دکتر امین رضا چلبیانلو جراح و دندانپزشک …مجموعه ایی از برندهای صنعت ساختاجاره خودرو وتشریفاتنمایندگی رسمی و عامل فروش محصولات …

معنای سکوت چین چیست؟ /بازیگری علی لاریجانی در روابط ایران و چین/قرنطینه کامل میسّر است
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز سه شنبه بیست و چهارم تیرماه در حالی چاپ و بر روی پیشخوان مطبوعات قرار ‏گرفت که انتقاد آیت الله مکارم شیرازی از گرانی‌های افسارگسیخته، انفجار و آتش سوزی ناو آمریکایی و سکوت پنتاگون، و از ‏بین رفتن یک و نیم میلیون شغل پس از کرونا در کنار ادامه تحلیل‌ها درباره توافق راهبردی ایران و چین در صفحات نخست ‏روزنامه‌های امروز برجسته شده است. ‏ در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم: ‏ معنای سکوت چین چیست؟ جلال خوش چهره‎ ‎در سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان معنای سکوت چین نوشت: برنامه همکاری‌های راهبردی ۲۵ ساله ‏ایران و چین در حالی مورد نقد و بررسی موافقان و مخالفان قرار دارد که هنوز دولت چین واکنش روشنی را در این‌باره بروز نداده ‏است. آنچه چینی‌ها به آن اکتفا کرده‌اند؛ ابراز تمایل به گسترش همکاری‌های خود با ایران است. سفر اخیر «محمد جواد ظریف» ‏به پکن و تحویل سند راهبردی به همتای چینی خود نیز اخبار روشنی از پاسخ پکن به برنامه ارائه شده از سوی تهران در پی ‏نداشته است. بنابراین، به‌رغم تفاهم‌های نخستین در سفر «شی‌جین پینگ» رئیس‌جمهوری چین به تهران در سال ۱۳۹۴ و ‏آماده‌سازی برنامه همکاری راهبردی میان دو طرف از سوی دولت ایران، پکن هنوز سکوت خود را نشکسته و موضع روشنی در ‏این باره اعلام نکرده است. ‏ چینی‌ها که از سال ۱۹۷۹ رویکرد تجدید‌نظر‌طلبانه «مائو‌تسه‌تونگ» در قبال جامعه بین‌الملل را کنار گذاشته و به‌جای آن مشارکت ‏مسالمت‌آمیز را در خدمت به توسعه اقتصادی خود پیشه کرده‌اند، همچنان توصیه کلیدی «دنگ شیائو پینگ» رهبر پیشین خود را ‏آویزه گوش دارند. معمار چین نو به کارگزاران عمل‌گرای خود گفت: «قابلیت‌ها و ایده‌هاتان را پنهان کنید و زمان بخرید.» این ‏توصیه اکنون به خصلت چینی‌ها در تعاملاتشان با جامعه جهانی تبدیل شده است. آنان با سنجیدن همه جوانب یک پدیده و با ‏ارزیابی منافع مستقیم خود در جامعه جهانی عمل می‌کنند. تعیین اولویت‌ها در سیاست‌های اقتصادی، نظامی و فرهنگی چینی‌ها ‏ربط مستقیم با منافع تعریف شده و روشن آنان دارد. از این رو است که توانسته‌اند از سال‌های پایانی دهه هفتاد میلادی قرن گذشته ‏تا امروز از کشوری فقیر به ابرقدرت نزدیک شوند. با این حال ترجیح مقام‌های چینی همچنان این است که کشوری در حال توسعه ‏شناخته شوند تا قدرتی مستعد کسب جایگاه هژمونیک. اظهارات مقام‌های چینی در ماه‌های اخیر مبنی براینکه نمی‌خواهند پا جای ‏پای ایالات متحده به عنوان ابرقدرت بگذارند، نشان از هوشیاری آنان در حفظ موقعیت با ثبات و روبه توسعه خود دارد. چینی‌ها ‏دریافته‌اند که سیاست راهبردی واشنگتن، تحریک دیگر قدرت‌های جهانی برای متوقف کردن این کشور است. وسواس چینی‌ها در ‏اعلام مواضع سریع به رخداد‌ها نیز ریشه در ملاحظاتی دارد که باید آن را در سیاست‌های استراتژیک این کشور سراغ گرفت. ‏برنامه همکاری راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین نیز در چارچوب تعریف شده در بالا قابل ارزیابی و تحلیل است. اینکه چین ‏علاقه‌مند به گسترش روابط با ایران است جای تردید ندارد، اما نکته ظریف اینجاست که برنامه یادشده در حال حاضر از سوی ‏ایران به دولت این کشور پیشنهاد شده و هنوز پاسخ پکن به این برنامه اعلام نشده و یا در پرده، پنهان است. تهران رویکرد خود را ‏به هم‌سویی استراتژیک با پکن تا حداقل ۲۵ سال آینده به روشنی اعلام کرده، اما پکن روشن نکرده است که آیا به اتحاد استراتژیک ‏با تهران تمایل دارد یا اینکه به شکل مشروط آن را می‌پذیرد؟ درواقع ابهام در درک نیت چشم بادامی‌ها یکی از اصلی‌ترین ‏تردید‌های منتقدان برنامه همکاری راهبردی ایران و چین است. منافع چین با نگاه به ملاحظات این کشور در تعامل با جامعه ‏بین‌المللی، روابط با قدرت‌های غربی و سرانجام، دولت‌های دوست پکن در منطقه خاورمیانه تعریف می‌شود؛ بنابراین انتخاب ‏استراتژیک چینی‌ها در قبول و یا تغییر برخی از مواد برنامه پیشنهادی تهران چه خواهد بود؟ آیا پیش از این اعلام، مقام‌های ‏ایرانی نباید در اظهارات خود احتیاط‌های لازم را داشته و به دغدغه‌های منتقدان و مخالفان این برنامه توجه کنند؟ایرانیان موافق، منتقد و مخالف برنامه راهبردی در‌حالی به مناظره با یکدیگر مشغولند که هنوز پاسخ و ملاحظات دولت چین به ‏این برنامه روشن نبوده و یا اعلان عمومی نشده است. ابراز شیفتگی‌های زود‌هنگام و یا مخالفت‌های تند تنها در یک سوی توافق ‏احتمالی جریان دارد، در حالی که چشم بادامی‌ها همچنان با وسواس به صحنه می‌نگرند و از بیان دیدگاه صریح طفره می‌روند. ‏خصلت چینی‌هاست که «ایده‌هاشان را پنهان کنند و برای آن، زمان بخرند.» ‏ قرنطینه کامل میسّر است روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با عنوان قرنطینه کامل میسّر است نوشت: موج شدید شیوع ویروس کووید ۱۹ ‏که گفته می‌شود نوع جهشی آنست، با شتاب و بی‌رحمی بیشتر به جان مردم جهان ازجمله مردم ایران افتاده است. اینبار، ‏مسئولانه‌تر باید به مصاف این ویروس رفت، در غیراینصورت باید منتظر قربانی شدن دستجمعی مردم از پیر و جوان و زن و ‏مرد و کودک باشیم. ‏صاحبنظران، قرنطینه کامل دوهفته‌ای تا یکماهه را پیشنهاد می‌دهند. هرچند محدودیت‌های ناشی از چنین قرنطینه‌ای مشکلات ‏اقتصادی زیادی برای کشور به همراه خواهد داشت، ولی تحمل این مشکلات و تلاش برای حل آن‌ها قطعاً بر شاهد ساکت و ‏بی‌تفاوت بودن تلف شدن جان انسان‌ها ترجیح دارد. ‏معروف است که کرونا بیماری فقراست، زیرا صاحبان ثروت و تمکن، با برخورداری از امکانات می‌توانند خود را از کرونا تا ‏حدود زیادی مصون نگهدارند و در صورت ابتلا نیز توان مالی لازم را برای نجات جان خود دارند. در مقابل، این فقرا هستند که ‏در اثر عدم برخورداری از امکانات مادی، هم بیشتر در معرض ابتلا به کرونا هستند و هم در صورت ابتلا قدرت مادی لازم برای ‏درمان را ندارند. نظام جمهوری اسلامی موظف است از فقرا حمایت کند و برای سلامت و حفاظت از جان آن‌ها احساس مسئولیت ‏نماید. ‏ در شرایط کنونی که موج جدید کرونا بی‌رحمانه‌تر و پرشتاب‌تر به جان مردم افتاده، امکانات بیمارستانی هم ممکن است جوابگوی ‏تعداد روزافزون بیماران نباشد. تعداد پزشکان و پرستاران و سایر کادر‌های درمانی و بهداشتی مراکز درمانی کشور نیز محدود ‏است و از این نظر نیز احتمال بروز مشکلات جدی وجود دارد. ‏این‌ها همه ایجاب می‌کنند مسئولان ارشد نظام، با ابتکارات جدیدی به مصاف بیماری خطرناک کرونا بروند و حفاظت از سلامت ‏جامعه و جان مردم را بر همه چیز ترجیح بدهند. دیدیم که قرنطینه در فروردین‌ماه جواب داد و توانست شیوع ویروس کرونا را تا ‏حدود زیادی کنترل کند و آمار مرگ و میر کرونائی را که به ۱۵۸ نفر در یک شبانه‌روز رسیده بود به ۳۴ نفر کاهش دهد. اکنون ‏نیز طبق پیشنهاد صاحبنظران، قرنطینه تنها راه‌حل است و نجات جان مردم به این اقدام بستگی دارد. بنابراین، مسئولان ستاد ملی ‏مقابله با کرونا و شخص رئیس‌جمهور به عنوان فرمانده این ستاد، لازم است به این ضرورت توجه نمایند و هرچه زودتر کشور را ‏و یا هر بخش از کشور را که ضرورت داشته باشد، به قرنطینه بازگردانند. ‏از مشکلات اقتصادی کشور که مانع بزرگی بر سر راه قرنطینه است و از عوارض گسترده اقتصادی قرنطینه اطلاع داریم، ولی ‏به این اصل غیرقابل انکار هم توجه داریم و همه توجه دارند که برای حفاظت از جان مردم و تامین سلامت جامعه، باید راه‌حلی ‏برای غلبه بر مشکلات اقتصادی پیدا کرد. مجموعه مدیریتی کشور شامل قوای سه‌گانه و سایر دستگاه‌ها، اگر دست به دست ‏همدیگر بدهند و متحداً درصدد رفع موانع و حل مشکلات برآیند، قطعاً مشکلی باقی نمی‌ماند و بر خطر‌های بزرگ‌تر از کرونا هم ‏غلبه خواهند کرد. متاسفانه این مجموعه، منسجم نیست و هر کسی ساز خودش را می‌زند و عده‌ای از آن‌ها به جای پرداختن به ‏مسائل اصلی کشور، به حاشیه‌سازی مشغولند. عده‌ای نیز همزمان با تاکید ستاد ملی مقابله با کرونا بر ممنوعیت تجمعات، سخن از ‏تعطیل‌بردار نبودن عزاداری‌های محرم به میان می‌آورند و ناآگاهانه دین را در برابر جان مردم قرار می‌دهند! شما کمک کنید با ‏انجام قرنطینه کامل، کرونا مهار شود، آنوقت عزاداری‌ها را هم با خیال راحت برگزار کنید، ولی هنگامی که کرونا هر روز جان ‏بیش از ۲۰۰ نفر را می‌گیرد، این اصرار شما مفهومی غیر از ضدیت با سلامت مردم ندارد. ‏مسئولان ارشد نظام می‌توانند هزینه قرنطینه کامل را با به صحنه آوردن موجودی‌های دولتی و حاکمیتی و کمک گرفتن از ‏متمکنین اهل خیر تامین کنند. موفقیت در این امر، مستلزم اینست که دستگاه‌های صاحب مال دولتی و حکومتی از هزینه ‏کردن‌های متفرقه و ناهماهنگ و اموری که به نوعی به صدقه دادن شبیه است خودداری و پول‌ها و امکانات را براساس برنامه‌ای ‏مدون، جامع و متمرکز خرج کنند. در اینصورت، موفقیت حتمی خواهد بود. ‏ بازیگری علی لاریجانی در روابط ایران و چین کمال دهقانی فیروزآبادی نماینده مجلس دهم طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه آرمان ملی نوشت: توسعه همکاری ایران و ‏چین سابقه‌دار است و یک الگوی خوب در امر توسعه و پیشرفت است. چین نیز همچون ایران در دهه ۶۰ میلادی دست به انقلابی ‏زد که بر اساس آن تحول عظیمی در مدیریت خود ایجاد کرد و خود را در جهان مطرح کند. چین یک ظرفیت مهندسی بسیار قوی ‏به‌خصوص در زیرساخت‌ها دارد و تولیدات انبوه صنعتی این کشور سبب شده است که اقتصاد این کشور به رده دوم جهان برسد و ‏این امر می‌تواند بر اقتصاد ایران تاثیر مستقیم بگذارد و تولید ایران را نیز رونق دهد و زیرساخت‌های اقتصادی را نیز در ایران ‏فعال کند. این امر در مناطق ویژه اقتصادی می‌تواند پررنگ‌تر باشد و صادرات ایران را همچون کشور خود محرک‌تر کند و این ‏همکاری در این نقطه نیز می‌تواند منجر به تولیدات مشترک بسیار خوبی شود که در ادامه ایران را نیز به یک قدرت اقتصادی ‏مهم نه تنها در منطقه بلکه در جهان بدل کند. همگان همچنان در تعجب هستند که این کشور با جمعیتی بالغ بر یک‌میلیارد و ‏پانصدمیلیون تومان به دومین اقتصاد برتر جهان بدل شده است. این کشور با این ویژگی‌ها همواره یک شریک اقتصادی خوب ‏برای ایران بوده است؛ به شکلی که چین همواره مقصد صادرات ایران بوده و کالا‌های زیادی نیز از این کشور وارد ایران شده ‏است. حضور همزمان ایران و چین در آسیا یکی دیگر از نقاط قوت این قرارداد می‌تواند باشد که به آن جنبه‌های استراتژیک نیز ‏اضافه می‌کند. ایران و چین به نحوی می‌توانند مکمل‌های خوبی برای یکدیگر باشند. از یک‌سو ایران منابع عظیم نفت و گاز در ‏اختیار دارد و دارای نیروی انسانی متخصصی است که لازمه جدی توسعه است و از سوی دیگر، بازار مصرف ایران و اطراف ‏آن نیز به‌شدت منافع اقتصادی زیادی را به همراه دارد. آنچه قابل توجه است سایر کشور‌های قدرتمند آسیا نیز می‌توانند با پیوستن ‏به این حرکت آسیا را به نقطه ثقل اقتصادی و سیاسی جهان بدل کنند. این حرکت از آنجا شروع شد که لزوم نگرش به شرق را از ‏سال‌ها قبل در ایران ایجاد کرد؛ البته این امر به آن معنا نیست که تبادلات تجاری کشور‌های غربی قطع شود بلکه مساله در این ‏برهه زمانی اولویت‌ها هستند که در زمان حال قطعا اولویت ایران کشور‌های همسایه و چین هستند. چین، هند و روسیه کشور‌هایی ‏هستند که با یک واسطه در همسایگی ایران قرار دارند و می‌توانند نقشی اساسی در اقتصاد ایران ایفا کنند. از سوی دیگر جمهوری ‏اسلامی ایران نیز نیازی اساسی به سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دارد و از همین رو زمینه همکاری نیز به خوبی مهیا است. ‏بنابراین قرارداد ۲۵ ساله با چین می‌تواند یک راهبرد خوب و اصولی برای ایران باشد. این قرارداد با سفر رئیس سابق مجلس به ‏چین به نقطه عطف خود نزدیک شد؛ سفری که با همراهی وزیر امورخارجه انجام شد و نتایج مثبت زیادی در پی داشت. لاریجانی ‏شخصیتا یک انسان استراتژیک است و ایشان در سوابق گذشته خود به‌خوبی این امر را نشان داده است. نگاه لاریجانی در مجلس ‏نیز همیشه راهبردی و استراتژیک بوده است. سفر ایشان به چین نیز در همین راستا و با توجه به این ویژگی ایشان رقم خورد. بعد ‏از این قرارداد نیز لاریجانی همواره به علت دیدگاه راهبردی که دارد می‌تواند نقشی اساسی در روابط ایران و چین داشته باشد. ‏