کلینیک ارتوپدی فنی توان طبکار در منزلنمایندگی کابل سیمند(سیمند کابل)صندلی همایش با صفحه آموزشی رض کو …

تیم حکومتی بی‌دفاع!
آریا رهنورد پرسپولیسی‌ها از مدتی قبل، باید آمادگی روبه‌رو شدن با یک حقیقت عریان را در خودشان احساس می‌کردند. روبه‌رو شدن با این حقیقت که دیگر تنها با یک یا حتی چند تیم به عنوان «رقیب» روبه‌رو نیستند و باید با فضایی مبارزه کنند که در آن اصلا از قهرمانی این تیم استقبال نمی‌شود. خیلی از رقبای پرسپولیس حاضرند خودشان هم جام قهرمانی به دست نیاورند اما در عوض، پرسپولیس هم دوباره قهرمان لیگ برتر نشود. حملات همه‌جانبه به قرمزها هم در حقیقت از همین نوع نگاه ناشی می‌شود. تیم‌های رقیب، روش برخورد کلیدواژه‌ای با پرسپولیس را مدنظر قرار داده‌اند. در لیگ بیستم، عبارت «تیم خاص» بارها و بارها از سوی تیم‌های رقیب سرخپوشان برای این تیم مورد استفاده قرار گرفته است. مخالفان معتقدند که وزارت ورزش، نوعی نابرابری را نسبت به باشگاه‌های مختلف در لیگ رواج داده و به پرسپولیس با چشم دیگری نگاه می‌کند. خود پرسپولیسی‌ها اما در عین حال به شدت از عملکرد وزارت در انتخاب مدیری مثل رسول پناه و جدایی ستاره‌هایی مثل شجاع و بشار انتقاد دارند. مخالفان، برنامه‌ریزی لیگ برتر را به سود پرسپولیس می‌دانند و طرفداران این باشگاه هنوز هم باور دارند که لغو دیدار این تیم با ذوب‌آهن به جریان آماده‌سازی شاگردان یحیی قبل از فینال آسیا لطمه زده‌ است. مخالفان، عملکرد داوران را تلاشی برای قهرمانی دوباره پرسپولیس می‌دانند اما علاقه‌مندان به این باشگاه، اخراج نشدن عارف غلامی در دربی و پنالتی عجیب اعلام شده به سود فولاد در مسابقه این هفته را نشانه بی‌میلی داورها به قهرمانی دوباره پرسپولیس ارزیابی می‌کنند. در این مورد آب آنقدر گل‌آلود است که هر کس فقط به صید ماهی خودش فکر می‌کند. فولادی‌ها با وجود یک «پنالتی بادآورده» باز هم بازنده شده‌اند اما همچنان کوتاه نمی‌آیند. آنها در توجیه این شکست حتی از رنگ لباس سرمربی حریف در کنار زمین و سن و سال گزارشگر مسابقه هم حرف زده‌اند. اساسا نمی‌توان باور داشت که چنین ادعایی از دل یک نگاه فنی نسبت به فوتبال بیرون بیاید. مهدی هاشمی‌نسب، سوژه اصلی جنجال‌های این هفته در استادیوم آزادی بود. او در حالی این بلوا را به راه انداخته که خودش همه شهرتش را در دنیای فوتبال مدیون همین «باشگاه خاص» است مهدی هاشمی‌نسب، سوژه اصلی جنجال‌های این هفته در استادیوم آزادی بود. او در حالی این بلوا را به راه انداخته که خودش همه شهرتش را در دنیای فوتبال مدیون همین «باشگاه خاص» است. اگر همین پرسپولیس نبود، مهدی هرگز نمی‌توانست اولین قرارداد صد میلیونی تاریخ فوتبال ایران را به دست بیاورد. اگر همین تیم خاص نبود، او هرگز نمی‌توانست به یکی از گرانقیمت‌ترین مهره‌های فوتبال ایران تبدیل شود. مهدی امروز می‌توانست در ردیف اسطوره‌های باشگاه پرسپولیس بایستد. می‌توانست کنار یحیی و کریم، روی نیمکت قرمزها بنشیند و ارج و قرب زیادی در بین طرفداران این تیم داشته باشد اما حالا نه در پرسپولیس پذیرفته می‌شود و نه در بین آبی‌ها محبوب است. در لیگ برتر هم به «شلوغ‌کاری» روی نیمکت به سود فولاد متهم شده است. این حرفی است که حتی استقلالی‌ها در مورد هاشمی‌نسب می‌زنند. یعنی او که خودش یکی از شاخص‌ترین ستاره‌های فوتبال ایران محسوب می‌شد، حالا شغلش را به واسطه فریاد زدن برای اعتراض به داور و مصاحبه کردن برای خوشامد جواد نکونام به دست آورده است. یک سرنوشت تلخ برای ستاره‌ای که ظاهرا به دورهای باطل، خو گرفته است. اصلا به فرض که همه ادعاها علیه پرسپولیس، مو به مو درست باشند اما بد نیست هاشمی‌نسب از خودش بپرسد که چرا باید به همین راحتی به ضرر «یک تیم حکومتی» آن هم در استادیوم خانگی‌اش در یک دقیقه حساس از بازی پنالتی اشتباه اعلام شود؟ اگر این صحنه به صورت معکوس اتفاق می‌افتاد و داور به سود پرسپولیس پنالتی اعلام می‌کرد، واکنش فولاد و نیمکت‌نشینان شلوغش چه بود؟ درست وقتی همه از «متصل بودن» پرسپولیس حرف می‌زنند، دغدغه هواداران این تیم نداشتن یک مدافع مطمئن است. این چه تیم حکومتی عجیبی است که باید مهاجم نوکش را در قلب دفاع به زمین بفرستد؟ این چه تیم متصلی است که به فینال آسیا رسیده اما به جای پرستاره‌تر شدن، نفر به نفر مهره‌های کلیدی‌اش را از دست داده است؟ این توجیه‌های عجیب تا امروز نه‌تنها پرسپولیس را  زمین نزده‌اند، بلکه این تیم را برای رسیدن به موفقیت مصمم‌تر کرده‌اند. پرسپولیس به کمک انگیزه‌ای که از همین زمزمه‌ها گرفته، از رسیدن به قهرمانی و جام اشباع نشده است. در حقیقت رقبا بدون آن‌که بدانند، بزرگ‌ترین لطف ممکن را در حق این تیم کرده‌اند.   کپی شد