نمایندگی رسمی فروش کلیه محصولات …آموزشگاه زبان دانمارکی شرق تهرانفرچه غلطکیبازگشایی گاوصندوق کاوه (09129576685)جابجایی …

«برندگان و بازندگان بورس کیستند؟»|تبدیل فرصت بورس به تهدید/ شاخص کشش ۹۰۰هزار به بالا را نداشت/ چرا ضرر تصمیم غلط را ملت بپردازد؟
- اخبار اقتصادی - به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در روزهای اخیر افت شاخص بورس همچنان ادامه یافته و امروز به مرز ورود به کانال 1.2 میلیون واحد رسیده است. کارشناسان موضوعات مختلفی را به عنوان راهکار برای عبور از این شرایط مطرح کرده اند. برخی، مسئولان سازمان بورس و شورای عالی بورس را به عنوان نهاد ناظر و تصمیم گیر در این شرایط مقصر می‌دانند. بررسی تحولات بازار سرمایه از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است، از سیاست گذاری پولی و تعیین نرخ بهره و سود بانکی گرفته، تا قاعده گذاریهای سازمان بورس. در این بین هریک از ذی نفعان بازار سرمایه از دید خود نکاتی را برای تشریح وضعیت فعلی، عبور از چالش جدی اخیر و توقف تداوم سقوط شاخص کل مطرح کرده‌اند.  بر این اساس در خبرگزاری تسنیم، به صورت سلسه‌وار چالشهای اخیر بازار سرمایه را از دیدگاههای مختلف بررسی خواهیم کرد. اخیرا نائب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس بر لزوم افشای معاملات حقوقی ها در بورس تاکید کرده است، به عبارت صریح تر سوالی که اخیرا مطرح شده این است که سهم شرکتهای حقوقی در ریزشهای اخیر بورس چگونه باید تحلیل و بررسی شود.در اولین میزگردی که در خبرگزاری تسنیم، درخصوص پرونده برندگان و بازندگان بورس برگزار شد، با آقایان ملیحی و آقابزرگی کارشناسان حوزه بازار سرمایه دلایل افت شاخص بورس و راهکارهای لازم برای عبور از این شرایط را به بحث گذاشتیم که مشروح آن به شرح زیر است:جدیدترین خبرها و تحلیل‌های ایران و جهان را در کانال تلگرامی تسنیم بخوانید. (کلیک کنید)آیا دولت و شرکتهای حقوقی از شرایط بازار سرمایه در نیمه اول سال منتفع شدند؟ تسنیم:  شروع سال 99 مقطع بسیار منحصر به فردی بود، امسال موضوع تورم و کرونا با یکدیگر تلفیق شد و دولت به پرداخت  70 هزار میلیارد تومان تسهیلات ارزان قیمت  به مردم تعهد  کرد. برای تامین منابع ارزان قیمت یک سری اقدامات هماهنگ صورت گرفت از جمله کاهش نرخ ذخیره قانونی. به هر جهت بانک مرکزی  در دو ماهه اول سال نرخ بهره بین بانکی را به 8 درصد رساند که به اعتقاد کارشناسان این اقدام موجب انتقال نقدینگی به سمت بورس شد. در این بین چند دسته از این موضوع سود بردند و منتفع شدند. تنها دولت طی این مدت 90 هزار میلیارد تومان اوراق نقدی فروخته است که 70 درصد آن را بانک‌ها و 30 درصد دیگر را شرکت‌های تامین سرمایه خریداری کردند. در شش ماهه نخست سال نیز شرکت‌های حقوقی 60 هزار میلیارد تومان فروش سهام داشتند و 30 هزار میلیارد تومان دیگر را حقیقی ها فروختند.برایند نظرات کارشناسان  نشان می‌دهد،  شرکتهای حقوقی از این فروش منتفع شدند و در برخی بازه‌های زمانی اقدام به فروش سهام نمی‌کردند تا قیمت سهم بالاتر برود تا شاید در نقطه اوج سهام خود را بفروش برسانند.بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد پس از مدتی بانک مرکزی اقدام به افزایش سود بین بانکی کرده و رقم هشت درصد را تا 14 درصد ارتقاء داد که در نتیجه نرخ سود نیز به 18 درصد افزایش یافت. در پی این تصمیم از تیرماه شرکت‌های کوچک و پس از آن در مرداد ماه شرکتهای بزرگ در بورس تهران با ریزش شدید قیمتی مواجه شدند.* زمانی که شاخص 900 هزار بود و در حال اوج، دولت باید سهام عرضه می‌کرد که نکردملیحی: هنگامی که شاخص کل بورس 900 هزار واحد بود گفتیم که دولت باید جلوی افزایش شاخص را بگیرد، آن زمان عنوان کردیم که دولت باید از این اقبال استفاده کند، عرضه‌ها افزایش پیدا کند و این نقدینگی وارد صنعت و اقتصاد شود و نباید وارد بحث سفته‌بازی شود. اگر خاطر شما باشد در آن زمان ما شاهد صفهای طولانی خرید بودیم اما عرضه صورت نمی‌گرفت که در نتیجه شاهد افزایش روز افزون شاخص کل بورس بودیم. اگر نگاهی به کل نقدینگی کشور که برای آخرین بار در خرداد ماه 2600 هزار میلیارد تومان و بنده معتقد هستم تا الان به 2800 تا 2900 هزار میلیارد تومان رسیده است بیندازیم، می‌بینیم ارزشی که طی این مدت در بورس ایجاد شد چند برابر نقدینگی کشور بود.سوءمدیریت در بورس مشکل اصلی/نقدینگی دلاری در کف تاریخی قرار گرفتملیحی: مشکل ما در بورس مانند بسیاری از زمینه‌های دیگر سوء مدیریت است. دولت به‌جای آنکه از این موقعیت آن هم در این شرایط سخت و تحریمی استفاده کند آن را به یک تهدید سنگین تبدیل کرد. در واقع پول را از اقشار کم درآمد جمع و دو دستی به اقشاری با درآمد بالا و قدیمی‌های بازار سرمایه داد. خود دولت نیز استفاده‌ای که متناسب با شرایط فعلی باشد را نکرد. درست است که برخی درآمدهای مالیاتی و ناشی از عرضه به دولت رسید اما این درآمد شاید 10 درصد آن توانی بود که دولت می‌توانست استفاده کند. در آن زمان ما گفتیم شاخص 900 هزار دیگر کشش ندارد و آن نقدینگی که یک بازار کارا برای رشد لازم دارد نیز در بازار وجود ندارد.امروز می‌بینیم نقدینگی دلاری ما در حدود 90 میلیارد دلار است، تقریبا در کف تاریخی خود قرار دارد و تنها در سال 84 بود که کمی پایین‌تر از این مقدار قرار داشته است. این بدین معنا است که پول ما قدرت ندارد در نتیجه تنها چیزی که وجود دارد افزایش تقاضا است. دولت در اینجا نیز مقصر است، چراکه نرخ بهره را کاهش داد. در حال حاضر نرخ بهره واقعی ما منفی است زیرا نرخ تورم بالاتر از نرخ بهره قرار دارد. در نتیجه این پیام داده می‌شود که نباید خرید را به تاخیر انداخت چرا که ارزش سرمایه روز به روز کاهش می‌یابد.حقیقی‌ها بازنده بازار بورس هستند؟ وظایف اصولی شرکتهای حقوقی در بحران چیست؟آقا بزرگی: در خصوص تحلیل مضمون اینکه اصولاً حقیقی ها بازنده و حقوقی‌ها برنده بازار بورس هستند و اینکه آیا حقوقی خوب و بد وجود دارد یا خیر، باید گفت، اگر یک شرکت حقوقی را در نظر بگیریم در واقع سرمایه‌ای که این شرکت حقوقی از آن استفاده می کند تشکیل شده از مجموعه ای از سرمایه‌های کوچک از افراد حقوقی و حقیقی است.اما از نظر شکل قانونی ما تصور مستقلی از آن داریم. به طور مثال این موضوع شامل  شرکت‌های تعاونی مربوط به یک بانک نیز می شود چراکه یک تعاونی به عنوان مثال در واقع از تعدادی از بازنشستگان یک مجموعه تشکیل شده است. البته مواردی نیز وجود دارد که یک فرد حقیقی یک شرکتی را تاسیس کرده و حال در قالب یک شرکت حقوقی فعالیت می‌کند.در حال حاضر مخاطب ما افرادی هستند که به شکلی درگیر موضوعات مربوط به بورس و دولت هستند و کارشان به نوعی به آنها گره خورده است بنابراین این فضای ذهنی که ما بازار را با دستور می توانیم بالا و پایین ببریم، چندان صحیح نیست ما حتی نمونه‌های دیگری نیز از آن در حوزه نظارت مثل حوزه تعزیرات نداشتیم.آقا بزرگی: با توجه به محدود شدن ابزارهای در اختیار نهادناظر باید گفت، یکی از ابزارهای مناسبی که امروز می توانست برای جذب سرمایه بسیار مفید باشد بازار آتی سکه بود که در آن مقطع با  تصور  اینکه این بازار باعث افزایش قیمت کالا (سکه و ...) شده است آن را تعطیل کردند اما امروز می‌بینیم که قیمت سکه که آن زمان یک میلیون تومان بود تا چه میزان افزایش یافته است.شورای عالی بورس نباید دولتی باشد. چرا خسارت تصمیم غلط را باید مردم بپردازند؟نقش اصلی در  ایجاد تعادل در بازار مربوط به شورای عالی بورس، استقلال بانک مرکزی و سازمان بورس است، تا زمانی که شورای عالی بورس که قرار است سیاستگذاری بورس را به عهده داشته باشد افرادی از داخل دولت در آن باشند، تکلیف آن مشخص است.ما می‌گوییم که بورس و بانک مرکزی باید مستقل باشند چراکه اگر قرار باشد بانک مرکزی تبدیل به کیف پول دولت شود وظیفه اولیه آن که حفظ ارزش پول ملی است در اولویت های بعدی قرار خواهد گرفت بنابراین این مجموعه مسائل دست به دست هم خواهد داد تا با وجود چالشهای دیگری مانند کرونا و تحریمها به مشکلات اساسی بر خورد کنیم، در صورتی که تمام این موارد راهکارهای مدیریتی دارد.این که شما می توانید آینده این بازار تخمین بزنید که مثلا قیمتها ماه آینده یا چند ماه آینده به چه میزان خواهد رسید به خودی خود باعث تعدیل شرایط بازار جاری می‌شد. از سوی دیگر تشدید محدودیتها در بلندمدت نمی تواند به نفع کلیت بازار سرمایه تلقی شود.ملیحی: درباره برخی اقدامات دستوری در بازار سرمایه باید گفت، این موضوع مثل این است که اعلام شود افرادی که صاحب مسکن هستند باید خانه های خود را زیر قیمت بازار بفروشند. معنای حرف ما این است که چرا هزینه تصمیمات غلط دولت را مجموعه‌های دیگری باید بدهند.کسی که مدیرعامل یک شرکت سرمایه گذاری است طبیعتاً بخشی از سهامداران آن افراد حقیقی هستند و تعهد شرعی مدیران عامل شرکت این  است که منافع سهامداران را در نظر بگیرد. به نظر میرسد پیشبرد منافع ملی به عهده دولت است. این خود دولت است که با برخی تصمیمات غلط بازار را به این نقطه رسانده است حال دوباره مردم باید هزینه آن را بدهند.شرکتهای خصوصی سهامداران حقیقی دارند و در تحلیلها این نکته باید مورد توجه قرار گیرد، به نظر می‌رسد یک تصمیم غلط از سوی مجموعه هایی غیر از بخش خصوصی اتخاذ شده است در این شرایط نباید تمام بار موضوع روی بخش خصوصی باشد.آقابزرگی: در خصوص انتفاع دولت و  فروش اوراق در شش ماهه اول سال هم باید بگویم، در بحث عملیات بازار باز و فروش اوراق یک کار تکلیفی و دستوری انجام شد، رایزنی‌ها به شکلی انجام شد تا ترغیب به خرید صورت بگیرد. در واقع این سیاست‌های پولی بوده است که این نقطه را برای ما ایجاد کرده است. در اینجا به نظر میرسد، بحث اصلی در اختیار گرفتن و کنترل منابع در جهت تامین کسری بودجه است.دولت به موقع و در روند افزایشی قیمتها، سهام و اوراق کافی عرضه نکردملیحی: شهید مطهری جمله ای دارد که می گوید هدف وسیله را توجیه نمی‌کند، در این جا نیز دقیقا همین موضوع مطرح است شما نمی توانید بگویید که هدف من حمایت ملی است. شما نمی توانید از یک ابزار غلط برای این منظور استفاده کنید. در آن روزی که شما عرضه‌ای که نیاز بازار بود، صورت ندادید و اجازه دادید تا خصوصی ها به این حد بزرگ شوند باید مدیریت می‌کردید نه که امروز بیایید چیزی را تحمیل کنید که شما به واسطه منافع مدیریتی که دارید سهامدار خود را کنار بگذارید و بیایید کار دیگری انجام دهید. اگر بانک‌ها موظف به عرضه زیرمجموعه‌های خود نبودند آن زمان بهترین فرصت بود برای آنکه اینها را عرضه کنند و واگذاری صورت بگیرد، اگر قرار بر این بود که بانک ها از حالت مدیریت خارج شوند.الان ما می‌توانیم از یک وسیله غلط استفاده کنیم. بر فرض که این کار را هم انجام دادیم،  فشار کنونی بیشتر روی دوش شرکت‌های خصولتی است، شرکت‌های خصولتی اصولاً متعلق به مردم هستند و باید منافع خود را زیر پا بگذارند تا سهم را بالا نگه دارند. در اینجا عموم کسانی که از  این کار منتفع می شوند از دهک‌های بالای جامعه هستند. شرکت خصوصی که اتفاقاً خیلی سود کرده است را در نظر بگیرید سریع اقدام به عرضه می کند در نتیجه سود بیشتری نصیبشان می‌شود. پول این سودها وارد بازارهای دیگری مثل طلا و ارز می شود. در نتیجه این پول ها بازارهای دیگر را نیز خراب می‌کند و مردم مجدداً در اینجا ضرر خواهند کرد. در نتیجه عموم پول هایی که توسط شرکت های حقوقی به بورس تزریق می شود به دهک های بالا و شرکت های خصوصی متعلق  به دهکهای بالا می رسد و منابع مجدد از بورس خارج می شود.زمانی شما به شکل دستوری به شرکتها اعلام می کنید که بروید و حمایت کنید یعنی بازار در حال حاضر ارزش ندارد و شما قصد فروش دارید به عبارت ساده تر جلوی شما را می‌گیرند و می‌گویند بروید و بخرید، در نتیجه پول هایی که خارج شده است دیگر باز نمی‌گردد و همان نقدینگی‌هایی که در انتظار ورود به بازار هستند نیز وارد نخواهند شد.تسنیم:با توجه به اقداماتی که در حال حاضر از سوی دولت می‌بینیم به نظر می‌رسد تلاش هایی برای ثابت نگه داشتن شاخص و جلوگیری از ریزش بیشتر در حال انجام است. نگرانی‌هایی در خصوص ورود نقدینگی ها از بورس به بازار ارز وجود داشت که در ماه های اخیر شاهد همین اتفاق بودیم تا جایی که به نظر کارشناسان یکی از دلایل افزایش تقاضا در بازار ارز  و رسیدن نرخ دلار به 30 هزار تومان به همین دلیل بوده است.راه اندازی کامل بازار متشکل ارزی می‌توانست مانع جهش مجدد قیمت ارز بعد از اصلاح بورس شودملیحی: اگر بازار متشکل ارزی راه بیفتد نرخ دلار به 18 هزار تومان خواهد رسید. نقدینگی ما در حال حاضر 90 میلیارد دلار است در صورتی که این رقم چندان منطقی نیست. بهترین منابعی که بخواهد وارد کشور شود بیشتر از همین منابعی نیست که در داخل کشور وجود دارد. شما باید کاری کنید تا این منابع وارد چرخه اقتصاد شود این کار می تواند بهتر از صد  برجام عمل کند و عایدات بیشتری را به همراه داشته باشد. ما به جای آنکه بخواهیم هر روز عرضه داشته باشیم کاری انجام دهیم که تقاضا های کوچک اقتصادمان را به هم نریزد.بسته های حمایتی دولت موجب خروج پول از بورس شد؟در حال حاضر بسته های حمایتی که در بورس وجود دارد هم در حال خراب کردن بورس است. بسته های حمایتی که توسط دولت به بورس تزریق شد باعث خروج سرمایه از بازار بورس شد و در مرحله بعدی، عدم ثبات در بازار ارز باعث می شود تقاضا در این بازار افزایش یابد.تسنیم:البته بر اساس امارها حدود 35 هزار میلیارد تومان منابع مردم در کارگزاری های بورس باقی مانده است و این احتمال وجود دارد که در صورت تثبیت بازار مجددا این منابع به بازار سهام تزریق شده و شاهد رشد مجدد سهام باشیم.ملیحی: مگر در اینجا فقط بحث بورس مطرح نیست شما بینید در همین شرایط دلار به 32000 تومان می‌رسد پس اگر بتوانیم تقاضای ارز را بیاوریم و در بازار متشکل ارزی و کنترل کنیم، به صورت ساده تر بحث اسکناس ارز را از فرهنگ خودمان حذف کنیم می‌توانیم بسیاری از تقاضاهای کاذب را کنترل کنیم. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که مبنای مبادله کالا دلار نیست، در نتیجه دلیلی برای توزیع مداوم دلار در کشور وجود ندارد. مثل این می‌ماند که در کشوری که نیازی به وجود اسلحه نیست بین مردم اسلحه توزیع شود. ارز برای مبادلات بازرگانی است چرا شما چنین حجم بزرگی از ارز را آورده اید و به خانه های مردم برده‌اید. نیاز واقعی ارزی کشور بسیار پایین‌تر از مقداری است که در حال حاضر وجود دارد، برای کالاهای اساسی که در کل سال حدود 12 میلیارد دلار نیاز وجود دارد.انتهای پیام/