
باشگاه خبرنگاران جوان - در سال ۲۰۰۰، شرکتهای بزرگی نظیر جنرالالکتریک، اکسونموبیل و شل به دلیل تملک کارخانههای عظیم و منابع نفتی در صدر باارزشترین شرکتهای جهان قرار داشتند، اما امروز از میان ۱۰ شرکت برتر جهان، اکثریت آنها بر پایه مدلهای پلتفرمی فعالیت میکنند. مدلهایی که ارزش آنها نه بر مالکیت داراییهای فیزیکی، بلکه بر توانایی سازماندهی تعاملات میلیونها کاربر استوار است. برای نمونه، جنرالالکتریک که در سال ۲۰۰۰ با ارزش تقریبی ۵۹۰ میلیارد دلار باارزشترین شرکت جهان بود، طی دو دهه گذشته به رتبه ۳۹ تنزل یافته است. در این فاصله، شرکتهای پلتفرممحور مانند اپل، مایکروسافت و آلفابت جای آن را در صدر ارزشگذاری بازار تصاحب کردهاند.
در الگوی سنتی، بنگاه اقتصادی با تولید کالا یا خدمت و اتکا به سرمایهگذاری، نیروی انسانی و داراییهای فیزیکی رشد میکرد، اما پلتفرمها بهجای تولید مستقیم، بستری ایجاد میکنند که عرضهکنندگان و متقاضیان بتوانند در آن با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و مبادله انجام دهند. تفاوت اصلی این دو مدل در شیوه خلق ارزش است. در پلتفرمها، هر کاربر جدید میتواند ارزش شبکه را برای سایر کاربران افزایش دهد؛ هرچه تعداد عرضهکنندگان و متقاضیان بیشتر شود، احتمال انجام مبادله و جذابیت پلتفرم نیز افزایش مییابد.
این پدیده در ادبیات اقتصادی با عنوان «اثر شبکهای» شناخته میشود. اهمیت پلتفرمها اما تنها به گسترش شبکه کاربران محدود نیست. هر تعامل، جستوجو و مبادله در این بسترها به داده تبدیل میشود. این دادهها به پلتفرم امکان میدهند رفتار کاربران را بهتر بشناسد، کیفیت خدمات را ارتقا دهد و عرضه و تقاضا را با دقت بیشتری به یکدیگر متصل کند. از همین رو، داده به یکی از مهمترین داراییهای پلتفرمها تبدیل شده و بخش مهمی از ارزش اقتصادی آنها از توانایی تحلیل و بهرهبرداری از همین دادهها ناشی میشود. ترکیب اثر شبکهای و انباشت داده، زمینهساز مقیاسپذیری بالای پلتفرمهاست. در نتیجه، رشد این کسبوکارها بیش از آنکه به افزایش داراییهای فیزیکی وابسته باشد، به گسترش شبکه کاربران و دادههای در اختیار آنها متکی است. به همین دلیل، پلتفرمها میتوانند با هزینهای بهمراتب کمتر از بنگاههای سنتی، خدمات خود را توسعه داده و وارد بازارهای جدید شوند. این منطق را میتوان بهوضوح در پلتفرمهای حملونقل اینترنتی مشاهده کرد. در الگوی سنتی حملونقل، توسعه خدمات مستلزم سرمایهگذاری مستقیم در ناوگان و زیرساخت است، اما پلتفرمهای حملونقل با ایجاد بستری برای اتصال رانندگان و مسافران، بدون مالکیت مستقیم خودرو، شبکهای گسترده از عرضه و تقاضا را سازماندهی کردهاند. هرچه تعداد رانندگان و مسافران بیشتر شود، احتمال انجام سفر افزایش یافته و ارزش شبکه برای همه کاربران بیشتر میشود.
ازسویدیگر، میلیونها سفر روزانه در این بسترها حجم عظیمی از داده تولید میکند؛ دادههایی درباره الگوهای رفتوآمد، زمانهای اوج تقاضا و رفتار کاربران. این اطلاعات به پلتفرمها کمک میکند تخصیص سفرها را بهینه کنند، زمان انتظار را کاهش دهند و خدمات دقیقتری ارائه دهند. بهاینترتیب، داده و اثر شبکهای بهطور همزمان یکدیگر را تقویت میکنند و مزیت رقابتی پلتفرم را افزایش میدهند. همین ویژگی سبب میشود پلتفرمها بهتدریج از ارائه یک خدمت مشخص فراتر روند و به اکوسیستمهای چندخدمتی تبدیل شوند. برای مثال، خدماتی مانند سفارش غذا، خرید از فروشگاهها و داروخانههای آنلاین بر بستر همان شبکه کاربران و دادههای انباشته توسعه مییابند. در این مدل، هر خدمت جدید تعاملات بیشتری ایجاد میکند، داده بیشتری تولید میشود و ارزش شبکه افزایش مییابد؛ چرخهای که به گسترش اکوسیستم و افزایش وابستگی کاربران به آن منجر میشود. از این منظر، پلتفرم صرفاً یک ابزار دیجیتال یا یک واسطه اینترنتی نیست؛ بلکه نوعی معماری اقتصادی نوین برای سازماندهی بازارهاست که در آن ارزش از طریق شبکه کاربران، داده و تعاملات مستمر میان بازیگران مختلف خلق میشود. به همین دلیل، پلتفرمها به یکی از مهمترین نهادهای اقتصادی عصر دیجیتال تبدیل شدهاند و درک ماهیت آنها برای فهم تحولات اقتصاد معاصر قرن بیستویکم ضروری است.
منبع: فرهیختگان

















































