آریا رهنورد مهم نیست که مهدی ترابی با چه نیتی توپ را روی دروازه حریف تاجیکستانی پرسپولیس ارسال کرده است. مهم این است که باز هم یک گل سرنوشت‌ساز برای تیم، با دخالت مستقیم این ستاره به دست آمده است. او با یک گل پیروزی‌بخش دیگر، نشان داده که مهم‌ترین مهره پرسپولیس در این چند فصل به شمار می‌رود. گلی که اگر به ثمر نمی‌رسید، شاید هر اتفاقی در 30 دقیقه از وقت‌های اضافه روی چمن مصنوعی مقابل چند هزار تماشاگر حریف می‌توانست علیه پرسپولیس رخ بدهد. ترابی دوباره در بهترین زمان، به تنها راه نجات تیمش تبدیل شد. مهدی ترابی در روزهای بازی در ترکیب سایپا در قامت یک فوتبالیست جوان، همیشه با این اتهام روبه‌رو بود که با وجود پتانسیل فوق‌العاده، به اندازه کافی گل‌زن نشان نمی‌دهد. بالا رفتن قدرت گل‌زنی، دقیقا همان چیزی بود که مهدی برای تبدیل شدن به یک فوتبالیست فوق‌العاده به آن نیاز داشت. در اولین روزهای بازی برای پرسپولیس، ترابی همچنان با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کرد. او در نیم‌فصل دوم لیگ برتر هجدهم به پرسپولیس ملحق شد و تا پایان فصل، فقط و فقط در برخورد با سایپا توانست دروازه تیم رقیب را باز کند. البته که پاس گل قهرمانی به بودیمیر، پایان خوشی را برای این فصل نامطمئن رقم زد. پیشرفت بزرگ ترابی به کمک تمرین زیر نظر مربیانی مثل کی‌روش و برانکو رقم خورد. در تیم ملی، کی‌روش اعتقاد بسیار زیادی به ترابی داشت و او را در سن و سال کم هم به تیمش دعوت می‌کرد. در پرسپولیس هم برانکو معتقد بود که این بازیکن به یکی از فوق‌العاده‌ترین مهره‌های فوتبال ایران تبدیل خواهد شد. این دو مربی در کنار هم، نقش مهمی در پیشرفت قابل توجه ترابی داشتند. یک سال بعد، این ستاره در تیم کالدرون به یک مهره بسیار مهم برای پرسپولیسی‌ها تبدیل شد. سرمربی جدید سرخ‌ها، تیمش را با محوریت مهدی به زمین می‌فرستاد و مهدی هم در تک تک دیدارها برای تیمش می‌درخشید. این یک فصل رویایی برای ترابی بود. چراکه در آن فصل، او بهترین گل‌زن باشگاه لقب گرفت و بسیاری از گل‌هایش هم، سه امتیازی بودند. گل‌هایی که در نهایت تیم کالدرون و البته تیم یحیی را قهرمان رقابت‌های لیگ برتر کردند. تصور قهرمانی پرسپولیس در آن فصل بدون گل‌های سه امتیازی مهدی ترابی ممکن نبود. بازیکنی که لحظه به لحظه زهردارتر و خطرناک‌تر به نظر می‌رسید و حالا دیگر چارچوب دروازه رقبا را حتی با چشم‌های بسته هم پیدا می‌کرد. او برای مدتی به قطر رفت و در بازگشت دوباره به فوتبال ایران، نشان داد که همچنان آمادگی‌اش را حفظ کرده است. ترابی حالا نه فقط در لیگ برتر، بلکه در لیگ قهرمانان آسیا هم گل‌های سرنوشت‌سازی برای تیمش به ثمر می‌رساند. از زمان پیوستن این بازیکن به پرسپولیس، هیچ بازیکنی در پرسپولیس به اندازه او نتوانسته برای تیمش گل سه امتیازی بزند. این فقط باز کردن دروازه تیم‌های رقیب نیست که از مهدی ترابی، یک ستاره استثنایی می‌سازد. اساسا تنوع بسیار بالای گل‌های او، مهم‌ترین خصلت این فوتبالیست به شمار می‌روند. در حقیقت ترابی فقط یک روش برای عبور دادن توپ از خط دروازه ندارد و این کار را به شکل متنوعی انجام می‌دهد. در این چند سال، ترابی چند بار با شوت‌های حیرت‌انگیز راه دور دروازه حریفان را باز کرده است. شوت‌هایی که بهترین‌شان به تور دروازه گل گهر و السد قطر رسیده است. مهدی چه با شلیک‌های زاویه بسته نظیر آن‌چه برابر شاهین انجام داد، چه با ضربه‌های سر که مقابل نفت مسجدسلیمان نمونه‌اش را دیدیم و چه با چیپ‌هایی که برابر پارس جم به نمایش گذاشته شدند، بارها در حساس‌ترین لحظات به کمک پرسپولیس آماده است. حالا هم نوبت یک ارسال مواج بوده که شیوه‌های گل‌زنی این ستاره در پرسپولیس را گسترش بدهد. داشتن بازیکنی در قواره‌های او، همه هواداران باشگاه پرسپولیس را به نتیجه گرفتن در رقابت‌های این فصل لیگ قهرمانان آسیا امیدوار می‌کند. وقتی مسابقه گره خورده، وقتی شرایط سخت به نظر می‌رسد، وقتی پرسپولیس موقعیت چندانی نمی‌سازد و تیم چندان باطراوت فوتبال بازی نمی‌کند، این مهدی ترابی است که آماده به نظر می‌رسد تا تیر خلاص را شلیک کند. با خونسردی خاصی که فقط در یک فوتبالیست نخبه دیده می‌شود. در تجربه قبلی پرسپولیسی‌ها در فینال آسیا، جای خالی مهدی ترابی به شدت احساس می‌شد. بازیکنی که می‌توانست به کمک خلاقیت و قدرت گل‌زنی، گره کور آن مسابقه را برای تیمش باز کند. آن روز خیلی‌ها حسرت خوردند که چرا ترابی در چنین موقعیتی برای سرخ‌ها به میدان نمی‌رود. آن روز شاید حتی خود این بازیکن هم حسرت خورد که در چنین شرایط حساسی، همراه تیمش نیست و برای پرسپولیس بازی نمی‌کند. در فوتبال، همیشه زمانی برای «جبران» به دست نمی‌آید و مهدی حالا این زمان را در اختیار دارد. او این بار می‌تواند در دیدارهای حساس باقی‌مانده از لیگ قهرمانان، برای این تیم به میدان برود و به دنبال تبدیل کردن یک رویای قدیمی به واقعیت باشد.   کپی شد