
باشگاه خبرنگاران جوان - در روزهای اخیر، بحث درباره عملکرد رسانه ملی در بازتاب دیدگاههای مختلف در برنامههای خبری و تحلیلی بار دیگر مورد توجه برخی رسانهها قرار گرفته است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که دکتر پزشکیان رئیسجمهور کشورمان هفته گذشته - سوم خرداد - در دیدار با رئیس و جمعی از مدیران سازمان صداوسیما، ضمن قدردانی از نقش رسانه ملی در روایتگری جنگ اخیر گفت: «گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح میکنند که با واقعیتهای جاری کشور و روندهای موجود فاصله جدی دارد، اما دولت بهمنظور جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش و موضعگیری پرهیز میکند.»
رئیسجمهور روز گذشته - دهم خرداد - نیز در بخشی از سخنان خود در نشست با مدیران وزارت علوم گفت: «امروز با مسایل و چالشهای متعددی روبهرو هستیم و در چنین شرایطی نحوه اطلاعرسانی و روایت واقعیتها از اهمیت ویژهای برخوردار است. متأسفانه در برخی موارد شاهد ارائه تحلیلها و روایتهایی از رسانه ملی هستیم که میتواند تصویری غیرواقعی از شرایط کشور ایجاد کند؛ این موضوع نیازمند بازنگری جدی است.»
البته آقای پزشکیان پیش از این نیز در حاشیه برنامههای مختلف، نقدهایی را نسبت به عملکرد رسانه ملی مطرح کرده بود اما طرح این دو نقد آنهم در فاصله زمانی کوتاه کافی بود تا برخی افراد و جریانهای سیاسی فرصت را غنیمت شمرده و بار دیگر از لزوم تغییرات اساسی در بدنه مدیریتی صداوسیما سخن بگویند.
اما از این حاشیهسازیهای رسانهای که بگذریم، اظهارات رئیسجمهور درباره برخی تحلیلها و روایتهای مطرحشده در رسانه ملی، از یک سو بر اهمیت اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه تأکید میکند و از سوی دیگر، پرسشهایی را درباره نقش و وظیفه رسانههای عمومی در شرایط حساس کشور مطرح میسازد.
واقعیت آن است که رسانه ملی به عنوان رسانهای فراگیر، طبیعتاً مخاطبانی با سلایق، نگرشها و دغدغههای متنوع دارد. در چنین شرایطی، انتظار میرود این رسانه - همچون سایر رسانههای عمومی در سراسر جهان - علاوه بر انعکاس سیاستها، برنامهها و دستاوردهای دولت، بستری برای طرح دیدگاههای مختلف کارشناسی نیز فراهم کند؛ موضوعی که شخص آقای پزشکیان نیز بارها و بارها بر لزوم بهرهگیری از آن تاکیده کرده است.
از سوی دیگر، دولت نیز در مقطع کنونی با مسئولیتهای سنگینی در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاست خارجی روبهرو است. طبیعی است که مسئولان اجرایی کشور نسبت به آثار و پیامدهای برخی تحلیلها حساس باشند و نگران ایجاد برداشتهای نادرست در جامعه باشند. این نگرانی قابل درک است، زیرا آرامش روانی جامعه و امید اجتماعی از عوامل مهم در پیشبرد برنامههای توسعهای و اجرایی کشور به شمار میروند.
با این حال، در کنار ضرورت حفظ امید و آرامش، نباید از این نکته غافل شد که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات متنوع و تحلیلهای گوناگون دسترسی دارد. در چنین فضایی، رسانه ملی نمیتواند صرفاً به بازتاب یک روایت محدود اکتفا کند. مخاطبان انتظار دارند دیدگاههای مختلف کارشناسی را بشنوند و سپس خود به جمعبندی برسند. طرح دغدغههای مردم، نقدهای کارشناسی و حتی نگرانیهای موجود در جامعه، در صورتی که با رعایت اصول حرفهای و اخلاق رسانهای همراه باشد، نه تنها تهدید محسوب نمیشود بلکه میتواند به تصمیمگیری بهتر و شناخت دقیقتر مسائل کمک کند.
در حقیقت، نقش رسانه ملی را میتوان در ایجاد پلی میان مردم و مسئولان تعریف کرد. این رسانه از یک سو وظیفه دارد اقدامات و برنامههای دستگاههای اجرایی را به درستی منعکس کند و از سوی دیگر، صدای مطالبات و نگرانیهای جامعه را نیز به گوش تصمیمگیران برساند. هرچه این ارتباط دوطرفه، مؤثرتر باشد، امکان رفع سوءتفاهمها و نزدیکتر شدن دیدگاهها نیز بیشتر خواهد شد.
در موضوعات مهمی همچون سیاست خارجی، مذاکرات، مسائل اقتصادی و چالشهای اجتماعی نیز وجود دیدگاههای مختلف امری طبیعی است. آنچه اهمیت دارد، رعایت انصاف، استناد به واقعیتها و پرهیز از فضاسازیهای هیجانی است. رسانه ملی تلاش میکند با حفظ این اصول، هم به تبیین سیاستهای رسمی کشور بپردازد و هم زمینه طرح پرسشها و دغدغههای کارشناسی را فراهم کند.
در نهایت، به نظر میرسد آنچه بیش از هر چیز مورد نیاز است، تقویت همافزایی میان دولت، رسانه ملی و سایر نهادهای مؤثر در عرصه اطلاعرسانی است. هرچه تعامل و گفتوگوی بیشتری میان این بخشها شکل بگیرد، امکان ارائه تصویری جامعتر و واقعبینانهتر از مسائل کشور بیشتر از قبل فراهم خواهد شد.
رسانه ملی در این میان مسئولیتی مهم بر عهده دارد؛ مسئولیتی که هم شامل اطلاعرسانی دقیق عملکرد دولتمردان و هم بازتاب مطالبات و دغدغههای جامعه است و تحقق همزمان این دو وظیفه اگرچه دشوار است، اما میتواند به افزایش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی کمک کند.
منبع : باشگاه خبرنگاران

















































