تعمیر تلویزیون پاناسونیکمکانیک سیار باطری ساز سیار امداد … خدمات طراحی و سئو سایت دارکوبکاراگاه خصوصی

عذاب در کشاورزی با  خشکسالی دانش و تکنولوژی
حوریه ملکی؛ بازار: دردها و مشکلات کشاورزی ایران یکی دوتا نیست و اگر بخواهیم آنها را در کنار هم قرار بدهیم حتما به مواردی برخورد می کنیم که برای حلشان به یک عزم ملی نیاز است. چالش های کشاورزی ایران در گام اول به تغییر کاربری زمین، خشکسالی، کم آبی، کاهش بارندگی، کمبود سرمایه، ناپایداری، توسعه نیافتگی، فرسایش خاک و تغییر اقلیم مرتبط است و بعد از آن بی توجهی مسئولان به وضعیت کلی این صنعت، گرانی و عدم ثبات در قیمت بذر و کود و سم و سپس مکانیزه نبودن مراحل کاشت، داشت و برداشت و در نهایت رها بودن قیمت گذاری ها و حضور دلالان در زمان برداشت و فروش و عرضه محصولات به بازار. ایران به خاطر بهره مندی از چهار فصل و اقلیم متفاوت و خاک حاصلخیزی که اکثر استانهایش را در برگرفته است، حرف های زیادی در جهت تامین مواد غذایی شهروندانش و حتی دیگر کشورهای جهان دارد. صنعت کشاورزی ایران به دلیل تامین ۸۵ درصد نیازهای غذایی و ۹۰ درصد مواد اولیه صنایع تبدیلی و دارا بودن ۲۵ درصد سهم صادرات غیرنفتی، نقش تعیین کننده ای در اقتصاد کشور دارد. با این حال و در شرایطی که اعلام می شود کشاورزی دانش محور، حدود یک قرن است که در ایران رواج یافته اما خروجی محصولات این صنعت نشان می دهد در طول این یکصد سال برنامه ریزانِ بخش های مرتبط نتوانسته اند برای توسعه پایدار و تامین نیازهای کشاورزی در ابعاد مختلف از جمله مصرف آب، تدابیر علمی و عملی درستی اتخاذ کنند و همه راهبردهای امور همچنان با آزمون و خطا پیش می رود. سالهاست که کارشناسان فریاد می زنند برای توسعه کشاورزی لازم است وزارت جهادکشاورزی ارزیابی درستی از منابع آبی موجود داشته و بر اساس آن به کشاورزان الگوی کشت بدهد زیرا میزان بهره وری آب در بخش کشاورزی تنها ۳۳ درصد و به عنوان یکی از چالش مطرح است. ضمن اینکه براساس آمارهای موجود از بین ۶۶ محصول اصلی کشاورزی، ایران ۲۵ نوع آن را تولید می کند که اغلب آن ها جزو محصولات باغی هستند و از نظر تنوع محصولات، ایران رتبه سوم جهان را داراست. با این حال تا کنون هیچ مسئولی دست به اقدام عملی در جهت حفظ منابع آبی کشور و تجهیز زمین های زراعی و باغات به سیستم نوین آبیاری نکرده است. این یعنی یک دور باطل در صنعتی حیاتی. دکتر غلامرضا مقدم، با اشاره به بحران هایی که  صنعت کشاورزی ایران را فرا گرفته است، به «بازار» می گوید: «بحران‌های بخش کشاورزی از خرد بودن اراضی کشاورزی و واحدهای بهره‌برداری در بخش پرورش دام‌های سبک و سنگین شروع می‌شود و تا مسن بودن بهره‌برداران و کشاورزان ادامه می یابد. این بحران‌ها در بخش‌های دیگری چون، پایین بودن میزان سواد کشاورزان و حضور ناچیز تحصیلکرده‌های دانشگاهی کشاورزی هم به صورت جدی قابل رویت و بررسی است.» وی در مورد تاثیرات روابط بین المللی بر صنعت کشاورزی ایران نیز به سهم ناچیز ایران از تجارت جهانی کشاورزی اشاره کرده و ادامه می دهد: «اگر فکر می کنیم سهم ایران از بازارهای محصولات کشاورزی جهان کاهش یافته است باید علت را در وضع بد اقتصاد ایران و ارتباطش با دنیا جستجو کرد. همچنین پایین بودن سطح تکنولوژی  ابزارآلات و ادوات کشاورزی در ایران و بهره نبردن از روش‌های نوین و سیستم‌های مکانیزاسیون در زمین‌های زراعی مزید بر علت شده تا علاوه بر تایید وجود بحران در این صنعت، آینده تلخی برای کشاورزی ایران به تصویر کشیده شود.» اگر حرف های این صاحبنظر را در کنار وعده و وعیدهای مسئولان و متولیان این حوزه قرار دهیم، مشخص می شود که سالهاست در مورد تغییر سیستم کشاورزی ایران از سنتی به صنعتی و استقرار دستگاه های مدرن برای آبیاری و کشت و برداشت بهتر در مزارع سراسر کشور صحبت می شود اما تغییری که به صورت گسترده و جامع اتفاق بیفتند به چشم نمی خورد. نکته حائز اهمیت این است که حتی اگر این تغییرات انجام میشد هم نمی توانست نتایج خوبی در بر داشته باشد زیرا کمتر مسئولی تا کنون در مورد تربیت کشاورزانی که از علم روز و دانش جدید بهره مند باشند، حرف زده است. البته هر از گاهی خبری از وزارت خانه کشاورزی مبنی بر تربیت کشاورزان آینده به گوش می رسد اما گذر زمان ثابت کرده این حرف ها هم بیشتر وعده اند و دیگر هیچ. درست مثل حرف های چند روز پیش وزیر کشاورزی که از آمادگی وزارتخانه متبوعش برای راه اندازی هنرستان های کشاورزی خبر داده و گفته بود: «در صورت اجرایی شدن، این هنرستان ها می توانند کشاورزان هر استان را با توجه به شرایط همان منطقه و نیازهای لازم برای بهبود کار بر روی زمین ها و باغات کشاورزی تربیت کنند.» کاظم خاوازی با بیان اینکه کشاورزان آینده ما از هنرستان‌های کشاورزی تأمین می‌شوند، ادامه داد: «این وزارتخانه آمادگی خود را برای پشتیبانی، تجهیز، تکمیل و به روز کردن این هنرستان‌های کشاورزی اعلام می‌کند.» وی با تاکید بر اینکه طرحی برای شورای عالی عشایری و روستا آماده کردیم، که بر اساس آن، دانش آموزانی که علاقمند به کشاورزی هستند، به راحتی وارد بخش کشاورزی شوند و مشکلات اداری حل و حتی این دانش آموزان برای تحصیل در دانشگاه، راحت تر وارد این مراکز علمی شوند، تصریح کرد: «این طرح پس از آماده سازی تقدیم شورای عالی عشایری و روستا می‌شود، در این طرح همچنین تصمیمات بسیار خوبی برای هنرستان‌های کشاورزی اتخاذ شده است، که طی تفاهم نامه‌ای با وزارت آموزش و پرورش منعقد می‌شود. مطمئن هستیم با این کار شاهد تحول در بخش کشاورزی خواهیم بود.» به گفته وزیر، بخش کشاورزی بخش بسیار مهمی برای کشور است که توانسته در شرایط بسیار سخت تحریم‌ها این کشور را نجات بدهد. ضمن اینکه در سال گذشته رشد بخش کشاورزی هشت درصد بود که منجر به مثبت شدن رشد اقتصادی کشور شد. در پنج ماه ابتدای سال جاری نیز رشد اقتصادی بخش کشاورزی مثبت و قابل توجه بود و امیدواریم تا پایان سال نیز این رشد ادامه پیدا کند و بتواند به رشد اقتصادی کل کشور کمک کند. خاوازی گفت: «آنچه امروز ذهن ما را درگیر کرده آینده نیروی انسانی این بخش و تأمین کشاورزان آینده است که کشاورزان آینده کسانی نیستند جز دانش آموزان امروزی که در هنرستان‌های کشاورزی در سطح کشور حضور دارند و درس می‌خوانند.» سهم اندک کشاورزان از زمین های زراعی در کنار تمام حرف های شیرین، کم توجهی به ابعاد گوناگون صنعت کشاورزی موجب شده تا هر سال وضع بدتر و بدتر شود که بررسی آمار و ارقام ارایه شده از سوی مرکز آمار ایران عمق بحران را بهتر نشان می دهد. بر اساس آمارهای موجود، کل اراضی کشاورزی کشور ١٦‌میلیون و ٤٧٧‌هزار هکتار است که این اراضی توسط ۳ میلیون و ۳۵۹ هزار کشـاورز بـا زمین، مورد استفاده در فعالیت‌های زراعت و باغداری است. در آمار ارایه‌شده توسط مرکز آمار که به وسیله سرشماری که در ‌سال ٩٣ انجام و گردآوری شده است، یکی از مشکلات این بخش کوچک بودن زمین‌های کشاورزی عنوان شده است. به‌طوری که سهم هر بهره‌بردار از اراضی کشاورزی ۹/۴ هکتار اعلام شده که در عمل این میزان بسیار کمتر است. چرا که این عدد حاصل تقسیم کل اراضی کشاورزی کشور بر تعداد بهره‌برداران است. اما واقعیت این است که تعداد محدودی از بهره‌برداران، سطح گسترده ای از اراضی کشاورزی را در دست خود دارند. به همین دلیل سهم کشاورزان بومی و روستایی به شدت کم می شود. با نگاهی به کشاورزی کشورهایی که در این بخش پیشرو هستند، شاهد تجمیع اراضی کشاورزی هستیم. به گونه‌ای که هر بهره‌بردار مساحت بالایی از زمین را در اختیار دارد. درواقع هرچه میزان اراضی قابل استفاده در کشاورزی بزرگتر باشد، ضمن کاهش هزینه‌ها، بهره‌وری نیز افزایش می‌یابد. از دیگر مشکلات کشاورزی ایران، این است که بیش از نیمی از اراضی کل کشور دیم است. بنابراین با توجه به خشکسالی‌های دو دهه اخیر و کاهش شدید بارش‌ها بیش از نیمی از زمین‌های کشاورزی که به این بارش‌ها وابسته اند، زیان زیادی متحمل شده‌اند. رضا نقیلو کارشناس حوزه کشاورزی در گفتگو با «بازار» با بیان اینکه کشت خودسرانه و بدون برنامه ریزی، یکی از نمودهای آشکار کشاورزی سنتی در کشورهای توسعه نیافته  از جمله ایران است، می گوید: «کشاورزی سنتی نه تنها برای تعادل بازار، آسیب زاست بلکه تاکید بر کشت یک یا چند محصول برای منابع آبی، اکوسیستم و خاک نیز آسیب های زیادی به دنبال دارد.» وی ادامه می دهد: «نتیجه تحقیقات نشان داده با اصلاح الگوی کشت، تولید محصولات باغی در یک هکتار تا حدود ۵۰ درصد نسبت به کشاورزی سنتی افزایش می یابد و در مصرف آب هم سالانه صرفه جویی ۲۰۰ هزار لیتر در ثانیه در ۱۰ هزار متر مربع عرصه کشاورزی اتفاق می افتد.» این کارشناس به حرف های وزیر کشاورزی در رابطه با هنرستان های کشاورزی هم گریزی زده و با بیان اینکه نکته اصلی این است که کتب و شیوه تدریس در این هنرستانها باید از حساسیت بسیار بالایی برخوردار باشد، می گوید: «باید بر اساس هر منطقه و بعد از شناخت نیازهای کشاورزی در هر استان، کتب ویژه ای به رشته تحریر یا تالیف در بیاید تا بتواند به پیشرفت کشاورزی خاص آن منطقه کمک کند.» وی تاکید می کند: «هرگز نباید کتابها و نوع تدریس در این هنرستانها را مثل مدارس دیگر یکپارچه کنیم و هر آنچه یک دانش آموز سیستان و بلوچستانی در هنرستان کشاورزی می آموزد را یک دانش آموز گیلانی هم یاد بگیرد.» به گفته نقیلو، اگر قصد داریم کشاورزی ایران متحول شود حتما باید شیوه آموزش خود را تغییر داده و حداقل در این هنرستانها کارهای تئوری با عملی همراه باشد. همچنین دانش آموزانی جذب شوند که حتما فردا به سمت زمین های کشاورزی خواهند رفت، نه اینکه گروهی که به دنبال یک مدرک و نشستن پشت میز هستند صندلی های این هنرستان ها را اشغال کنند. قاچاق ارزان به خارج در مقابل واردات گران به داخل با اینکه کشاورزی در خون ایرانیان است و تقریبا هر شهروند این مرز و بوم آرزو دارد قطعه زمینی داشته باشد و حداقل برای دل خودش هم که شده به کشت چند محصول بپردازد، اما در سطح کلان و برای رسیدن به جواب این سوال که چرا کشاورزان نمی توانند در واحد سطح میزان تولید خود را افزایش دهند، به چند عامل می رسیم. نبود ماشین آلات پیشرفته در مناطق محروم کشور، بکار نگرفتن متخصصان و دانشجویان کشاورزی در روستا ها توسط کشاورزان، نبود زمین های یکپارچه در اکثر روستاها، ارائه نشدن برنامه های کشت به کشاورزان با توجه به هوا و اقلیم منطقه و نیاز های ضروری کشور و در نهایت کمبود منابع آبی در زمین های کشاورزی که متاسفانه با حفر چاه ها ی غیر مجاز این امر تشدید شده جزو مواردی هستند که کشاورزی ایران را زمین گیر کرده اند. ناگفته نماند پایین بودن قیمت خرید های تضمینی محصولات استراتژیک کشور از جمله گندم که طی سال های اخیر موجب صادرات این محصول توسط کشاورزان و دلالان به خارج از کشور شده نیز عامل مهمی در دلسرد شدن کشاورزان برای گرایش به کشت های متفاوت است. هر چند صادرات و یا بهتر بگوییم، قاچاق گندم ایران به کشورهای همسایه در شرایطی انجام می شود که ایران جهت تامین نیازهای خود مجبور به واردات گندم از کشورهای دیگر با قیمتی بالاتر از نرخ تضمینی است.