حمله سایبری چگونه شکل می‌گیرد؟ /فرهنگ اپوزیسیون شدن پس از پایان دوره مدیریت/یادداشت امیرعبداللهیان درباره ارتباط با همسایگان
  به گزارش «تابناک» روزنامه های امروز چهارشنبه 5 آبان ماه در حالی چاپ و منتشر شد که قطع ناگهانی توزیع بنزین در جایگاه‌های سوخت از خبرهای مهم روز گذشته بود که با تیترهایی همچون اختلال بنزینی یا حمله سایبری، حمله سایبری به مردم، توطئه سایبری و صبح : حمله سایبری در صفحات نخست روزنامه های امروز برجسته شده است. در ادامه تعدادی از یادداشت ها و سرمقاله های منتشره در روزنامه های امروز را مرور نمی کنیم: یادداشت امیرعبداللهیان درباره ارتباط با همسایگان حسین امیرعبداللهیان وزیر امورخارجه طی یادداشتی در شماره امروز ایران درباره ارتباط با همسایگان نوشت: اینجا در ایران، همواره دست دوستی و آغوش برادری به سوی همسایگان و در حقیقت تمام کشورهای این منطقه باز است. دکتر رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران با این نگرش کار بزرگ خود را آغاز کرده و طراحی یک سیاست خارجی متوازن، دیپلماسی پویا و هوشمند را در دستور کار قرار داده که در این طرح بدیع روابط با همسایگان و کشورهای آسیایی در اولویت جای گرفته و تقویت روابط سیاسی و اقتصادی در منطقه با تکیه بر پیوندهای مشترک تاریخی، فرهنگی، مذهبی و جغرافیایی محورهای تحرک و ارتباطات جدید خواهد بود. این چهارچوب گویای این باور عمیق است که اشتراکات ما در این منطقه به مراتب بزرگ‌تر و مستحکم‌تر و مهم‌تر از اختلاف‌نظرهای کوتاه‌مدت و گلایه‌ها است.امروز کشورهای منطقه به تجربه دریافته‌اند که راهبرد امنیت پایدار و رفاه و توسعه با هم‌افزایی منطقه‌ای و همکاری همسایگان حاصل می‌شود. همکاری منطقه‌ای با تکیه بر ارکان معنوی فضیلت همسایگی درصدد است فرصت‌های ناشی از همجواری را بازاحیا و استفاده و تهدید‌های آن را کاهش دهد. دور جدید تلاش مشترک ما درباره افغانستان آزمونی مهم با تکیه بر ظرفیت‌های وسیع و متنوع همسایگان این کشور در این راستا تفسیر می‌گردد. دومین اجلاس وزرای خارجه کشورهای همسایه افغانستان در تهران گام دیپلماسی دولت جدید ایران جهت تقویت همگرایی و پیوندهای منطقه‌ای بدون مداخله قدرت‌های خارجی بر پایه همسایگی و با امید به اتخاذ تصمیمات واقعی و عملی شرکت‌کنندگان برای کمک به مردم افغانستان در حل و فصل بحران جاری آن کشور و از جمله رفع ناامنی، تهدیدات چند بعدی و فقر است. همسایگان افغانستان پس از چهاردهه ناامنی در این کشور، بهبود امنیت و معیشت مردم را شرط لازم برای ثبات و توسعه و در نتیجه شکل‌گیری «دولت فراگیر» می‌دانند. ایران و افغانستان دو کشور همسایه، دوست و برادری هستند که روابط تاریخی و پیوندهای فراوان این دو را به هم گره زده و از حوزه تمدنی-تاریخی مشترک و فراگیر تا پیوستگی دینی، فرهنگی و زبان فارسی دو ملت را دلبسته یکدیگر کرده است.جمهوری اسلامی ایران در تمامی مقاطع حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ افغانستان از جمله دوران جهاد و مقاومت در مقابل اشغالگری در کنار ملت مسلمان و همسایه افغانستان حضور داشته است و دولت جدید جمهوری اسلامی ایران نیز در سیاست خارجی خود نسبت به این سابقه دیرین اهتمام ویژه و جدی دارد و جای بسی خوشوقتی است که اکنون، بیش از هر زمان درباره اهمیت سیاست همسایگی در کشور اجماع وجود دارد. هیچ محدودیتی برای گسترش و تعمیق روابط با همسایگان نیست و در این بین، افغانستان از جایگاه ویژه‌ای در این سیاست برخوردار است.خوشبختانه همه همسایگان افغانستان اجماع دارند که این کشور باید به دور از ناامنی و بی‌ثباتی بوده و کانون فعالیت‌های سازنده و مولد شود و از خاک این کشور تهدیدی متوجه همسایگان نگردد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری محوری در مبارزه با داعش و تروریسم که سردار بزرگ خود شهید سلیمانی و شهیدان بزرگی را در این راه تقدیم کرده است، در کنار دیگر همسایگان بر مبارزه با تروریسم تأکید دارد. تشکیل دولت فراگیر که یگانه عامل وحدت و پیوستگی تمام مردم افغانستان می‌باشد، نویدبخش آینده‌ای روشن برای افغانستان است و محور مهمی است که در اجلاس تهران مورد گفت‌وگو و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.کشورهای همسایه خواهان یک افغانستان باثبات، امن و از نظر اقتصادی شکوفا هستند و جملگی تأکید دارند که در کوتاه مدت، مسأله آوارگان و معیشت افغانستانی‌ها باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. در خاتمه دوران اشغال افغانستان، با کمک سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای منطقه باید ترتیبات لازم برای کمک به مردم آسیب‌پذیر افغانستان در این شرایط دشوار فراهم شود. ما در اجلاس تهران تلاش خواهیم کرد تا همه توان خود را برای یافتن راه‌ حل‌های این مشکل مزمن به‌کار بندیم و همراه با آن اثبات کنیم، تعامل و همکاری همسایگان ظرفیتی وسیع و سازنده در درون خود دارد که با حوصله و جدیت همه اعضا صفحه سلطه خارجی و تکیه بر نیروهای فرامنطقه‌ای را برای همیشه خواهد بست.     فرهنگ اپوزیسیون شدن بعد از پایان دوره مدیریت پیمان مولوی طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار نوشت: کنفوسیوس فیلسوف و متفکر بزرگ مشرق زمین جمله‌ای درس آموز دارد که می‌گوید در زندگی انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه می‌گذرد،این والاترین راه است. راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ‌ترین راه است.در ایران سال‌هاست یک فرهنگ اپوزیسیون شدن رواج دارد، تا دیروز که در جایگاه مدیریت باشی خلق نقدینگی هزار هزار میلیارد تومانی و افزایش رکورد گونه پایه پولی مشکلی نبود و در تمام مصاحبه ها که در جراید و فضای مجازی موجود است در حال ارایه وعده کاهش نرخ ارز و کنترل آن،.در تمام سالهایی که ارز ۴۲۰۰ سر از اقتصاد ایران در آورد و تقریباً هر اقتصاددان و فعال اقتصادی و سرمایه‌گذاری مخالف آن بودند این روند ادامه یافت و در انتها با این جمله که من شخصاً مخالف بودم اما باید نظر دولت اجرا می‌شد مبحث ادامه یافت.این رویکرد که ما در زمانی که ید اختیار داریم و می‌توانیم اعمال نظر کنیم و روندهای اشتباه را اصلاح کنیم، جای خود را می دهد به رفتن به گوشه ای و حمله به افرادی جدید، البته اگر طیف سیاسی هم متفاوت باشد این مخالفت شدید تر می شود.این روزها نیز همین روند در خصوص تامین مالی دولت مجددا مطرح شده است، رئیس اسبق بانک مرکزی در نظری توییتری اعلام می‌کند که خوب است بدانیم تامین کسری از طریق فشار به بانک‌ها و صندوق‌های آنها و اضافه برداشت سنگین از بانک مرکزی ‌است که نتیجه‌اش می شود رشد پایه پولی!خوب است یادآور شویم این جمله انتقادی رئیس کل اسبق بانک مرکزی در حالیست که در دو سال گذشته نقدینگی از ۲۵۰۰ هزار میلیارد تومان به ۴۰۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است و ماشین تولید نقدینگی در اقتصاد ایران همچنان در حال زدن رکوردهای جدید است و تورم ماهیانه نیز به همین روند رکورد می‌زند!تقریباً بر تمام فعالان اقتصادی واضح و مبرهن است که رشد پایه پولی سه پایه دارد: اول افزایش استقراض دولت از بانک مرکزدی، دوم افزایش دارایی خارجی بانک مرکزی، سوم افزایش استقراض بانکی‌ها به بانک مرکزیدر شرایط نبود رشد اقتصادی و استمرار آن از یک سو، ادامه تحریم‌ها و کمبود درآمد دولت و کسری ۵۰۰ هزار میلیارد تومانی به ارث رسیده، حتما دولت‌ها (هر دولتی) محدودیت شدید در ابزارها برای گذار از شرایط را خواهد داشت.تمام راه فرار رو به جلو نخواهد بود، حل بحران امروز اقتصاد ایران از مسیر قبول تاثیر شدید تحریم‌ها بر اقتصاد ایران و صرف زمان برای برداشته شدن آنها از یک سود و از سوی دیگر استفاده درست از ابزارهای مدرن سیاست‌گذاری پولی است.قبول واقعیت‌ها و درک درست محدودیت‌ها نیمی از مسیر حل و سر و سامان دادن به آنها است.   حمله سایبری چگونه شکل می‌گیرد؟ علیرضا بزرگمهری طی یادداشتی در شماره امروز اعتماد با عنوان حمله سایبری چگونه شکل می‌گیرد؟ نوشت: چهار عامل برای موضوعات اخیر مربوط به هک سازمان‌ها یا نهادهای اخیر قابل بررسی است. چندی پیش مقاله‌ای خوانده بودم که در آن تحلیل شده بود نشت اطلاعات به چند صورت رخ می‌دهد و همیشه هک سیستم‌ها به این صورت نیست که افراد از آن آگاه باشند یا اینکه اختلالی در سیستم ایجاد کند، گاهی این رخدادها در صورتی به وقوع می‌پیوندند که باعث دزدیده شدن اطلاعات می‌شوند. مانند آنچه در نشت اطلاعات سایت هدفمندی یارانه‌ها در سال‌های پیش رخ داد. با این توضیحات سراغ مرور چهار عامل اثرگذار می‌رویم. عامل اول، سکوت و تکذیبیه‌های مختلف در این حوزه است. با سکوت یا انتشار تکذیبیه راه به جایی نخواهیم برد. با شناسایی دقیق عوامل است که می‌شود در تجربه‌های اینچنین، دانش را به سایر قسمت‌ها منتقل و از تکرار حوادث جلوگیری کرد، اما متاسفانه نهادها و سازمان‌ها در زمانی که این اتفاق‌ها رخ می‌دهد، یاد گرفته‌اند که تکذیب و سکوت پیشه کنند. دانش با چنین رفتارهایی تسری پیدا نمی‌کند. به بیان دیگر با ادامه‌دار شدن این روش، نه تنها محل A که محل B نیز مورد آسیب و حمله قرار خواهد گرفت، چون همه در حال تکذیب و سکوت هستند. نکته دوم این است که توسعه رایگان را به جای توسعه هزینه‌محور یاد گرفته‌ایم؛ به عنوان مثال ویندوز، آنتی‌ویروس، ابزار ITSM و ابزارهای فرآیندی و... رایگان را ترویج داده‌ایم. این در حالی است که بابت سخت‌افزارها هزینه‌های زیادی پرداخت می‌شود، اما برای نرم‌افزارها یا همان ابزارهای نامشهود مدیریت داده‌ها و دارایی‌ها اصولا از ابزارهای OPEN SOURCE استفاده می‌شود که اینها نیز می‌توانند به راحتی هک شوند. باید توجه کرد که همیشه بدین صورت نیست که متوجه شویم جایی مورد نفوذ قرار گرفته مگر اینکه هدف هکر نمایش قدرت باشد. سال‌هاست از طریق همین نرم‌افزارهایی که رایگان به دست آورده‌ایم تحت نفوذ و آسیب هستیم ولی متاسفانه از آن مطلع نیستیم، چراکه همیشه فردی که از اطلاعات ما استفاده می‌کند لزومی ندارد بابت استفاده از آنها به ما هشدار دهد، مگر اینکه بخواهد ابراز قدرت کند. عامل سوم عدم توجه نهادهایی که برای ممانعت از این دست رخدادها شکل گرفته‌اند به دانش روز است. دانش روز نیز لزوما ارتباطی با تحریم ندارد. متاسفانه دیده می‌شود که برخی نهادها مهم‌ترین چیزی که از امنیت می‌دانند، جداسازی اینترنت و اینترانت است. امروزه این حرف در عمیق‌ترین شکل ناشی از نادانستگی در خصوص میزان امکاناتی است که شبکه‌های رایانه‌ای دارند. البته به این امر مرتبط نیست که اینترنت کشور به اینترانت وصل است یا خیر. به بیان دیگر مراکز ممانعت‌کننده از چنین رخدادهایی وظایف خود را به نازل‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهند؛ بیشتر به صورت شکلی و شعاری. آخرین محور در این خصوص، عدم توجه واقعی به دانش امنیت و موضوع امنیت توسعه نرم‌افزاری است. نرم‌افزارهای کشور از تکنیک‌های امنیتی مطلع نیستند. به این علت که متاسفانه مراکزی مانند ماهر و سایر مراکز مشابه دانش امکانات و احتمالات قابل روبه‌رو شدن را کمتر به اشتراک می‌گذارند و بیشتر به دادن هشدار بسنده می‌کنند. در خاتمه خاطره‌ای عرض کنم؛ مدیر طرحی بودم که قرار بود اطلاعات فایروال آن مرکز را بگیریم. آن اطلاعات پس از مدتی کشمکش با سایر بخش‌های حفاظتی به دست ما رسید. تنظیمات کارخانه‌ای فایروال، آن چیزی بود که برای آن مدت‌ها در آن مرکز معطل شدیم. این امر نشات گرفته از این است که پیمانکاران نه از روی تخصص و قدرت و توانایی بلکه بسته به میزان تاییدات و ارتباط‌های‌شان انتخاب می‌شوند، در صورت تداوم این روند ‌باید منتظر چنین روزهایی باشیم و به نظر می‌رسد بیشتر از این نیز برای کشور رخ می‌دهد. زمانی که در رابطه با تکنولوژی و حراست فناوری صحبت می‌شود، نباید صرفا به موضوعات فرعی توجه شود، بلکه احتیاج به افرادی داریم که به فناوری نیز اشراف داشته باشند و از این جمله شعاری جداسازی اینترنت و اینترانت به دور باشند.در دنیا روش‌های جدیدتری برای فناوری عرضه شده اما این بحث‌ها در کشور در 20 سال پیش فریز شده و لازم است نهادهای ناظر بر این امر بیشتر در این حوزه مطالعه کنند و مطلع شوند.