
باشگاه خبرنگاران جوان - هر سال با آغاز محرم، یک اتفاق تکرار میشود؛ ابیاتی از محتشم کاشانی دوباره همهجا دیده میشود؛ روی پرچمها، بیلبوردهای شهری، نوحهها، استوریها و حتی ویدئوهای نسل تیتاک. ترکیببند محتشم انگار تنها شعر کلاسیکی است که نه فقط زنده مانده، بلکه هر سال دوباره ترند میشود.
اگر صبح اول محرم را در شهر قدم زده باشید، احتمالا اولین نشانههای ماه جدید نه از صدای نوحه و نه از تغییر رنگ کوچهها، بلکه از همین چند بیت آشنا آغاز میشود. باز این چه شورش است…، این جملهای است که نه یک شعر کلاسیک، که تبدیل به یک تکرار جمعی شده است؛ نوعی زنگ آغاز برای محرم. این بیت اولین چیزی است که روی بنرهای میدانهای اصلی شهر نصب میشود، اولین متنی است که روی پرچمهای سیاه خیابانها مینشیند و اولین جملهای است که کاربران اینستاگرام زیر استوریهای مشکیشان مینویسند.
چگونه یک شاعر قرن دهم هجری، در زمانهای که نه اینترنت وجود داشت، نه شبکه اجتماعی و نه حتی چاپ عمومی، توانسته چنین دامنهای از نفوذ را به دست بیاورد که در سال ۱۴۴۸ قمری هنوز نامش در صدر جستوجوها قرار بگیرد؟ این گزارش تلاش میکند توضیح دهد چرا محتشم کاشانی، بدون هیچ تبلیغ مستقیم، بیرقیبترین شاعر آیینی عاشوراست و چرا ترکیببند او هنوز به مثابه یک برند فرهنگی عمل میکند.
ترکیببند محتشم؛ شعری که حافظه جمعی را میسازد
ترکیببند محتشم فقط چند بیت زیبا نیست؛ نوعی معماری احساسی است. محتشم با ساختار بند به بند شعر، مثل کسی که مراسم را صحنهسازی میکند، عزادار را از حیرت به گریه، از گریه به تصویر و از تصویر به تأمل میرساند. همین ویژگی باعث شده این شعر در مراسم رسمی، روضههای خانگی، پخش زنده حرمها و حتی در ویدئوهای کوتاه شبکههای اجتماعی کارکرد داشته باشد.
در دهههای اخیر، وقتی مداحیها وارد فاز موسیقیاییتر و رسانهایتر شدند، بسیاری از نوحهخوانها برای شروع یا پایان مجلس، باز این چه شورش است را میخوانند. مثل یک تابلوی افتتاحیه. مثل همان موسیقی ابتدایی سریالهایی که هنوز با شنیدنشان یاد داستان میافتیم. این بیت، انگار سوئیچ احساسی ماه محرم است.
حتی کسانی که با شعر کلاسیک قرابت ندارند، میتوانند به راحتی این شعر را حفظ کنند. دلیلش زبان ساده و فهمپذیر محتشم است. او برخلاف بسیاری از شاعران دوران صفوی، از کلمات پیچیده، استعارههای دشوار و صنایع ادبی سنگین استفاده نکرد. زبان او شبیه حرف زدن مردم کوچه و بازار بود.
محتشم در روزگار شبکههای اجتماعی
واقعیت این است که محتشم کاشانی، شاید بیشتر از هر شاعر کلاسیک، با ریتم زندگی رسانهای امروز سازگار است. ترکیببند او بندهای کوتاه دارد، تقریبا هر بند یک صحنه مستقل میسازد و هر بیتش ظرفیت تبدیل شدن به یک عکسنوشته یا استوری را دارد. در عصر توجه کوتاه، محتوایی موفقتر است که با یک یا دو جمله احساس را منتقل کند. باز این چه شورش است دقیقا چنین کارکردی دارد.
اگر محرم امسال در هشتگهای توییتر فارسی جستوجو کرده باشید، این بیت در کنار عبارتهایی مثل محرم۱۴۴۸ یا لبیک یا حسین، یکی از پرتکرارترینهاست. در تیکتاک فارسی هم کاربران با همین بیت کلیپهای سیاهوسفید میسازند. حتی کافی است وارد بخش ترند یوتیوب بخش فارسی شوید تا مداحیهایی را ببینید که با همین بند آغاز شدهاند و صدها هزار بار دیده شدهاند.
نکته جالبتر این است که این ترندشدگی فقط محدود به مذهبیها نیست. بسیاری از چهرههای فرهنگی، بازیگران، فوتبالیستها و حتی اینفلوئنسرهای سبک زندگی نیز در آغاز محرم یک استوری مشکی با همین عبارت منتشر میکنند. انگار انتشار همین چند کلمه تبدیل شده به یک قرارداد نانوشته فرهنگی.
از تکیهها تا بیلبوردهای شهری؛ محتشم در فضای عمومی ایران
سالهاست بسیاری از شهرداریها، نهادهای فرهنگی و هیئتها از ابیات محتشم به عنوان متن اصلی بیلبوردهای شهری در محرم استفاده میکنند. تقریبا هیچ شاعر دیگری چنین فراگیری ندارد. دلیلش ساده است: محتشم از آن دسته شاعرانی است که شعرش از حالت متن درآمده و تبدیل به نشانه شده است.
گاهی یک بیت او را در کنار تصویری از بینالحرمین قرار میدهند، گاهی کنار عبور هیئتهای سنتی، گاهی روی زمینهای کاملا مینیمال فقط با یک فونت ساده. محتشم انعطافپذیر است؛ میتواند در کنار عکس قدیمی مجالس دهه ۳۰ بنشیند و در کنار گرافیکهای مدرن ۲۰۲۶ هم زیبا دیده شود. این ماندگاری تنها در فضای عمومی نیست. بسیاری از خانههایی که در محرم پارچهنوشته نصب میکنند، یکی از بندهای ترکیببند را انتخاب میکنند. از در خانههایی در محلات قدیمی تهران گرفته تا آپارتمانهای مدرن شمال شهر، همهجا یک عبارت مشترک دیده میشود: باز این چه شورش است.
نسل جوان و یک شاعر ۴۰۰ ساله
جذابترین بخش ماجرا شاید همین باشد. چگونه نسلی که با ریتم تند موسیقی رپ بزرگ شده و حوصله خواندن حتی یک صفحه کتاب را ندارد، با اشتیاق متن سنگین یک شاعر دوره صفوی را بازنشر میکند؟ پاسخ را باید در چند نکته جستوجو کرد.
اول اینکه محتشم بیش از آنکه شاعر باشد، روایتگر است. او تصویر میسازد؛ پیراهنی از خون، خیمهای در آتش، کودکی تشنه، کاروانی غارتشده. جهان تصویری، همان چیزی است که نسل امروز با آن ارتباط برقرار میکند.
دوم اینکه محتشم زبان اغراقشده و تکاندهنده دارد. او از کلماتی استفاده میکند که احساس را ناگهان بالا میکشد؛ شور، غوغا، آتش، غم، پریشانی. این شدت احساس برای رسانه امروز مناسب است؛ جایی که محتوا باید در چند ثانیه مخاطب را تکان بدهد.
سوم اینکه بازخوانیهای مدرن از شعر محتشم توسط مداحها و حتی خوانندگان غیرمذهبی، متن او را به گوش نسل جدید رسانده است. اجراهای ریتمیک از ترکیببند، همراه با موسیقی ملایم یا ریتم سنتی، همان کاری را میکند که بسیاری از ریمیکسها برای شعر نو انجام میدهند.
محتشم؛ یک برند فرهنگی
در سالهای اخیر، برخی طراحان گرافیک و مؤسسات فرهنگی تلاش کردهاند نشانها یا عبارتهای جدیدی برای آغاز محرم طراحی کنند، اما هیچکدام نتوانستهاند جای باز این چه شورش است را بگیرند. محتشم به نوعی تبدیل به یک برند شده. برند فرهنگی یعنی عبارتی که کارکردش فراتر از معناست؛ نشانهای که با دیدنش یک حس یا یک زمان خاص در ذهن فعال میشود. در نوروز، دیدن هفتسین چنین نقشی دارد. در شب یلدا، دیدن انار. در محرم، دیدن باز این چه شورش است.
چنین سطحی از نفوذ تنها وقتی رخ میدهد که یک متن به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شده باشد. حافظه جمعی چیزی نیست که با دستور ساخته شود؛ یک روند عمیق تاریخی و فرهنگی است. مردم طی نسلها این بیت را خواندهاند، گریه کردهاند، حفظ کردهاند، روی پرچم نوشتهاند و در مراسم تکرار کردهاند. همین انباشت آهسته، آن را تبدیل به نشانه محرم کرده است.
محتشم؛ شاعر یا تاریخنگار احساس یک ملت؟
اگر بخواهیم نقش محتشم را دقیقتر توصیف کنیم، باید گفت او فقط شاعر نبود؛ تاریخنگار احساس ایرانیان نسبت به کربلا بود. بسیاری از تصاویر ذهنی ما از واقعه عاشورا، حتی اگر ندانیم، برگرفته از همان ترکیببند است. صحنههایی که در مراسم تعزیه و حتی در فیلمها و سریالهای مذهبی تولید میشود، اغلب تحت تأثیر تصویرسازیهای اوست. در واقع محتشم برای آیین عزاداری همان نقشی را دارد که حافظ برای ادبیات فارسی دارد یا نیما برای شعر نو؛ یک نقطه عطف. بدون ترکیببند، محرم امروز شکل دیگری داشت.
چرا محتشم هنوز ترندترین شاعر عاشوراست؟
با جمعبندی نشانههای مختلف، میتوان چند دلیل روشن برای این مسئله دانست:
شعر او ساده، قابل حفظ و قابل نقل است
تصاویر عاطفی قوی دارد و مناسب دوران شبکههای تصویری است
نسلهای مختلف آن را شنیده و انتقال دادهاند
تهمایهای حماسی و سوگوارانه دارد که با روح عزاداری سازگار است
قابلیت کاربرد در رسانههای مدرن و سنتی را همزمان دارد
نوعی آغازگر احساسیِ محرم است
به بخشی از هویت فرهنگی تبدیل شده، نه فقط یک متن ادبی
در نتیجه محتشم کاشانی فقط یک شاعر نیست؛ یک اتفاق فرهنگی است. اتفاقی که هر سال با رسیدن محرم بازتولید میشود، در خیابانها دیده میشود، در گوشیها شنیده میشود و در دل مردم تکان ایجاد میکند.
منبع: خبر آنلاین

















































