«اینها میروند و شما میمانید»/سابقه نداشت اینطور بزنند!
همه مضطرب بودند. فراموش نمیکنم در نهایت اضطراب بودم. ایشان با خیال راحت با آرامش کامل با یک طمانینه شگفتآور نماز مغرب و عشاء را خواندند، بعد رفتند به یکی از اتاقهای همانمنزلی که در آن اقامه جماعت شده بود. ما هم رفتیم به طرف آن اتاق.