
باشگاه خبرنگاران جوان - اسناد محرمانه و خاطرات بهجا مانده از عصر پهلوی، گویای حقیقتی تکاندهنده است: رژیم پهلوی با واگذاری شریانهای مالی کشور به کانونهای زرسالاری، چتر امنیتی کاملی برای غارت سیستماتیک مادی به نفع آرمان صهیونیسم فراهم کرد تا ثروت ملی ایران، به محرک موتور ارتش آنها در فلسطین تبدیل شود.
ماجرا به زمانی برمیگردد که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، شبکهای سازمانیافته از یهودیان عراقی وارد مرزهای ایران شدند و با استفاده از آشفتگیهای اقتصادی اواخر قاجار و حمایت دربار پهلوی اول، شریانهای صرافی، بازرگانی و بانکداری کشور را تصاحب کردند. سیطره مالی این کانونها به قدری عمیق بود که حتی مقامات حکومتی را نیز به وحشت انداخت.
محمد شایسته، وزیر مختار وقت ایران، پس از رصد این تبادلات، طی نامهای رسمی و فوری به رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی هشداری جدی داد:
«طبق صورت واصله، معلوم میشود قسمت عمده فعالیتهای اقتصادی ایران در دست یهودیهای عراقی است و این مسئله نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر سیاسی باعث کمال نگرانی میباشد… مقتضی است در موقع مناسب از شرف عرض لحاظ مبارک ملوکانه بگذرانند.»
پیوست این سند محرمانه، نام ۴۲ شرکت و کمپانی عمده تجاری بود که بازار پول, اعتبارات و گمرکات ایران را به دست گرفته بودند. اما محمدرضا پهلوی که مرعوب این کانونها بود، نه تنها مانعی ایجاد نکرد، بلکه در جلسات خصوصی از مأموران اسرائیلی تقاضا میکرد که از نفوذ خود در آمریکا برای حفظ تاج و تخت او استفاده کنند؛ باجی که هزینه آن از جیب بازرگانان مستقل و سفره مردم ایران پرداخت میشد.

برای مدیریت این ثروت انبوه، ساختارهای لجستیکی در تهران مستقر شدند. «آژانس یهود» با نام عبری «سخنوت»، به عنوان ستاد اجرایی سازمان جهانی صهیونیسم، از سال ۱۳۲۷ با موافقت رسمی دستگاه پهلوی فعالیت علنی داشت. نمایندگان این آژانس مانند «موشه یشای» بدون داشتن سمت رسمی، مانند یک سفیر با حسین علاء، وزیر دربار و شخص شاه ملاقات میکردند.
کارکرد اصلی سخنوت دو چیز بود: جمعآوری بیوقفه پول و تسهیل کوچاندن یهودیان ایران به فلسطین.

همزمان، تشکیلات دیگری به نام «قِرِن قَیمِت» (صندوق ملی یهود) وارد میدان شد. بر اساس اعترافات «مئیر عزری»، این صندوق پولهای کلانی از یهودیان محلی اخذ میکرد. یکی از مهرههای برجسته آن، سرگرد «ایسرائیل ایلنائه» بود که با یونیفورم ارتش بریتانیا و تحت چتر حمایتی انگلیس به اصفهان و شیراز سفر میکرد تا طلا و پول جمعآوری کند.
سرلشکر فیروز، استاندار وقت فارس، به جای برخورد با این شبکه مأموران بیگانه، با خوشرویی از ایلنائه پذیرایی کرد و دست او را برای هر نوع عملیات مالی باز گذاشت.
ابعاد این زرسالاری به شرکتهای پوششی بزرگی نظیر «سولل بونه» (کمپانی ساختمانی وابسته به اتحادیه کارگران اسرائیل) متصل بود.
این کمپانی با تکیه بر قراردادهای ارتش بریتانیا، بیش از ۱۷۰۰ کارشناس و کارمند صهیونیست را در شهرهای راهبردی آبادان و خرمشهر، یعنی دقیقاً در قلب پالایشگاههای نفت ایران مستقر کرد. وظیفه اصلی این کانونها، ایجاد شبکههای مالی محلی و پشتیبانی از جنبشهای شبهنظامی مانند «خلوتص» (پیشاهنگی) و «هاگانا» برای عضوگیری و انتقال ثروت به فلسطین بود.

با آغاز جنگهای اعراب و اسرائیل، انجمن کلیمیان تهران به ریاست «حبیب القانیان» و همراهی لطفالله حی، نماینده مجلس شورای ملی، بدون درنگ گروههای صهیونیستی را به تمام تجارتخانهها، شرکتها و کنیسهها فرستادند.
در سند محرمانه ساواک به تاریخ ۲ آذر ۱۳۴۶ صراحتاً آمده است:
«مبالغ گزافی شاید بیش از ۳۰ میلیون تومان [رقم فوقالعاده نجومی در آن سالها] جمعآوری گردید… و حتی شنیده شده چندی قبل بهاییان ایران نیز مبلغ هنگفتی که چندین میلیون تومان بوده از طریق مئیر عزری به اسرائیل کمک کردهاند.»
ماجرا به اینجا ختم نشد؛ القانیان با استفاده از طلاهای خریداری شده از آژانس یهود، اقدام به ضرب سکههای طلا، نقره و برنز به یادبود بیست و پنجمین سال سلطنت شاه کرد! یک روی این سکهها تمثال محمدرضا پهلوی بود و روی دیگر آن پرچم اسرائیل و شمعدان هفتشاخه نقش بسته بود.
این سکهها تا قیمت گزاف ۱۰ هزار ریال به نفع صندوقهای صهیونیستی فروخته شد تا سود حاصل از تمثال شاه ایران، مستقیماً خرج خرید تسلیحات برای ارتش غاصب صهیونیستی شود.
در حالی که سرمایهها و بازار پول ایران به راحتی خرج اسرائیل میشد، محمدرضا پهلوی ۱۱ سال تمام با تزویر و فریب به افکار عمومی ملت مسلمان ایران و کشورهای اسلامی دروغ گفت.
منبع:فارس

















































