نفوذ خزنده تل‌آویو در قاره‌سیاه
فرشاد گلزاری از زمان انعقاد توافق ابراهیم میان اسرائیل با امارات، مراکش، بحرین و سودان تاکنون بیش از یکسال و چند هفته می‌گذرد و هر روز شاهد انتشار اخبار گوناگون در مورد این پرونده هستیم. اخیراً وزرای خارجه امارات و رژیم صهیونیستی در واشنگتن با آنتونی بلینکن، همتای آمریکایی خود دیدار و بر سر ادامه روند آتی توافق ابراهیم و همچنین مسائلی مانند پرونده هسته‌ای ایران و تحولات خاورمیانه گفت‌وگو کردند. سرعت گرفتن رفت و آمدهای دیپلماتیک با محوریت اسرائیل در منطقه و همچنین خارج از حوزه خاورمیانه به خوبی نشان می‌دهد که نفتالی بنت و تیمش در حال بسترسازی و حتی چانه‌زنی برای ادامه روند توافق ابراهیم و قبض و بسط آن در سایر مناطق هستند. اسرائیل به قاره آفریقا تنها از منظر استراتژیک از حیث منابع یا اشراف بر دریای سرخ نگاه نمی‌کند، بلکه آنها این منطقه را از حیث مذهبی یک محیط مقدس می‌داند و از چند ماه پیش با امضای توافق سازش با مراکش و سودان، تعداد زیادی از یهودی‌های آفریقایی‌تبار را به سرزمین‌های اشغالی منتقل کرد شاید بسیاری بر این عقیده باشند که توافق ابراهیم را بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی با ساز و کار مختص به خود طراحی و اجرایی کرد و حالا هیچکس نمی‌تواند همانند او این راه را ادامه دهد، اما این گونه نیست. در ساختار سیاسی اسرائیل عملاً مسائلی که به حیات و ممات این رژیم بستگی دارد به هیچ وجه شخص‌محور نیست. به عبارتی دیگر مساله‌ای مانند توافق ابراهیم و حتی حمله علیه غزه و دست به سلاح شدن بر ضد جریان‌های فلسطینی از سوی این رژیم، از جمله مسائل و پرونده‌هایی است که یک تیم و شاید هم یک ساختار بالادستی در مورد طراحی و نوع اجرای آن تصمیم‌گیری می‌کنند. حالا هم همین روند در حال اجرایی شدن است؛ به گونه‌ای که ساختار حاکم بر لایه اول اسرائیل به این نتیجه رسید که نتانیاهو بیش از حد در حال بازی‌های خطرناک است و در نهایت دیدیم که پس از خروج ترامپ از کاخ‌سفید و ورود بایدن به اتاق بیضی‌شکل، یکباره نتانیاهو از صحنه سیاست اسرائیل حذف و بنت جایگزین او شد. حالا هم همان ساختار در حال طرح‌ریزی جدید برای ادامه روند عادی‌سازی روابط اسرائیل با سایر کشورهای عربی است که جدیدترین و البته حاشیه‌ای‌ترین اقدام آنها،‌ برگزاری نشست مشترک با سران طوائف عراق در اقلیم کردستان بود. یکی از اقداماتی که تیم جدید سیاسی - امنیتی رژیم صهیونیستی پس از روی کار آمدن نفتالی بنت پیگیری می‌کنند، بحث قانونی شدن و علنی شدن پیمان‌هایی است که با کشورهای عربی به امضا رسانده‌اند که حالا کشورهای آفریقایی در صدر آنها قرار دارند. به عنوان مثال روز گذشته (شنبه) دولت مراکش اعلام کرد که دو توافقنامه با رژیم صهیونیستی در زمینه‌های خدمات هوایی، فرهنگی و ورزشی را به تصویب خواهد رساند که این اقدام را باید تایید رسمی و نهایی توافق دولت مراکش و رژیم صهیونیستی که در ۱۱ اوت ۲۰۲۱ به امضا رسید، دانست.  اسرائیل از دهه‌ها پیش با مراکش رابطه داشت اما تل‌آویو صرفاً به دنبال اشراف بر اقیانوس آتلانتیک شمالی از طریق رابطه با رباط نیست، بلکه نفوذ در قاره آفریقا و به خصوص جغرافیای شاخ آفریقا را دنبال می‌کند اینکه چرا اسرائیل به سمت کشورهایی مانند مراکش متمایل شد و آنها را وارد روند عادی‌سازی روابط با خود کرد، موضوعیست که به اهمیت شمال آفریقا و به صورت کلی قاره آفریقا برای اسرائیل مربوط است. اسرائیل از دهه‌ها پیش با مراکش رابطه داشت اما این رژیم صرفاً به دنبال اشراف بر اقیانوس آتلانتیک شمال از طریق رابطه با رباط نیست بلکه تل‌آویو نفوذ در قاره آفریقا و به خصوص جغرافیای شاخ آفریقا را دنبال می‌کند. رخنه در اتحادیه آفریقا واقعیت این است که اسرائیلی‌ها به قاره آفریقا تنها از منظر یک جغرافیای استراتژیک از حیث منابع یا اشراف بر دریای سرخ نگاه نمی‌کنند، بلکه آنها این منطقه را از حیث مذهبی یک محیط مقدس می‌دانند و از چند ماه پیش با امضای توافق سازش با مراکش و سودان، تعداد زیادی از یهودی‌های آفریقایی‌تبار را به سرزمین‌های اشغالی منتقل کردند. علاوه بر مسائل مذهبی و دیدگاه دینی، تل‌آویو جغرافیای آفریقا را یک سرزمین به شدت غنی و دارای اهمیت زیاد می‌داند. یکی از اهمیت‌های قاره آفریقا برای رژیم صهیونیستی، نزدیک بودن این سرزمین به محیطِ خارجی اسرائیل است و به همین دلیل بود که تل‌آویو در همان دوران جنگ با مصر سعی کرد به هر ترتیب این کشور را با خود همسو کند؛ چراکه قاهره دروازه ورود آسیا به آفریقا به شمار می‌آید و این برای اسرائیل به شدت مهم به حساب می‌آید. از سوی دیگر باید توجه داشت که اسرائیل از هر فرصتی برای تعمیق نفوذ خود در آفریقا استفاده می‌کند و از کوچکترین موضوع در این خصوص چشم‌پوشی نمی‌کند. به عنوان مثال در سال 1976 میلادی یگانی متشکل از نیروهای دفاعی اسرائیل به نام سایرت متکل به رهبری یوناتان نتانیاهو (برادر بنیامین نتانیاهو) برای آزادی گروگان‌های اسرائیل به فرودگاه انتبه (واقع در پایتخت اوگاندا) یورش بردند و در آنجا برادر نتانیاهو کشته شد. از آن تاریخ تا همین امروز اوگاندا به دلیل این موضوع به حوزه نفوذ اسرائیل تبدیل و همین مساله موجب شد تا اسرائیل نفوذ خود در همسایگان اوگاندا اعم از کنیا، سودان، تانزانیا و اتیوپی را گسترش دهد. تا جایی که بسیاری از تحلیلگران حوزه آفریقا معتقدند رژیم صهیونیستی پس از حضور در اوگاندا برنامه تجزیه سودان به دو قسمت شمالی و جنوبی را طراحی و اجرا کرد. حالا با گذشت این سال‌ها اسرائیل به دنبال آن است تا از طریق توافق ابراهیم، نفوذ خود را در قاره سیاه چند برابر کند. به همین دلیل دستکاه دیپلماسی تل‌آویو با همکاری موساد به دنبال آن است که خود را به هر ترتیب در اتحادیه آفریقا به عنوان عضو ناظر بگنجاند. طی هفته‌های گذشته بارها شنیده شد که اسرائیل به دنبال آن است تا به عنوان عضو ناظر در اتحادیه آفریقا پذیرفته شود که زمینه‌چینی آن دقیقاً همان توافق عادی‌سازی روابط با مراکش و سپس سودان بود. حالا علیرغم مخالفت کشورهای عضو اتحادیه آفریقا و نهادهای فلسطینی با این موضوع، رمطان لعمامره، وزیر خارجه الجزایر روز گذشته (شنبه) اعلام کرد که قرار است مساله پذیرش اسرائیل به عنوان یک عضو ناظر در اتحادیه آفریقا در نشست فوریه آتی اتحادیه مطرح و بررسی شود. او اعلام کرد که الجزایر در راستای دفاع از منافع عالی آفریقا و وحدت ملت‌های آن، با این تصمیم تاسف‌برانگیز و خطرناک مخالفت کرد اما اکثر وزرای خارجه اتحادیه آفریقا با مطرح کردن این موضوع در نشست فوریه آتی روسای کشورهای اتحادیه آفریقا موافقت کردند. این اظهارات در حالی رخ داد که وزارت خارجه سودان جمعه با تصمیم موسی فکی محمد، رئیس کمیساریای اتحادیه آفریقا مبنی بر موافقت با عضویت رژیم صهیونیستی در این اتحادیه به عنوان عضو ناظر قبل از مشورت با کشورهای عضو اعلام مخالفت کرد. این اقدام سودان اگرچه نگرانی‌هایی را برای اسرائیل در مورد ادامه روند همکاری سیاسی با این کشور به وجود آورده اما درنهایت نشان می‌دهد که تل‌آویو به دنبال تعمیق و تکثیر نفوذ خود در قاره سیاه است و به زودی خروجی آن عیان خواهد شد.   کپی شد