فرفورژهاتوبار باربری|فروش کارتن و لوازم …تعمیر ، تعمیرات یخچال وفریزر شهرقدس …تعمیرات گاوصندوق-خدمات گاوصندوق …

موانع غیرضروری باعث کاهش همکاری ایران و پاکستان شده است
تهمینه غمخوار؛ بازار: روابط دیرینه و در واقع هفتاد ساله دو کشور ایران و پاکستان همواره دچار نوسان و دست خوش فراز و نشیبهایی بوده است. برخی از تحلیلگران بر این باورند که با روی کار آمدن «عمران خان» و ایجاد دولت جدید در سال ۲۰۱۸، امکان توسعه روابط میان دو کشور بیش از پیش فراهم شده است، اما تغییر و تحولاتی که در منطقه و جهان در طی این دو سال رخ داده، به نظر می رسد تاثیر خود را بر روی روابط دو کشور گذاشته و مناسبات آن ها بر اساس مسائل دوجانبه، شرایط منطقه ای و جهت گیری های بین المللی شکل گرفته است. در همین راستا خبرنگار بازار گفتگویی با «دکتر زهرا محمودی»، دکترای روابط بین الملل و کارشناس مسائل پاکستان و افغانستان در رابطه با مناسبات دو جانبه میان دو کشور از ۲۰ سال گذشته و اهمیت افزایش این مناسبات انجام داده که در ادامه می خوانید: *پاکستان همواره تحریم ها را دلیل اصلی پایین بودن سطح همکاری های تجاری و بانکی با ایران می داند. از دیدگاه شما، روابط اقتصادی ایران و پاکستان از سالهای گذشته در چه سطحی بوده و زمینه ها، فرصتهای همکاری و موانع موجود در این مناسبات به چه شکل است؟ با وجود این تحریم های روز افزون چگونه می توان موانع موجود را برداشت؟ ایران و پاکستان از جنبه های مختلف دارای اشتراکات بسیاری هستند. همجواری در مرزها، اشتراکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی، عزم راسخ دولت و مردم دو کشور در جهت افزایش مراودات و همکاری با یکدیگر، اشتراک در منافع و مصالح اقتصادی و امنیتی، در کنار دهها زمینه مشترک دیگر از جمله جنبه های حائز اهمیت بررسی روابط این دو کشور همسایه است. همچنین، وجود بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک و عضویت دو کشور در پیمان هایی نظیر سازمان همکاریهای اقتصادی (اکو) حاکی از روابط نزدیک میان هر دو است. از سالیان گذشته، برقراری رابطه حسنه با پاکستان به عنوان همسایه شرقی ایران، همواره از دغدغه های سیاستگذاران ایران بوده است. ایران نیز به عنوان کشور هم مرز پاکستان، از موقعیت ژئوپلیتیک بالایی برخوردار است و با توجه به ویژگیهای ژئواستراتژیک خود کشور مهمی در منطقه محسوب می شود که از جایگاه خاصی نیز در سیاست خارجی و امنیت ملی پاکستان برخوردار است. این واقعیات در حالی مطرح است که پس از روی کار آمدن عمران خان به عنوان نخست وزیر پاکستان در سال ۲۰۱۸ و طرح موضوع گسترش روابط تهران و اسلام آباد از جانب وی، اهمیت بررسی جنبه های مختلف روابط دو کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت به طوری که در سفر سال گذشته عمران خان به ایران، مقامات دو کشور در این رابطه صحبت کردند تا سال ۲۰۲۱ مراودات تجاری خود را به ۵ میلیارد دلار برسانند. روابط ایران و پاکستان از دو سال گذشته ترکیبی از همکاریهای اقتصادی در حوزه های انرژی و غیرانرژی، مسئله کشمیر، موضوع بلوچستان، تأمین امنیت مرزی، قضیه فلسطین، همکاری پزشکی، همکاری علمی و رسانه ای بوده است.   روابط ایران و پاکستان از دو سال گذشته ترکیبی از همکاریهای اقتصادی انرژیک و غیرانرژیک، مسئله کشمیر، موضوع بلوچستان، تأمین امنیت مرزی قضیه فلسطین، همکاری پزشکی، همکاری علمی و رسانه ای بوده است  این مناسبات از طریق کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و پاکستان اداره می شود که در سال ۱۹۸۶ تاسیس گردید. این برنامه، چارچوب نهادی مفید را در شناسایی مناطق اقتصادی دو طرف و ایجاد همکارهای اقتصادی و تجاری در نظر گرفته است. نقش همکاریهای تجاری و اقتصادی در همگرایی دو کشور ایران و پاکستان از دو بعد انرژی و غیر انرژی قابل بررسی است. همکاری دو کشور در حوزه انرژی نیز از ۱۹۹۱ به بعد، افزایش یافته و کمک کرده تا بنیان شبکه تجاری دوجانبه بین دو کشور شکل بگیرد. عمده واردات پاکستان از ایران در بخش انرژی است. همچنین، پاکستان برق ایران را از استان سیستان و بلوچستان وارد می کند. در سال ۲۰۱۱، جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد فروش برق یارانه ای ۱۱۰۰ مگاواتی به پاکستان را مطرح کرد. دو کشور در ماه مه سال ۲۰۰۹ قرارداد خریدی را منعقد کرده بودند که بر مبنای آن ایران متعهد شده بود تا روزانه ۳۰ میلیون متر مکعب گاز به پاکستان انتقال دهد که حجم این انتقال در نهایت باید به ۶۰ میلیون مترمکعب در روز برسد. این معامله با اعتراض ریچارد هالبروک، نماینده وقت ویژه آمریکا در امور پاکستان و افغانستان رو به رو شد. او هشدار داد هر چند امریکا می داند پاکستان با بحران های عظیم انرژی دست به گریبان است، اما تحریم ها علیه ایران می تواند بر پاکستان نیز تأثیر گذارد. ریچارد هالبروک، نماینده وقت ویژه آمریکا هشدار داده که اگر چه امریکا می داند که پاکستان با بحران های عظیم انرژی دست به گریبان است، اما تحریم ها علیه ایران می تواند بر پاکستان نیز تأثیر گذارد با تمام این اوصاف، هنوز سطح روابط اقتصادی ایران و پاکستان به دلیل نبود شناخت ظرفیت ها و منابع دو طرف اندک است. در طول سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲ حجم مبادلات اقتصادی دو طرف از ۳۹۴ میلیون دلار به ۱۶۶ میلیون دلار کاهش یافت و تا سال ۲۰۰۵، به ندرت به بیش از نیم میلیارد دلار رسید. بر اساس گزارش کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و پاکستان، موانع غیر ضروری در تجارت، حجم مبادلات دو طرف را کاهش داده است. ایران در سال ۲۰۰۲، واردات گندم پاکستان را به دلیل کیفیت کم متوقف کرد و هشت سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۶، موازنه تجاری میان دو کشور به منفی ۲۸۷ دلار رسید. در مجموع، از جمله دلایل پایین بودن سطح روابط اقتصادی ایران و پاکستان در سالهای اخیر را می توان افزایش تحریمهای آمریکا علیه برنامه هسته ای ایران به ویژه تحریم بانک مرکزی، عدم تحقق برنامه های مرتبط با پیوند بندر گوادر به چابهار، اتصال ضعیف راه آهن بین ایران و پاکستان، عبور تعدادی از محصولات ایرانی از کشور ثالث برای رسیدن به بازارهای پاکستان، بالا بودن موانع غیرتعرفه ای، بالا بودن حجم مبادلات تجاری غیررسمی(قاچاق) در مقایسه با مبادلات رسمی، مکمل نبودن اقتصاد دو کشور، عدم بهره گیری مؤثر از ظرفیت نهادهای همکاری منطقه ای مانند اکو در روابط اقتصادی دوجانبه، محدودیتهایی که بانکهای پاکستانی به دلیل تحریم ها برای گشایش اعتبار تاجران ایرانی ایجاد کرده اند، ناامنی های مرزی و مهمتر از همه، تأثیرپذیری همکاریهای اقتصادی از تحولات سیاسی داخلی و منطقه ای ذکر کرد. همچنین، عدم درک صحیح از ظرفیتها و فعالیتهای تجار ایرانی و پاکستانی و نگاه منفی آنها به یکدیگر از موانع موجود در بخش خصوصی و عدم افزایش این روابط بوده که در رابطه با موانع مالی و بانکی نیز مسئولین مربوطه باید به دنبال راه حلی برای بر طرف کردن این موانع باشند زیرا برخی از بانکهای پاکستان برای تبادلات نگران هستند. بنابراین باید به دنبال حذف دلار و جایگزینی واحد پولی دیگری بود.  عدم درک صحیح از ظرفیتها و فعالیتهای تجار ایرانی و پاکستانی و نگاه منفی آنها به یکدیگر از موانع موجود در بخش خصوصی و عدم افزایش روابط دو جانبه میان ایران و پاکستان بوده است با توجه به تأکید عمران خان در خصوص گسترش روابط با ایران، میتوان زمینه اقتصادی را یکی از مهمترین موضوعات همکاری دو کشور دانست که در صورت برنامه ریزی و توجه بیشتر می توان عمق روابط دو کشور را گسترش داده و یک همگرایی ایجاد کرد. عمران خان در طی سفر سال گذشته به ایران، اینگونه مطرح کرد که به رغم تحریمهایی که ایران با آن مواجه است و دشواری هایی که پاکستان دارد، او تمایل دارد تا روابط تجاری دوجانبه را بین ایران و پاکستان گسترش دهد. نخست وزیر پاکستان با اشاره به اینکه فقط ۱۰ درصد از برنج مورد نیاز ایران از طریق پاکستان تامین می شود، گفت: این مسئله در حالی مطرح است که بقیه برنج وارداتی از کشورهای دیگر تامین می گردد و من به عنوان نخست وزیر اطمینان می دهم نهایت تلاش را برای گسترش روابط تجاری دو جانبه انجام دهم.   در همین راستا در آن زمان دولت ایران نیز قول داد تا صادرات برق به همسایه خود پاکستان را ده برابر افزایش دهد و همچنین طرف ایرانی اعلام آمادگی خود را برای رفع نیازهای نفتی پاکستان و اتخاذ اقدامات لازم برای تکمیل خطوط لوله گاز تکرار کرد. در سفر سال گذشته عمران خان به ایران در راستای گسترش روابط دو جانبه، دولت ایران قول داد تا صادرات برق به همسایه خود پاکستان را ده برابر افزایش داده و نیازهای نفتی پاکستان را برطرف نماید متغیرهای اقتصادی در همگرایی ایران و پاکستان که می توانند با عنایت به اراده دو کشور برای گسترش همکاری اقتصادی در دوره عمران خان مورد توجه بیشتری قرار بگیرند، شامل این موارد هستند: گروه بندی و همگرایی منطقه ای و نقش همکاری های تجاری_اقتصادی در همگرایی دو کشور.   مهمترین موضوع در مناسبات اقتصادی ایران و پاکستان طی سالهای اخیر، پایین بودن حجم مبادلات اقتصادی دو کشور با وجود برخورداری از ظرفیت ها و پتانسیلهای موجود بوده است. حجم صادرات ایران به پاکستان در بین سال های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ حدود ۲۶۵ میلیون دلار برآورد و حجم واردات از این کشور تنها ۹۲ میلیون دلار اعلام شده است. صادرات غیرنفتی ایران به پاکستان  نیز در سه ماهه دوم حدود ۲۴۷ میلیون دلار بوده که در مقایسه با سال ۲۰۱۲ با ۱۳ درصد کاهش مواجه بوده است.   در سال ۲۰۱۶ نیز کالاهای اساسی صادراتی ایران به پاکستان شامل اقلامی چون سنگ آهن، سیمان، ضایعات آهن، گریس، خرما، سیب، مواد شوینده، کاشی، سرامیک، ترانسفورماتور، مواد شیمیایی، قیر، پلی اتیلن، پروپیلن و غیره گزارش شده، در حالی که اقلام صادراتی پاکستان به ایران در همان سال برنج، میوه های تازه، کاغذ، پارچه، گوشت و ماشین آلات را شامل شده است. همچنین طبق آمار سال ۲۰۱۸، کل تجارت تقریباً ایران و پاکستان در سال مذکور، نزدیک به ۱۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده شده است. به طور کلی در طی این سالها می بینیم که ایران توانسته محصولات پتروشیمی و نفت و گاز را به پاکستان صادر کند و محصولات کشاورزی که حدود نیمی از درآمدهای پاکستان را در بر میگیرند، توانسته اند تا بخش عظیمی از واردات پاکستان به ایران را شکل دهند. همچنین، در یازده ماه نخست سال ۱۳۹۷ صادرات ایران به پاکستان از نظر ارزشی با افزایش ۳۸ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۱۱۲۸ میلیون دلار و از لحاظ وزنی نیز با ۲۸ درصد افزایش نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۱۹۴۹ هزار تن رسیده است.  همچنین پاکستان در این مدت، با در اختیار گرفتن ۸/۲ درصد از صادرات کشور، هشتمین بازار صادراتی جمهوری اسلامی ایران بوده و در بین کشورهای همسایه نیز پس از امارات، عراق، ترکیه و افغانستان رتبه پنجم مقاصد صادراتی ایران را به خود اختصاص داده است.  پاکستان، با در اختیار گرفتن ۸/۲ درصد از صادرات کشور، هشتمین بازار صادراتی جمهوری اسلامی ایران بوده  و در بین کشورهای همسایه نیز پس از امارات، عراق، ترکیه و افغانستان رتبه پنجم مقاصد صادراتی ایران را به خود اختصاص داده است بنابراین می توان گفت که مراودات اقتصادی دو کشور با وجود ظرفیتهای متعدد از مطلوبیت چندانی برخوردار نیست. این مسئله در حالی است که حتی در سفر نواز شریف، نخست وزیر وقت پاکستان به ایران در شش سال گذشته دو کشور بر حجم مبادلات تجاری تا ۵ میلیارد دلار هم تأکید کرده بودند و راه تحقق تجارت ۵ میلیارد دلاری با اسلام‌آباد نیز در سال گذشته در سفر عمران خان به ایران مورد بررسی قرار گرفت. در صورت تحقق این هدف نه تنها افزایش رفاه و اشتغال ساکنین استانهای مرزی دو کشور را شاهد خواهیم بود، بلکه راه توسعه و امنیت منطقه ای نیز گشوده خواهد شد. بنابراین، با توجه به مشابهت ها و اشتراکات، دو کشور می توانند به لحاظ اقتصادی نیازهای اولیه یکدیگر را برطرف کنند، درهم تنیدگی هرچه بیشتر در روابط اقتصادی ایران و پاکستان، قطعاً منافع بیشتر را برای مردم هر دو کشور در پی خواهد داشت و به رشد اقتصادی منطقه کمک خواهد کرد. * ایجاد بازار چه های مرزی مشترک بین دو کشور و همچنین  گشایش گذرگاه­‌های مرزی جدید چه کمکی به بهبود روابط فی ما بین کرده است؟ پاکستان این امکان را دارد که صادرات مجدد یعنی بخشی از نیازهای ایران را از کشورهای دیگر وارد کرده و از طریق مرز و بازارچه های مرزی مجددا به ایران وارد کند. بنابراین، با توجه به هم مرز بودن استان سیستان و بلوچستان ایران با ایالت بلوچستان پاکستان، باید گشایش گذرگاههای مرزی جدید مانند پیشین-مند و ریمدان و گبد و افزایش تعداد بازارچه های مرزی بطور جدی مورد توجه و در دستور کار قرار گیرد زیرا  بازارچه های ریمدان، پیشین و کوهک به افزایش مبادلات تجاری بین دو کشور و در نتیجه ایجاد اشتغال برای مردمان دو سوی مرز به صورت قابل توجهی کمک خواهد کرد. مبادلات تجاری بین ایران و پاکستان نباید تنها از طریق مرزهای زمینی صورت گیرد، بلکه باید تعداد پروازهای بین کویته، زاهدان و کراچی افزایش یابد تا بتوان نتیجه مطلوب را به دست آورد. * همکاریهای انرژی میان دو کشور از سالهای گذشته به چه میزان بوده است؟ جنبه های همکاریهای انرژیک چگونه مورد بررسی قرار می گیرد؟ ایران با قرار گرفتن در منطقه خاورمیانه و بین دو حوزه سرشار از انرژی، یعنی خلیج فارس و دریای خزر دارای اهمیت ژئواستراتژیک است. دو سوم ذخایر اثبات شده نفت و یک سوم ذخایر اثبات شده گاز طبیعی جهان، در اختیار کشورهای حوزه خلیج فارس است.   بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، گاز طبیعی حدود ۴۹ درصد از انرژی اولیه پاکستان را تأمین کرده که تمامی آن در داخل این کشور تولید می شود. اما متوسط تولید میادین گازی در آن کشور به شدت رو به کاهش است، این موضوع در حالی مطرح است که بریتیش پترولیوم در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد ایران با ۹/۳ درصد کل ذخایر نفت دنیا، چهارمین دارنده بزرگ ذخائر نفتی جهان است. همچنین ذخایر گازی ایران ۳۴ تریلیون مترمکعب اعلام شد که بر این اساس، بزرگترین دارنده منابع گازی جهان به شمار می رود. علاوه بر این موضوعات، کمبود انرژی پاکستان یک بحران ملی محسوب شده و قطع برق مداوم شهرهای این کشور و هزینه چهار درصدی حاصل از تولید ناخالص داخلی آن بر اهمیت رابطه دو کشور همسایه افزوده است که در این راستا ایران می تواند یک شریک سازنده در برطرف کردن کمبود انرژی پاکستان در نظر گرفته شود. به دیگر سخن، نیاز پاکستان به انرژی برق از دیگر جنبه های همکاریهای انرژیک دو کشور است. کمبود انرژی پاکستان یک بحران ملی محسوب شده و قطع برق مداوم شهرهای این کشور و هزینه چهار درصدی حاصل از تولید ناخالص داخلی آن بر اهمیت رابطه دو کشور همسایه افزوده است که در این راستا ایران می تواند یک شریک سازنده در برطرف کردن کمبود انرژی پاکستان در نظر گرفته شود  پاکستان در ماه دسامبر سال ۲۰۱۴، میزان ۳۱، ۳ گیگاوات ساعت برق از ایران وارد کرد. در آگوست  ۲۰۱۵، ایران پیشنهاد صادرات ۳۰۰۰ مگاوات برق به پاکستان را مطرح کرد. در ضمن، پاکستان در بندر گوادر سرمایه گذاریهای بسیار زیادی انجام داده که برای بهره برداری واحدهای پتروشیمی در این بندر نیاز به گاز و برق دارد که ایران می تواند این نیاز را برطرف کند. * مهمترین محور اقتصادی بین ایران و پاکستان، خط لوله صلح است. از دیدگاه شما مهمترین دلایل توقف این پروژه چه بوده  و  اگر کار این خط لوله  به اتمام رسد، چه تاثیری بر روابط فی مابین دو کشور خواهد گذاشت؟ یکی از معبر های مهم تأمین گاز که می توانست تا حد زیادی نیازهای گازی پاکستان را برطرف کند، پروژه خط لوله صلح است. در واقع، مهمترین محور اقتصادی بین ایران و پاکستان، خط لوله صلح است که بحث های مقدماتی آن از سالها پیش آغاز شده و با فراز و نشیب های فراوان ادامه یافته است.   در مارس ۲۰۰۹، با وجود تحریم ایران توسط آمریکا و فشار عربستان سعودی به پاکستان، رئیس جمهور وقت آصف علی زرداری و محمود احمدی نژاد قرارداد پروژه خط لوله صلح امضا کردند که قرار بود براساس آن، از طریق خط لوله ۱۱۵۱ کیلومتری از طرف ایران و خط لوله ۷۸۱ کیلومتری در پاکستان از میدان گازی پارس به این کشور گاز انتقال یابد. هزینه کل این پروژه ۷۶۵۱ میلیارد دلار برآورد شده بود که سهم پاکستان حدود ۱، ۲۵ میلیارد دلار بود. طبق توافق، ساخت خط لوله قرار بود تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ به اتمام برسد که البته پاکستان به دلیل کمبود بودجه و تحریم های ایران، نتوانست ساخت لوله را تمام کند. وجود تحریمهای بین المللی و اختلافات مرتبط با حق ترانزیت و تأثیر گذاری کشورهای فرامنطقه ای باعث شده تا عملی و اجرایی شدن این خط لوله به تعویق افتد. بنابراین، به طور کلی سه دلیل اساسی توقف این پروژه پروژه عبارتند از بی ثباتی های سیاسی در بلوچستان و پاکستان و نگرانی پاکستان از عبور خط لوله از این منطقه، منازعات هند و پاکستان و ترس از اینکه پاکستان از این خط لوله استفاده ابزاری بکند و از همه مهمتر مخالفتها و کارشکنیهای آمریکا در اجرای این پروژه. در واقع خط لوله صلح تهدیدی علیه تلاشهای آمریکا در جهت مهار ایران نیز به شمار آید. وجود تحریمهای بین المللی و اختلافات مرتبط با حق ترانزیت و تأثیر گذاری کشورهای فرا منطقه ای باعث شده تا عملی و اجرایی شدن خط لوله صلح به تعویق افتد در کل، این خط لوله در بلندمدت آثار اقتصادی و منافع زیادی برای ایران و پاکستان دارد و ایران از درآمد حاصل از فروش گاز برخوردار خواهد شد و پاکستان افزون بر تأمین نیازهای داخلی، به درآمد زیادی بابت انتقال گاز به هند دست خواهد یافت. زیرا پاکستان کشوری است که نیازهای انرژی آن به ویژه در بخش گاز رشد زیادی دارد و به صرفه ترین و امکان پذیرترین گزینه، همان پروژه خط لوله صلح است. اگر کار این خط لوله  به اتمام برسد، روابط پاکستان و ایران را در خصوص مسئله افغانستان نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد زیرا دو کشور رقبای منطقه ای در حوزه افغانستان محسوب می شوند. در مجموع، احداث این خط لوله، متغیر اقتصادی را در روابط ژئو استراتژیک بین ایران و پاکستان تاثیر گذارتر خواهد کرد و موجب خواهد شد که دو کشور نیز به هم نزدیک شوند، ضمن اینکه می تواند عامل امنیت را در محیط ژئو استراتژیک روابط ایران و پاکستان به عامل اقتصادی تبدیل کند.