صندلی آمفی تئاتر رض کو مدل آر 1801کانتر سمپلینگآموزش آلمانی با اشتارتن ویر( Starten …کسب درامدباگوشی

پیروزی مجدد ترامپ جایگاه بین المللی آمریکا را ضعیف‌تر می‌کند/پایان هژمونی آمریکا
گروه بین الملل؛ بازار: یت تحلیلی فارین افرز اخیرا مقاله ای با قلم «الیوت کوهن» با عنوان «پایان هژمونی آمریکا» منتشر نموده است. ترجمه متن مقاله در ادامه می آید. فراتر از حوزه سیاست، پیروزی ترامپ می تواند یک دگرش در روابط ایالات متحده با باقی دنیا باشد. در واقع این انتخاب به دیگران ثابت می کند که واشنگتن از آرمان هایش برای رهبری جهانی دست کشیده و هر مفهومی از یک هدف اخلاقی در عرصه بین المللی را کنار گذاشته است. تحت رهبری ترامپ، ایالات متحده از توافق پاریس بیرون آمد، روابطش با ناتو به سردی گرایید، مسیر رویارویی با چین را انتخاب کرد، یک سیاست ناهماهنگ در برابر روسیه، روابط نزدیک با اسرائیل و مشارکت با کشورهای عرب خلیج فارس برای شکل گیری یک ائتلاف علیه ایران و ترکیه را شکل داد. جهان بینی ترامپ و مشاورانش در شعار «اول آمریکا» محدود شده است. آنها از سازمان های بین المللی که ایالات متحده خود به شکل گیری آنها پس از جنگ دوم جهانی کمک کرده، بیزارند. آنها، درست در مقابل تفکر چینی، رهبری این نهادها را ابزاری برای قدرت آمریکایی نمی دانند. دولت ترامپ جهان را پهنه ای برای رقابت نظامی و تجاری وحشیانه می داند که در آنجا ایالات متحده هیچ دوستی ندارد به جز منافع خودش. این همان انزواگرایی ساده لوحانه است. اولین دور از ریاست جمهوری ترامپ با بدگویی، توهین، جنگ با همپیمانان و تعریف از دیکتاتورها شروع شد. بی کفایتی اداری و بی تمایلی اعضای حزب جمهوری خواه به سیاست خارجی و امنیت ملی از دیگر ویژگی ها بود. بنابراین، دور دوم نیازمند سوالاتی اساسی پیرامون سیاست ها و لحن دولت و کارمندان است. مهم ترین نگرانی، میل رئیس جمهور به ثبت شدن در تاریخ و چنگ زدن به توافقاتی مانند صلح فلسطینی- اسرائیلی یا پایان دادن به جنگ با دشمنان قدیمی است. بزرگ ترین معامله برای ترامپ می تواند گفتگوهای تجاری با چین باشد. معامله کوچک تر می تواند پیمان سازش اسرائیلی-فلسطینی و سازش با روسیه باشد. با این حال، چین خواستار پاکسازی کامل نفوذ ایالات متحده از منطقه است و شاید تقاضای گفتگو با امریکا را نپذیرد. حتی در صورت موافقت، هر توافقی به کنگره خواهد کشید. از سوی دیگر هر توافق اسرائیلی- فلسطینی برای فلسطینی ها معامله ای بهتر از توافق دوران کلینتون نخواهد داد.  هر چند ترامپ به پوتین علاقه دارد اما بسیاری از جمهوری خواهان با او هم نظر نیستند. اینجا همان جایی است که لحن صحبت مهم می شود. ترامپ همواره متحدان سنتی ایالات متحده را دست کم گرفته است. اگر متحدان اصلی آسیایی با او مخالفت کنند گفتگو با چین به نتیجه نخواهد رسید. بدون پشتیبانی رژیم های عرب خلیج فارس، دستیابی به سازش اسرائیلی- فلسطینی امکان پذیر نخواهد بود و توافق با روسیه نیز نشدنی است اگر اروپا همراه نباشد. از سوی دیگر ترامپ درخواهد یافت که بوروکراسی های کم کارمند یا با کارمندان بی کفایت تنها کار را خراب تر می کند. انتخاب دوباره ترامپ برای ناظران خارجی پیام آور خوبی نیست: اینکه سیستم اساسا دارای نقص است یا ایالات متحده دچار نوعی فروپاشی اخلاقی شده است. در هر دو صورت روزهایش به عنوان یک رهبر جهانی به سر رسیده است. البته ایالات متحده به عنوان یک قدرت بزرگ باقی خواهد ماند اما به شیوه ای کاملا متفاوت. به این ترتیب باید شاهد دنیایی باشیم که هر ابزاری از قدرت مشروع است. دولت ها بیشتر تمایل دارند تا سلاح  هسته ای به دست آورند، به ترور دست بزنند، سلاح بیولوژیکی هدفمند بسازند و از براندازی برای دستیابی به امنیت استفاده کنند. پس رفته رفته جذابیت سیستم های استبدادی بیشتر می شود. در صورت انتخاب ترامپ، ایالات متحده به عنوان یک قدرت بزرگ ضعیف خواهد شد. حزب جمهوری خواه که بخش متعصب و پیر رای دهندگان پشتیبانش هستند، محکوم به نابودی است. تا به حال شاهد خشونت هایی در خیابان ها بوده ایم که بیم افزایش آنها می رود. شاید آشکارا یک جنگ داخلی رخ ندهد اما تصور اوباش خیابانی و قتل رهبران سیاسی دور از انتظار نیست. همه اینها رهاورد ترامپ و پشتیبانان اوست. دشمنان خارجی نیز بدون شک راه هایی برای شعله ور تر کردن این اختلاف می یابند. بزرگ ترین پیامد انتخاب دوباره ترامپ می تواند نه یک کشور شکست خورده بلکه یک چشم انداز شکست خورده، یک قدرت رو به افول که زمان و مکانش به سر رسیده، باشد. ایالات متحده در گذشته نیز چندین بار مجبور به بازنگری گسترده در رویکردش شده است و هربار روسای جمهوری استثنایی از ضرورت توجه به آینده ای روشن آگاه بودند. این بار اما کشور رهبری مبتلا به خودشیفتگی، بی کفایتی و حتی با درکی ناخوشایند از پیشینیان خود دارد.