برگزاری آزمون تافل، ثبت نام تافل، …تعمیر کولر گازی،سرویس کولر گازی،نصب …نمایندگی فروش و تعمیرات کانن مرکز …دستگاه سی ان سی

از «واردات سریع واکسن» چه خبر؟ /بلبشوی داوطلبی و پوست‌اندازی سیاست/ملزومات جانبی توافق با چین چیست؟ ‏
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز یکشنبه ۲۲ فروردین ماه در حالی چاپ و منتشر شد که سایه انتخابات بر مذاکرات ‏هسته‌ای و تعداد بالای کاندیدا‌های انتخابات ۱۴۰۰ از یک سو و اظهارات حسن روحانی در روز فناوری هسته‌ای همزمان با ‏افتتاح پروژه‌های جدید هسته‌ای مبنی بر بدهکار بودن آژانس و غرب به ایران در زمینه هسته‌ای در صفحات نخست روزنامه ‏های امروز برجسته شده است. ‏ در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم: ‏ ملزومات جانبی توافق با چین چیست؟ ‏ نصرت‌ا... تاجیک سفیر پیشین ایران در اردن طی یادداشتی در شماره امروز آرمان ملی نوشت: بخشی از دلایل نگاه ایران به ‏سمت شرق امروز ناشی از فشار کشور‌های غربی است. ما یک انتخاب راهبردی کرده‌ایم و این به‌خاطر اشتباه استراتژیک ‏آمریکاست که با یک فشار حداکثری به دنبال نه تنها تغییر حکومت در ایران بلکه به دنبال شوراندن مردم علیه حکومت و ‏فروپاشی و تجزیه کشورمان بود. غربی‌ها عملا ایران را با این اشتباه از دست دادند و امروز حتی نه حاضر هستند نقش منطقه‌ای ‏ایران را بپذیرند و نه حاضر هستند منافع و اهداف سیاست خارجی ما را بپذیرد و امروز با تبدیل کردن این موارد به مسائل امنیتی ‏به دنبال این هستند که از همان‌ها علیه ایران استفاده کنند. ما سرمایه گذاری‌هایی در منطقه کرده‌ایم و حق داریم تا از آن‌ها به نفع ‏خود استفاده کنیم و اقدامات ما باعث امنیت منطقه شده است که نمونه بارز آن مقابله با داعش بود. آن‌ها یک جهت اشتباه به این ‏مسائل داده‌اند و همین سبب شده است تا نتوانیم از منافع خود استفاده کنیم. باید توجه کرد مفهوم شرق و غرب دیگر مانند زمان ‏جنگ سرد وجود ندارد و آن تعریفی که مبنای آن لیبرالیسم و کمونیست بود دیگر وجود ندارد و دنیای امروز دنیای همکاری‌های ‏جهانیست. تلقی نه شرقی و نه غربی امروز باید از حالت ایستا به سمت دینامیکی رود تا منافع اقتصادی و رضایت شهروندی را ‏در پی داشته باشد. این رضایت شهروندی است که ثبات و امنیت داخلی و در نتیجه منطقه‌ای و بین‌المللی را به دنبال خواهد داشت. ‏نباید تصور کرد که تفاهم با چین باید همراه با موارد دیگری باشد. امروز هر کشوری که قصد همکاری با ایران را دارد باید به ‏منافع ایران احترام گذاشته و ایران نیز متقابلا باید دغدغه‌های آن‌ها را درک کند و صحبت طرف‌های مقابل را بشنود و در ‏طراحی‌های خود لحاظ کند. ما باید مدل توسعه خود را با همکاری سایر کشور‌ها متحقق کنیم. بحث فقط آمریکا نیست و اروپا نیز ‏شامل این اصل می‌شود. اروپا نتوانست نقش تاریخی خود را ایفا کند و در دوره ترامپ منفعل بود و با وجود اینکه ایران در برجام ‏ماند و امنیت منطقه را حفظ کرد، آن‌ها متقابلا به تعهدات خود عمل نکردند. ایران باید با ثبات رفتار کند تا یک شریک مطمئن ‏شناخته شود. از سوی دیگر نیز باید توجه داشت که همکاری با چین به معنای ضدیت با آمریکا و اروپا نیست و خود چین در این ‏خصوص ادعایی ندارد و میزان تجارت آن‌ها با اروپا و آمریکا در بالاترین سطح است. باید مزیت نسبی خود را بشناسیم و آن را به ‏مزیت رقابتی تبدیل کرده و نقش مسئولانه خود را در منطقه حفظ کنیم تا رفاه مردم کشور خودمان در مرحله اول تامین شود. ‏سیاست خارجی باید منافع ملموس برای زندگی مردم داشته باشد تا هم تامین منافع ملی حداکثری شود و هم میزان انسجام داخلی ‏افزایش یافته و اعتماد به حکومت به بالاترین حد ممکن رسد. ‏   از «واردات سریع واکسن» چه خبر؟ سید علیرضاکریمی در سرمقاله امروز روزنامه آفتاب یزد به موضوع واردات واکسن کرونا پرداخت و نوشت: حلقه مفقوده در ‏غالب اظهارات مسئولان در مورد کرونا، بحث خرید واکسن و واکسیناسیون است. به نظر می‌رسد فشار رسانه‌ها و شبکه‌های ‏اجتماعی نیز موجب نشده به قول معروف، کک مسئولان بگزد! آنان به بهانه تحریم و نبود پول به اندازه مکفی نه مواخذه می‌شوند ‏و نه به رسانه و فردی پاسخگو هستند. جالب آنکه مجری و ناظر نیز در این موضوع به خصوص یکصدا و یکدل (!) هستند. یعنی ‏گویا نفع هر دو گروه سکوت و عبور از این مسئله مهم است. ‏فی المثل اگر دقت کرده باشید در مورد سوء مدیریت آشکار ستاد ملی مقابله با کرونا در تعطیلات عید و شروع پیک چهارم این ‏ویروس، ناظران شروع به نقد و استفاده از ابزار نظارتی کردند مثل نامه رئیس کمیسیون بهداشت مجلس به دستگاه قضا برای ‏برخورد با رئیس ستاد، ولی در مورد خرید و واردات واکسن همه مسئولان هم جهت و هم نظر هستند. از همین رو هم هست که ‏انتظارات و انتقادات جامعه تاثیری ندارد. البته اگر مجلس مردمی بود و دولت از مردم جدا نمی‌شد چه بسا این روز‌ها آنان ‏منعکس‌کننده صدای مردم بودند و جهد واقعی برای واکسیناسیون صورت می‌گرفت. ‏ به یقین نمی‌توان گفت، اما باید پذیرفت که بهرحال بسیاری از ذی نفعان که دارای رانت‌های عجیب و غریبی هستند و اتفاقا سر ‏وسری با مسئولان دارند این روز‌ها خیال خود و خانواده شان بابت واکسیناسیون آسوده است! آنان همزمان با شروع واکسیناسیون در ‏غرب و جهان، اول رهسپار آنجا شدند و بهترین نوع واکسن را تزریق کردند. ‏عرضم اینجاست واکسن زدن شهاب حسینی درآمریکا تنها یک پروپاگاندا بود تا اصل ماجرا گم شود وگرنه بسیاری از کسانی که ما ‏و شما آنان را نمی‌شناسیم، اما بهرحال «وصل» هستند پیشتر از بازیگر چهره سینما در آمریکاو اروپا شر کرونا را از سر خود کم ‏کردند. مگر می‌شود شخصی که ۶ ماه از سال در ایران نیست و فرزندانش در غرب تحصیل می‌کنند برای واکسن زدن در فرنگ ‏خجالت بکشد؟! ‏نتیجه آنکه همه ما مردم گویا محکومیم به تزریق واکسن داخلی. حال اینکه این واکسن چه زمانی آماده شود الله اعلم. عده‌ای می‌گویند ‏از ابتدای تیرماه و عده‌ای دیگر مهر ماه. ولی بهرحال سیاست‌ها به شکلی تدوین شده و اجرا می‌شود که مردم عادی مثل من وشما به ‏همان واکسن ایرانی رضایت دهیم. یعنی آن ابتدا که واکسن کشف شد و مسئولان گفتند سریع وارد می‌کنیم پیش خودمان می‌گفتیم ‏واکسن می‌زنیم، ولی فقط از فلان برند. ولی حالا وقتی این بی‌تفاوتی مسئولان را که می‌بینیم پیش خود به این نتیجه می‌رسیم که ‏هرچه می‌دهید بدهید فقط نامش واکسن باشد! ‏   بلبشوی داوطلبی و پوست‌اندازی سیاست روزنامه «جهان‌صنعت» طی یادداشتی با عنوان بلبشوی داوطلبی و پوست‌اندازی سیاست نوشت: این روز‌ها دو خبر یکی درباره ‏سیاست خارجی و موضوع گفتگو با آمریکا درباره اینکه باید رژیم تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را یکباره بردارد و سپس ‏ایران نیز به همه تعهدات برجامی برگردد و همچنین خبر‌هایی پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری در کانون توجه خبرسازان و ‏سیاستمداران و نیز شهروندان ایرانی قرار دارند. واقعیت این است که سیاست خارجی ایران تابعی از سیاست داخلی شده است و ‏انتخابات سیزدهم به زودی روی موضوع برجام سایه می‌اندازد و آن را کمرنگ می‌کند. این چیزی است که البته با اراده و خواست ‏حسن روحانی رییس دولت سازگار و همراه نیست، اما از دست او کاری برنمی‌آید. از سوی دیگر در حالی که کمتر از ۷۰ روز ‏دیگر به انتخابات باقی مانده است یک خبر منتشر شده نشان می‌دهد نام ۵۵ شخصیت سیاسی در صف ثبت‌نام قرار گرفته است که ‏‏۲۱ نفر از آن‌ها به طور رسمی و بقیه نیز به طور غیررسمی احتمال کاندیداتوری دارند. دقت در اسم و رسم این ۵۵ نفر نشان از ‏بلبشوی رفتار و کارنامه سیاست در ایران است که به هر دلیل سپهر سیاست ایران را زیر تیغ خود گرفته است. همین موضوع که ‏تا امروز ۵۵ نفر می‌خواهند رییس‌جمهور شوند برای شهروندان یک آدرس بازدارنده است و آن‌ها با خود می‌گویند دروازه سیاست در ‏ایران آنقدر فراخ و بی‌در و پیکر شده است که هر دوره بر شمار کسانی که خود را برای رسیدن به منصب دومین مقام کشور ‏دارای شایستگی می‌دانند افزوده می‌شوند و این بازدارندگی راه مشارکت بیشتر را می‌بندد. از سوی دیگر نگاهی به شخصیت‌های ‏سیاسی که نام‌شان در فهرست ۵۵ نفره آمده است نشان می‌دهد بسیاری از آن‌ها از سوی شورای نگهبان فاقد صلاحیت تشخیص داده ‏شده و راه ورود به انتخابات روی آن‌ها بسته خواهد شد و این نیز مزید بر علت شده و از مشارکت کاسته خواهد شد. یکی دیگر از ‏نکات عجیب فهرست ۵۵ نفره نشان‌دهنده بلبشو در حزب‌های شناخته‌شده مثل موتلفه و کارگزاران است که هر کدام سه نفر از ‏اعضایشان بنا بر دستور حزبی یا بر اساس کنش فردگرایانه در این فهرست جای دارند. آیا این‌ها نمی‌توانستند با هم در درون حزب ‏هماهنگی کنند یا اینکه خواسته‌اند در برابر حذف احتمالی از طرف شورای نگهبان یار ذخیره داشته باشند. در پایان این نوشتار ‏کوتاه به کسانی که بازیگردان اصلی سیاست به حساب می‌آیند و به بازیکنان نامدار سیاست که بیشتر در فهرست ۵۵ نفره باید آن‌ها ‏را جست‌وجو کرد یادآور شد دنیا نو شده است و دنیای ذهنی ایرانیان نیز با پدیدار شدن شبکه‌های اجتماعی و البته به دلیل رونق ‏رسانه‌های دیگر، بازی‌های کهنه‌شده را برنمی‌تابند. سیاست در ایران نیاز به پوست‌اندازی دارد و اگر این پوست‌اندازی سازگار با ‏طبیعت سیاست و دگرگونی‌های آن نباشد پوست‌اندازی با درد و رنج خواهد بود. ‏ انتخابات سیزدهم به زودی روی موضوع برجام سایه می‌اندازد و آن را کمرنگ می‌کند. این چیزی است که البته با اراده و خواست ‏حسن روحانی رییس دولت سازگار و همراه نیست، اما از دست او کاری برنمی‌آید. از سوی دیگر در حالی که کمتر از ۷۰ روز ‏دیگر به انتخابات باقی مانده است یک خبر منتشر شده نشان می‌دهد نام ۵۵ شخصیت سیاسی در صف ثبت‌نام قرار گرفته است که ‏‏۲۱ نفر از آن‌ها به طور رسمی و بقیه نیز به طور غیررسمی احتمال کاندیداتوری دارند. دقت در اسم و رسم این ۵۵ نفر نشان از ‏بلبشوی رفتار و کارنامه سیاست در ایران است که به هر دلیل سپهر سیاست ایران را زیر تیغ خود گرفته است. همین موضوع که ‏تا امروز ۵۵ نفر می‌خواهند رییس‌جمهور شوند برای شهروندان یک آدرس بازدارنده است و آن‌ها با خود می‌گویند دروازه سیاست در ‏ایران آنقدر فراخ و بی‌در و پیکر شده است که هر دوره بر شمار کسانی که خود را برای رسیدن به منصب دومین مقام کشور ‏دارای شایستگی می‌دانند افزوده می‌شوند و این بازدارندگی راه مشارکت بیشتر را می‌بندد. از سوی دیگر نگاهی به شخصیت‌های ‏سیاسی که نام‌شان در فهرست ۵۵ نفره آمده است نشان می‌دهد بسیاری از آن‌ها از سوی شورای نگهبان فاقد صلاحیت تشخیص داده ‏شده و راه ورود به انتخابات روی آن‌ها بسته خواهد شد و این نیز مزید بر علت شده و از مشارکت کاسته خواهد شد. یکی دیگر از ‏نکات عجیب فهرست ۵۵ نفره نشان‌دهنده بلبشو در حزب‌های شناخته‌شده مثل موتلفه و کارگزاران است که هر کدام سه نفر از ‏اعضایشان بنا بر دستور حزبی یا بر اساس کنش فردگرایانه در این فهرست جای دارند. آیا این‌ها نمی‌توانستند با هم در درون حزب ‏هماهنگی کنند یا اینکه خواسته‌اند در برابر حذف احتمالی از طرف شورای نگهبان یار ذخیره داشته باشند. در پایان این نوشتار ‏کوتاه به کسانی که بازیگردان اصلی سیاست به حساب می‌آیند و به بازیکنان نامدار سیاست که بیشتر در فهرست ۵۵ نفره باید آن‌ها ‏را جست‌وجو کرد یادآور شد دنیا نو شده است و دنیای ذهنی ایرانیان نیز با پدیدار شدن شبکه‌های اجتماعی و البته به دلیل رونق ‏رسانه‌های دیگر، بازی‌های کهنه‌شده را برنمی‌تابند. سیاست در ایران نیاز به پوست‌اندازی دارد و اگر این پوست‌اندازی سازگار با ‏طبیعت سیاست و دگرگونی‌های آن نباشد پوست‌اندازی با درد و رنج خواهد بود. ‏