نوسازی و بازسازیوی مارکتساخت تابلوهای نما و نوسازی ساختمانسرورنگ

مسئولان، با کرونا، تعارف چرا؟ /آیا ایران مستعمره چین می‌شود؟ / ‏بازار ارز با عرضه مدیریت نمی‌شود
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز چهارشنبه یازدهم تیرماه در حالی چاپ و منتشر شد که حکم اعدام روح الله زم سرشبکه آمدنیوز، ‏آخرین خبر‌ها از سرنوشت جنازه قاضی منصوری، هشدار شدید ظریف به شورای امنیت و انفجار هولناک در خیابان شریعتی ‏تهران در صفحات نخست روزنامه‌های امروز برجسته شده اند. ‏ در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم: ‏ آیا ایران مستعمره چین می‌شود؟ شیرزاد عبداللهی روزنامه‌نگار طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه همدلی با عنوان آیا ایران مستعمره چین می‌شود؟ نوشت: ‏محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمع مردم گیلان به امضای یک قرارداد ‏‏۲۵ساله بین ایران و چین واکنش نشان داد و خطاب به دولتیان گفت: «مگر شما مالک کشور هستید که بدون اطلاع ملت و از کیسه ‏ملت به دیگران می‌بخشید.» هیات دولت پیش‌نویس این برنامه را هفته گذشته تصویب کرده و به وزارت خارجه ماموریت داد تا با ‏طرف چینی درباره جزئیات برنامه به توافق برسد و متن اصلی را برای امضا بین دو کشور آماده کند. از طرفی سخنگوی وزارت ‏امورخارجه با رد گمانه‌زنی‌ها در باره محتوای سند و دفاع از آن گفت: «احساس می‌کنم سند جوری است که در آینده بتوان آن را ‏کامل منتشر کرد.» دولت روحانی که در چهار سال اول موضعی تهاجمی در باره عملکرد دولت احمدی‌نژاد در حوزه سیاست ‏خارجی و امور اقتصادی داشت، اکنون به جایی رسیده که در برابر پاتک‌های احمدی‌نژاد باید موضع دفاعی بگیرد، آن هم موضعی ‏مبهم و احساسی مثل حرف‌هایی که سخنگوی وزارت امور خارجه زده است. به این دلیل ساده که متن سند تا حالا منتشر نشده ‏است، کلیه ارجاعات در این زمینه بر می‌گردد به مقاله‌ای در نشریه انگلیسی «پترولیوم اکونومیست» که از قول یک منبع ارشد ‏نزدیک به وزارت نفت بیان شده است. آنچه در گزارش این نشریه آمده اگر صحت داشته باشد، واقعا نوعی قرارداد استعماری و ‏ناقض استقلال ایران است. از جمله حضور ۵ هزار نیروی امنیتی چین در ایران! مطابق این گزارش، چینی‌ها حدود ۴۰۰ میلیارد ‏دلار در ایران سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در عوض امتیازاتی به چینی‌ها داده شده که همسنگ امتیازاتی مانند رویتر، امتیاز دارسی ‏و امتیاز رژی (تنباکو) در عصر ناصرالدین شاه است. جدا از صحت و سُقم گزارش این نشریه، آنچه انعقاد این‌گونه قرارداد‌ها را ‏با چین و روسیه باورپذیر می‌کند، سیاست خارجی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است که بر پایه ضدیت تا حد دشمنی با غرب و ‏دوستی استراتژیک با شرق (چین و روسیه) بنا شده است. در حالی که مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی در زمان تاسیس، ‏شعار «نه شرقی، نه غربی» یا نوعی موازنه منفی در برابر قدرت‌های غرب و شرق بود. زیاده‌روی در دشمنی با غرب، به عدم ‏توازن و وابستگی اقتصادی و نظامی به شرق منجر می‌شود. انتقاد ما به رژیم گذشته این بود که به غرب وابسته بود. راه حل ‏وابستگی به غرب، استقلال است، نه وابستگی یا گرایش به شرق. لبخند چینی‌ها و روس‌ها به اندازه اخم ترامپ برای ایران مضر و ‏مخرب است. آمریکایی‌ها به صورت علنی، نظرات خود را بیان می‌کنند، اما چینی‌ها و روس‌ها در لفاف تعارفات دیپلماتیک منافع ‏خود را پیگیری می‌کنند. چین و روسیه و امریکا و اروپا و همه کشور‌ها در رابطه با ایران دنبال منافع ملی خود هستند و روابط ‏عاشقانه یا خصمانه با ایران بی‌معنا است. ضدیت جمهوری اسلامی با غرب در حوزه نظری هیچ ایرادی ندارد، اما وقتی تبدیل به ‏سیاست رسمی حکومت می‌شود، وحشتناک است. تبعات آن وقتی سنگین می‌شود که باید برای ضدیت با غرب به چین و روسیه ‏تکیه کنیم و به آن‌ها امتیاز بدهیم. چین و روسیه محدودیت‌ها و محظورات جمهوری اسلامی را می‌شناسند و بر اساس آن برای منافع ‏خود برنامه‌ریزی می‌کنند. چینی‌ها می‌دانند که جمهوری اسلامی به دلایل سیاسی به حضور یک میلیون جوان مسلمان اویغور در ‏اردوگاه‌های کار اجباری استان سین کیانگ چین اعتراض نمی‌کند و آن را ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی غرب می‌داند، همچنان ‏که جمهوری اسلامی به کشتار مسلمانان چچن و اینگوش و قره باغ توسط پوتین اعتراض نکرد. محمود احمدی‌نژاد البته کارگزاری ‏ملی برای مخالفت با سیاست نزدیکی به شرق نیست، اما طرح سوال از سوی او اقدامی به جا بود تا ما را متوجه کاستی‌های ‏سیاست خارجی جمهوری اسلامی بکند. جنگ سرد با فروپاشی امپراتوری شوروی در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید، اما عده‌ای در ‏ایران می‌کوشند که دوگانه جدیدی به نام ایران – آمریکا خلق کنند و ایران را جایگزین اتحاد شوروی در مقابل آمریکا کنند. معرفی ‏ایران به عنوان قدرتی که نظم ظالمانه جهانی را به چالش می‌کشد ممکن است برای عده‌ای از ایرانی‌های ناسیونالیست هم جالب ‏باشد، اما ابرقدرت و حتی قدرت شدن نیاز به لوازمی دارد که فعلا فاقد آن هستیم. کشوری با اقتصاد بحرانی و تورم بالای ‏‏۴۰ درصد و کاهش ساعت به ساعت ارزش پول ملی، نمی‌تواند ابرقدرت باشد. جهان امروز مستعد تشکیل امپراتوری از هر جنسی ‏نیست. بهتر است دست به دست هم بدهیم و ایران را آباد کنیم. ‏ بازار ارز با عرضه مدیریت نمی‌شود سید محمد بحرینیان در سرمقاله امروز روزنامه رسالت نوشت: هفته پیش، یکی از شرکت‌های بزرگ تولید روغن که سهم عمده‌ای ‏از بازار این ماده خوراکی دارد، در اطلاعیه‌ای اعلام کرد به دلیل عدم تخصیص ارز توسط بانک مرکزی جهت واردات روغن ‏خام و عدم عرضه آن توسط شرکت بازرگانی دولتی ایران، عملیات تولید خود را برای مدت معینی متوقف خواهد کرد. این یعنی ‏شرکتی که در خردادماه ۲۷۵۰۰ تن روغن تولید کرده و نزدیک به یک‌سوم تقاضای بازار را پوشش داده است، عملا کناره گرفته و ‏توان ادامه دادن ندارد. چنین اطلاعیه‌ای از جهات مختلف کم‌نظیر است. دراین‌باره گفتنی‌هایی هست:‏یک. رئیس محترم جمهور، در تبلیغات انتخاباتی خود، وضعیت بی‌ثبات عرضه و قیمت ارز در دولت پیش را بار‌ها مورد کنایه ‏قرارداد و حتی آن را حاصل عدم درک صحیح از مسائل و خودشیفتگی دانست. از آن روز که ایشان دولت را تحویل گرفته، نرخ ‏ارز بیش از ۴ برابر شده و بدتر آن‌که بار‌ها در نوسانات چند هزارتومانی قرارگرفته است. این میزان از بی‌ثباتی، نوسان و پرش ‏در سقف قیمتی ارز در تمام دولت‌های پس از انقلاب اسلامی کم‌نظیر است. دولت از همان ابتدا، مسیر تعامل با غرب را پیش ‏گرفت و راه‌حل‌های داخلی و درون‌زا را وانهاد، نتیجه آن‌که امروز، حتی از تأمین ارز برای برخی مواد اولیه خوراکی عاجز مانده ‏است. ‏ دو. رئیس بانک مرکزی، در ابتدای دوره مسئولیت، خط قرمز خود را ارزش پول ملی و ثبات نرخ ارز عنوان کرد. چندی پیش، ‏دکتر همتی اعلام کرد سیاست اصلی بانک مرکزی، تأمین ارز برای کالا‌های اساسی است، این یعنی اولویت حساس‌تری برای ‏دولت پیش‌آمده و عملا، سیاست اصلی از حفظ نرخ ارز به تأمین کالا‌های اساسی حتی به قیمت گران شدن ارز تغییر کرده است. ‏همان روز، تحلیل فعالان اقتصادی بر این قرار گرفت که دولت عملا سیگنال خرید ارز داده است. ‏‏ از همان روز، نه‌تن‌ها نرخ ارز ثابت نماند و روند افزایشی پیدا کرد، تأمین ارز برای کالا‌های اساسی هم به خطر افتاد. هرچند ‏بانک مرکزی تلاش دارد تا باعرضه‌های سنگین در بازار، نرخ ارز را ثابت نگاه دارد، اما چنین سیاستی در بلندمدت، قطعا پایدار ‏نخواهد ماند و با تنگنا‌های ارزی کشور، شدنی هم نیست. ‏سه. شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما ویروس کرونا، در حوزه مدیریت بازار ارز به کمک دولت آمده است. در شرایط فعلی، به ‏دلایل مختلف ازجمله کاهش مبادلات تجاری و قطع کامل سفر‌های خارجی، تقاضای واقعی ارز در بازار پایین‌تر از سطح عادی ‏است و اگر دولت نمی‌تواند چنین وضعیتی را مدیریت کند، معلوم نیست که اگر تقاضای ارز از سوی مردم و فعالان اقتصادی به ‏وجود بیاید، چه خواهد کرد. هرچند باید گفت دکتر همتی نسبت به اسلاف خود، عملکرد بهتری داشته، اما حفظ ارزش پول ملی و ‏ثبات ارز، تابع عوامل متعددی است که برخی از آن‌ها از عهده بانک مرکزی خارج است. تأسف‌آور این‌که دولت فعلی، آنچه را در ‏‏۷ سال گذشته کاشته، امروز درو می‌کند. ‏   مسئولان، با کرونا، تعارف چرا؟ ‏ روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با عنوان با کرونا، تعارف چرا؟ ‏نوشت: مسئولان کشور از صدر تا ذیل کرونا را ‏یک بیماری بسیار خطرناک می‌دانند. بعضی از همین حضرات بار‌ها اعلام کرده‌اند هیچ بیماری خطرناکی را زیان‌بارتر از کرونا ‏برای اقتصاد کشور‌ها سراغ ندارند. ‏بالاتر از زیان اقتصادی، خطری است که این بیماری برای جان انسان‌ها دارد. می‌بینیم که ظرف کمتر از ۵ ماه که از شیوع کرونا ‏می‌گذرد، بیش از نیم میلیون نفر طبق آمار رسمی دولت‌ها در سراسر جهان قربانی این بیماری شده و جان باخته‌اند. در کشور ما با ‏اینکه در یک مقطع زمانی به برکت همراهی مردم با دولت، خطر شیوع کرونا محدود شد، متاسفانه این روز‌ها از کنترل خارج شده ‏بطوری که آمار جان‌باختگان به بالای ۱۶۰ نفر در ۲۴ ساعت رسیده درحالی که در مقطع گذشته و در اوج شیوع، بالاترین رقم ‏جان‌باختگان ۱۵۸ نفر بود. ‏هرچند تلاش می‌شود بی‌تفاوت شدن مردم نسبت به کرونا و به نوعی عادی پنداشته شدن آن، عامل اصلی شیوع مجدد و خارج شدن ‏آن از کنترل نشان داده شود، ولی واقعیت اینست که این، عامل اصلی نیست. مردم، در فروردین‌ماه نشان دادند که آماده همکاری با ‏مسئولین هستند و برای مهار کردن کامل کرونا از هیچ تلاشی دریغ نخواهند ورزید. به همین دلیل، عامل اصلی پدید آمدن وضعیت ‏کنونی را باید در جای دیگری جستجو کرد. ‏برای مردم قابل درک است که دولت ملاحظاتی در زمینه اقتصادی دارد که با توجه به آن ملاحظات، چاره‌ای غیر از کاهش ‏محدودیت‌هائی که به منظور مقابله با کرونا اِعمال کرده بود نداشت. در کنار این واقعیت تقریباً اجتناب‌ناپذیر، واقعیت‌های دیگری ‏هم وجود دارند که به آن‌ها بی‌توجهی شده و همین بی‌توجهی کار را به اوج‌گیری دوباره شیوع ویروس کرونا کشانده است. ‏یک واقعیت اینست که علیرغم اعلام شیوه‌نامه‌های ضروری برای رعایت در محل‌های کسب و کار، نظارتی بر اِعمال این ‏شیوه‌نامه‌ها وجود ندارد. متاسفانه در کشور ما لااقل در این سال‌ها نظارت در تمام زمینه‌ها بسیار ضعیف است و یا حتی می‌توان ‏گفت وجود ندارد. علت اصلی آشفتگی شدید اقتصادی و پدید آمدن مفاسد و نابسامانی در بسیاری از موارد نیز همین فقدان نظارت ‏است. تا زمانی که مشکل عدم نظارت در کشور حل نشود، هیچ مشکلی ازجمله مشکل کرونا حل نخواهد شد. ‏واقعیت دیگر اینست که محدودیت‌های کرونائی فقط اقتصادی نبودند که دولت به دلیل ملاحظات اقتصادی و معیشتی ناچار باشد ‏آن‌ها را بردارد. متاسفانه با محدودیت‌های اجتماعی، مذهبی و سایر محدودیت‌های وضع شده نیز با مسامحه رفتار شده است. وزارت ‏بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا در بسیاری موارد مخالف رفع این قبیل محدودیت‌ها بودند، ولی در برابر فشار‌ها عقب‌نشینی ‏کردند. بعضی مناسبت‌های ماه مبارک رمضان، برگزاری نماز‌های جمعه، بازگشائی مساجد و پارک‌ها، برقرار ساختن مجدد طرح ‏ترافیک، آزاد گذاشتن سفر‌ها و تردد‌های بین شهری و بین استانی، برگزاری جشن‌ها و ختم‌ها، کوتاه آمدن در برابر انباشتن مسافر ‏در هواپیما‌ها و... از مواردی هستند که دولت و ستاد مقابله با کرونا درباره آن‌ها با تعارف برخورد کرد. امروز اگر تعداد ‏جان‌باختگان کرونائی در کشورمان به بالاترین رقم ۵ ماه گذشته رسیده، نتیجه این برخورد‌های تعارفی با کروناست. حضرات هنوز ‏هم با نمازجمعه و اماکن مذهبی تعارف دارند درحالی که دین و مذهب برای حفاظت از جان مردم آمده‌اند. ‏فراتر از دایره کرونا، این واقعیت را باید همه بپذیرند که با تعارف نمی‌توان کشور را اداره کرد. وجود قانون برای اینست که ‏هیچکس به خود حق ندهد خارج از محدوده مشخص شده عمل کند و به عبارت روشن‌تر، پا را از گلیم خود بیرون بگذارد. ‏بنابراین، چاره کار در اینست که ستاد ملی مقابله با کرونا تعارف را کنار بگذارد و با محور قرار دادن جان و سلامت مردم، با ‏اجرای دقیق و بی‌ملاحظه مقررات، به وظیفه خود عمل کند. ‏