موسسه حقوقی ثبت شرکت و برند فکر …تولید و فروش اسلایم کره ایفروش سرور و تامین قطعات سرورهای …جابجایی انواع درختان تخصص ماست‎

بال آبی قیچی شد
آریا طاری از شروع فرمت جدید لیگ قهرمانان در سال 2003، استقلال تنها دو بار از مرحله یک‌هشتم نهایی این رقابت‌ها عبور کرده است. نتیجه گرفتن در پروسه طولانی و فرسایشی آسیا، به چند فصل ثبات نیاز دارد و استقلالی‌ها معمولا فرصت رسیدن به این ثبات را از خودشان گرفته‌اند. این تیم در همین فصل، سه سرمربی مختلف را روی نیمکت داشته و این بزرگ‌ترین دلیل برای سردرگمی آنها در نبردهای بزرگ است. استقلالی‌ها هنوز هم با جدایی استراماچونی کنار نیامده‌اند و در حسرت این ماجرا، از فرهاد مجیدی یک قربانی ساخته‌اند. حالا هم نوبت یکی دیگر از چهره‌های اسطوره‌ای تاریخ باشگاه است که در معرض خروج از نیمکت استقلال قرار بگیرد. به محض آن‌که هواداران آبی در آستانه عبور همیشگی استراماچونی و دل بستن به پروژه فرهاد بودند، مدیران باشگاه مذاکره با مربی ایتالیایی را کلید زدند تا آرامش را دوباره از استقلال بگیرند. مذاکره‌هایی که البته کاملا بدون نتیجه بود و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، بیشتر جنبه‌ای نمایشی داشت. این رفتارهای خودخواهانه و نمایشی، موجب شد مجیدی هم از تیم برود و استقلال با دستیار او، به کارش در آسیا ادامه بدهد. آنها برای ششمین بار در فرمت جدید لیگ قهرمانان، به جمع 16 تیم برتر رقابت‌ها رسیدند اما این بار هم خبری از صعود نبود تا این باشگاه در هفت سال گذشته، فقط یک بار طعم حضور در بین هشت تیم برتر تورنمنت را چشیده باشد. همه افرادی که این هفت سال در استقلال مدیریت کرده‌اند، باید پاسخ بدهند که چرا رویاهای آسیایی باشگاه به همین سادگی بر باد می‌روند. همه آنهایی که در این مدت تصمیم‌هایی کلیدی برای استقلال گرفته‌اند، باید اعتراف کنند که این تصمیم‌ها تا امروز سرانجام خوشی نداشته‌اند. استقلال حتی با یکی از بهترین ترکیب‌هایش در چند سال اخیر، باز هم خیلی زود از آسیا کنار رفت. چراکه حتی مهره‌های بین‌المللی نیز با شیوه مدیریت «محلی» به جایی نمی‌رسند. سرزنش داور، ساده‌ترین کاری است که می‌توان در این مرحله انجام داد. البته که داور، کاملا مقصر بود و درست مثل عادت همیشگی‌اش، علیه یک تیم ایرانی دیگر قضاوت کرد. با این حال آبی‌ها نمی‌توانند ادعا کنند که به احمد ابوبکر الکاف باخته‌اند. عوامل زیادی در کنار داور، در این نتیجه خاص دخیل بودند. اول از همه، اینکه ترکیب مجید نامجومطلق برای این نبرد مناسب به نظر نمی‌رسید. او با استفاده همزمان از قایدی، دیاباته و ارسلان مطهری، عملا پلن بی را از تیمش گرفت. ارسلان همیشه یک ذخیره تازه‌نفس بود که با ورودش به زمین، جریان مسابقه را عوض می‌کرد اما فیکس شدن او، نیمکت استقلال را کاملا خالی گذاشت. تیمی که در انتظار برنده شدن در این نبرد بود، ناچار شد به ذخیره‌هایی مثل زکریا مرادی و فرشید باقری اتکا کند. نفراتی که هرگز نمی‌توانستند ورق را به سود استقلال برگردانند. نامجو می‌توانست یکی از سه مهاجم تیمش را در شروع بازی روی نیمکت قرار بدهد و حوالی دقیقه 60، او را به زمین بفرستد تا خط حمله آبی‌ها جان تازه‌ای بگیرد. این اتفاق اما رخ نداد و مثلث هجومی استقلال از اواسط نیمه دوم به بعد، دیگر هیچ غافلگیری ویژه‌ای برای حریف نداشت. به نظر می‌رسید آنها به لحاظ بدنی نیز به اندازه کافی آماده این نبرد نیستند. استقلال از زمان شروع دوباره لیگ قهرمانان، سومین بازی‌اش را انجام می‌داد اما خیلی خسته‌تر از حریف به نظر می‌رسید. حریفی که مشغول انجام پنجمین بازی‌اش از زمان شروع دوباره این تورنمنت بود. در واقع تیم ازبکستانی دو 90 دقیقه را بیشتر از رقیب ایرانی‌اش در همین روزها سپری کرده بود و به نظر می‌رسید این تیم باید به مراتب خسته‌تر از استقلال باشد. سرزنش داور، ساده‌ترین کاری است که می‌توان در این مرحله انجام داد. البته که داور، کاملا مقصر بود و درست مثل عادت همیشگی‌اش، علیه یک تیم ایرانی دیگر قضاوت کرد. با این حال آبی‌ها نمی‌توانند ادعا کنند که به احمد ابوبکر الکاف باخته‌اند شکست روبه‌روی پاختاکور، نقطه پایانی برای این فصل استقلال بود. تیمی که از سه هدف بزرگ رسیدن به سهمیه آسیا، بردن جام حذفی و موفقیت در لیگ قهرمانان، فقط به یک هدف دست پیدا کرد. آنها در جام حذفی تا آستانه قهرمانی پیش رفتند و در آسیا نیز از مرحله گروهی رد شدند اما نتوانستند دست به کارهای بزرگ‌تری بزنند و فصل را با یک جام به پایان برسانند. این دومین فصل متوالی است که در آن، استقلال دستش به هیچ جامی نمی‌رسد. مدیران باشگاه باید به این موضوع به شکل یک زنگ خطر جدی نگاه کنند. این تیم باید فصل جدید را با یک گلر بهتر، یک کادر فنی باثبات و البته یک نیمکت بهتر کلید بزند.   کپی شد