده از ‏آن انتخابات را هم ادامه دهد. روحانی نیز قطعا همین را می‌خواهد و او را به هر فرد دیگری که از فردای ریاست جمهوری به ‏دنبال برملا کردن اشتباهات او باشد ترجیح می‌دهد.» ‏در ادامه این روند احتمالا با حمایت دولت شاهد حضور پررنگ‌تر لاریجانی با نزدیک شدن به انتخابات ۱۴۰۰ خواهیم بود. ‏حضور لاریجانی در پاستور برای حسن روحانی می‌تواند بسیار کارساز باشد. تا کنون هر زمان که رئیس جمهوری عوض شده ‏است رئیس جمهور بعدی در قطب مخالف آن بوده است مانند احمدی‌نژاد بعد از خاتمی یا روحانی بعد از احمدی‌نژاد! این رویه ‏موجب شده تا رئیس جمهور سابق و نزدیکان او در حاشیه قرار گرفته و در مواردی نیز تحت فشار قرار گیرند! ‏‏ درحالی که بدون تردید اصولگرایان و محافظه کاران درصدد نقشه‌های بسیاری برای این هستند تا بعد از ۱۴۰۰ روحانی و ‏نزدیکان او را به طور کلی از مدار سیاسی ایران خارج کنند، اما ریاست جمهوری علی لاریجانی می‌تواند روحانی و یاران نزدیکش ‏نظیر نوبخت و واعظی را از این شرایط نجات دهد. لازم به ذکر است حتی اگر دولتی اصلاح‌طلب نیز در ۱۴۰۰ شکل بگیرد ‏بازهم روحانی و نزدیکان او از صحنه سیاسی طرد خواهند شد؛ بنابراین برگ برنده دولت دوزادهمی‌ها این است که لاریجانی را به ‏عنوان رئیس دولت سیزدهم ببینند. ‏ ترکیب هواداران و مخالفان «بایدن» و «ترامپ» در جهان سیف‌الرضا شهابی کارشناس سیاسی‎ ‎طی یادداشتی در شماره امروز همدلی نوشت: تقریبا دو هفته به انتخابات ریاست جمهوری ‏آمریکا باقی مانده و طبیعی است که در این دو هفته تب انتخابات در آمریکا افزایش یابد و این تب در جغرافیای آمریکا محدود ‏نخواهد بود و بخش‌های عمده‌ای از کل جهان را فرا خواهد گرفت. آنچه که حائز اهمیت است شناسایی دقیق‌تر مخالفان هر یک از ‏دو نامزد در داخل و خارج ایالات متحده است که برای شناسایی آن‌ها می‌توان داخل و خارج آمریکا را به سه دسته عمده به ترتیب ‏زیر تقسیم کرد:‏الف:آمریکایی‌ها- ب:ایرانیان- ج:جهان خارج از آمریکا. ‏آمریکایی‌ها:در داخل آمریکا و قبل از کرونا، ترامپ در حوزه اقتصادی موفق شده بود تغییر و تحولی ایجاد کند و بهبود نسبی در ‏کسب و کار به‌وجود آورد و از تعداد بیکاران بکاهد و درآمد شهروندان را بالنسبه افزایش بدهد. ‏آن دسته از آمریکایی‌ها، خصوصا سفیدپوستان که از مواهب اقتصادی ترامپ برخوردار شدند، از انتخاب مجددش خوشحال و ‏استقبال خواهند کرد و وجود او را در کاخ سفید به نفع خودشان می‌دانند و در این روز بازار انتخابات ترامپ را گرم می‌کنند. در ‏مقابل گروه فوق، دانشگاهیان و روشنفکران، طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان و طرفداران محیط‌زیست، اقلیت‌های نژادی و ‏دینی و آن‌هایی که برای افزایش اعتبار آمریکا در سطح جهانی ارزش قائلند و به دمکراسی آمریکایی اعتقاد و باور دارند را ‏می‌توان نام برد. این گروه نمی‌توانند از انتخاب مجدد ترامپ خوشحال و راضی باشند و انتخاب مجددش را سمی مهلک برای ‏حیات و بقای این کشور قلمداد می‌کنند و ایجاد گسل در جامعه آمریکا را حاصل حضور مجددش در کاخ سفید بر می‌شمارند. ‏ ایرانیان: ایرانیان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:۱-حاکمیت جمهوری اسلامی و طرفدارانش.۲-مخالفان قسم‌خورده جمهوری ‏اسلامی و براندازان. ‏با توجه به فشار‌های حداکثری ناشی از تحریم‌های اقتصادی شدید و کم‌سابقه بر ایران تا جایی که جمهوری اسلامی را با مشکلاتی ‏مواجه ساخته، طبیعی است که حاکمیت جمهوری اسلامی و طرفدارانش شدیداً با انتخاب مجدد ترامپ مخالف باشند و به مصداق ‏‏ «ستون به ستون فرج است» بایدن را ترجیح می‌دهند. ‏به هر حال، بایدن معاون رئیس اوباما بود که برجام را امضا کرد و چنین شخصی نمی‌تواند نسبت به برجام مخالفتی سخت ابراز ‏کند، شاید بخواهد تجدید نظری ملایم و نرم داشته باشد و در مجموع به نفع تهران است. ‏در نقطه مقابل، ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی چه در داخل و خارج کشور هستند. آن‌هایی که تمام آمال و آرزو‌های براندازانه ‏خود را در وجود ترامپ و کابینه‌اش بارور می‌بینند و معتقدند با ورود بایدن به کاخ سفید دوران اوباما احیا می‌شود و بر عکس با ‏انتخاب مجدد ترامپ، فشار‌ها تا حد براندازی یا تغییر ماهیت بر جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت. ‏جهان خارج از آمریکا:در خارج از آمریکا هم می‌توان به نوعی مبنای تقسیم‌بندی را موافقت و یا بی‌طرفی نسبت به جمهوری ‏اسلامی از یک سو، و مخالفان جمهوری اسلامی از دیگر سو، تقسیم کرد. ‏کشور‌های اروپایی، روسیه و چین نسبت به جمهوری اسلامی موضع بی‌طرفانه یا موافقت دارند و از یکجانبه‌گرایی آمریکا و شعار ‏‏ «اول آمریکا» و روش قلدرمآبانه ترامپ که پروتکل‌ها در روابط بین‌المللی را نادیده می‌گیرد و نسبت به سازمان‌های بین‌المللی که ‏حاصل سال‌ها تلاش رجال صاحب‌نام قدیم و معاصر دنیا است، بی‌اعتنا است، ناراحت و ناراضی و نگران هستند و او را تهدیدی ‏جدی برای نظم حاکم بر جهان می‌دانند که فقط به حفظ منافع و برتری ایالات متحده فکر می‌کند و گام بر می‌دارد. ‏گروه دیگر، کشو‌هایی هستند که در تخاصم و تقابل با جمهوری اسلامی قرار دارند و برخی از کشور‌های عربی و اسرائیل را ‏می‌توان ذکر کرد. ‏کشور‌هایی که در دوران ریاست جمهوری «باراک اوباما» چندان مورد توجه کاخ سفید قرار نداشتند. این کشور‌ها خوف آن را دارند ‏که با انتخاب بایدن، دوران اوباما تکرار شود و واشنگتن به برجام تعدیل شده بر گردد و همه آنچه را که در چهار سال اخیر بافتند ‏پنبه شود و حتی «معامله قرن» که «جراد کوشنر» داماد ترامپ برای انزوای فلسطینی‌ها در همکاری با نتانیاهو مطرح کرده به ‏زباله‌دان تاریخ فرستاده شود. ‏ برنامه اقتصادی مخالفان دولت چیست؟ حسین حقگو کارشناس اقتصادی طی یادداشتی با عنوان برنامه اقتصادی مخالفان دولت چیست؟ در روزنامه شرق نوشت: دولت ‏دوازدهم در ضعیف‌ترین موقعیت خود است. روز و ساعت و شاید دقیقه‌ای نیست که فیلم و سخن و گفتاری علیه عملکرد آن در ‏فضای مجازی منتشر نشود. کلیپ‌هایی که متأسفانه به‌سرعت کاربران از آن استقبال می‌کنند و بازنشر می‌شود. رفتاری که بخش ‏عمده‌ای از آن ریشه در استیصال و نارضایتی شدید از وضعیت و عملکرد اقتصادی دولت دارد. شاید بتوان گفت جامعه ایران کمتر ‏زمانی چنین نگران، عصبی و بی‌افق بوده است. اکنون خرید خانه‌ای محقر و کوچک حتی در حاشیه شهر‌ها یا داشتن یک پراید دست ‏دوم به آرزویی دست‌نیافتنی تبدیل شده است؛ یافتن شغلی با سه تا چهار میلیون تومان حقوق که تقریبا افسانه است. وضعیت بد ‏اقتصادی از دو سال قبل و با شروع دور جدید تحریم‌های ظالمانه و افزایش سوءسیاست‌ها و انجام‌نشدن اصلاحات ساختاری ‏اقتصادی و پاندمی کرونا تشدید شد. تورم بالای ۳۰ درصد و منفی‌شدن رشد اقتصادی و ایجاد فضای رکود تورمی و... بی‌شک ‏تأثیرات بسیاری بر روح و روان و رفتار انسان ایرانی گذاشته و می‌گذارد. آخرین گزارش درباره وضعیت روحی جامعه ایران ‏مربوط به سال ۲۰۱۸ مؤسسه گالوپ است که ایرانیان را در بین ۱۸۵ کشور جهان در ردیف ۱۰۵ و بعد از عراق، دومین مردم ‏غمگین و عصبی جهان ارزیابی کرده بود. بهره‌برداری سیاسی مخالفان و رقیبان سیاسی دولت از این وضعیت ناگوار اقتصادی و ‏زشت‌ترین توهین‌ها و تهدید‌ها را روانه دولت و رئیس آن کردن، اما بسیار جای تأسف و تعجب است. مخالفان و رقبایی که جز ‏تهدید و توهین هیچ‌گاه در تمام دوران حضورشان چه بر اریکه قدرت و چه خارج از آن، طرح و نقشه و برنامه‌ای برای تغییر مثبت ‏و بهبودی اوضاع ارائه نداده و بالعکس کارنامه‌ای به‌مراتب ناموفق‌تر از دولت حاضر در بهبودی زندگی و معیشت و کسب‌وکار ‏مردم داشته‌اند. وی در بخشی دیگر از یادداشت خود نوشت: سؤال مهم آن است که اگر امروز مخالفان و رقبای سیاسی، دولت را متهم به ‏ناکارآمدی می‌کنند و سختی و تنگی شدید معیشت و کسب‌وکار مردم را صرفا ناشی از عملکرد آن می‌دانند، خود چه در چنته دارند ‏و قصد دارند چه طرحی دراندازند و با شکاف دولت – ملت به‌عنوان مبنای ضروری اصلاحات ساختاری اقتصادی و بهبود تعامل ‏با جهان برای جلب و جذب سرمایه‌های خارجی چه کنند؟! این افراد و گروه‌ها لطف کنند همراه کلیپ‌های به‌شدت انتقادی و ‏نفی‌کننده دولت حاضر، برنامه‌های دولت لاحق مورد نظر خود را نیز برای آشنایی مردم و خیل عظیم کاربران فضای مجازی ‏منتشر کنند تا مردم بدانند در آن آینده چه در انتظارشان است و با بازنشر کلیپ‌های نفی دولت حاضر در کدام مسیر گام می‌نهند! ‏مثلا خوب است دیدگاه و موضع خود را درباره تحلیل زیر ارائه کنند: «بهبود قابلیت اقتصادی کشور‌ها در جهان، موکول به ‏صنعتی‌شدن آنهاست. چنین کاری هم فقط از طریق افزایش انباشت سرمایه و افزایش سرمایه‌گذاری، شدنی است... تعرفه‌ها و ‏کنترل نرخ ارز دقیقا همان چیز‌هایی هستند که مانع ورود سرمایه و صنعتی‌شدن کشور‌ها می‌شوند. تنها راه سرعت‌بخشیدن به ‏صنعتی‌شدن، داشتن سرمایه بیشتر است. از حمایت‌گرایی فقط این کار برمی‌آید که مسیر سرمایه را از بخشی به بخش دیگر تغییر ‏دهد. حمایت‌گرایی به خودی خود چیزی به سرمایه کشور‌ها اضافه نمی‌کند. برای اینکه کارخانه جدیدی ساخته شود، سرمایه لازم ‏است. بهسازی کارخانه‌های موجود هم سرمایه لازم دارد نه تعرفه» (لودویک فون میزس – سیاست اقتصادی). ‏