
باشگاه خبرنگاران جوان - هیچ استراحتی در کار نیست. تمام روز را در راه بودهایم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با هیچکس حرف نمیزنند. معلوم است که خیلی خشمگین هستند. حق هم دارند. مهاجرین و انصار بر سر یک دَلو آب، طوری دعوا کردند که گویی هفت پشت با هم غریبهاند. کاش تنها همین بود. در این میان، ابن ابی هم آتشبیار معرکه شد و به ساحت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جسارت کرد و قسم خورد که مهاجرین را از مدینه بیرون کند. نظام و ساختار سیاسی اجتماعی مدینه که حاصل سالها خون دل خوردن بود، در چشم به هم زدنی داشت از بین میرفت.
عناصر نظامها و تشکیلات اعم از عوام و خواص مادامی که همدل و همراه باشند، قدرتمندند و در مقابل چالشهای بیرونی به خوبی میتوانند به اندازه ظرفیت و توان خود مقاومت کنند و نقشآفرین باشند. اما رخنهای کوچک در دل هر ساختاری کافیست تا به موریانههای فرصتطلب، مجالی برای جویدن پایههای انسجام اجتماعی بدهد.
روایت آغازین این نوشته، روایتی از غزوه مُرَیسیع است. غزوهای که اگر چه پیروزی بیدردسری را در پی داشت، اما به علت اختلاف داخلی مسلمین در مسیر برگشت، از نقاط مهم تاریخ اسلام به شمار میآید.
تفرقه دشمنان، عامل پیروزی در احزاب
اما تجربههای تاریخی همیشه هم چندان تلخ نیست. در جنگ احزاب چندین گروه از اعراب برای شکست مسلمانان همپیمان میشوند. نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با درایتی بینظیر، هنگامی که یکی از اعراب بنیغطفان اسلام میآورد، از او میخواهند بین قریش، یهودیان و اعراب بنیغطفان اختلاف بیاندازد. او با طرح مسئله ضمانت در بین یهود و قریش، باعث میشود که اتحاد دشمنان اسلام متزلزل شود. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز با استفاده هوشمندانه از این اختلاف و البته امداد الهی، باعث شکست دشمنان اسلام میشوند.
آندلس، پیروزی و شکست
اثر چشمگیر اختلافات داخلی را هم در فتح آندلس و هم در سقوط آن میتوان مشاهدهکرد. پادشاهی وزیگوتها که در قرن هشتم میلادی بر اسپانیا حکومت میکرد، به ظاهر امپراطوری قدرتمندی بود، اما در واقع دچار اختلافات شدید داخلی بود. رودریک، آخرین پادشاه ویزیگوتها از مقبولیت کافی برخوردار نبود. برخی از اشراف و فرماندهان محلی، پادشاهی او را قبول نداشتند و اشراف برای کسب قدرت در رقابت بودند. هنگامی که طارق بن زیاد با لشکری بین ٧ تا ١٢ هزارنفر از تنگه جبلالطارق رد شد، در نبرد وادی لکه (گوادالته) درحالی که عدهای از فرماندهان از حمایت از پادشاه سرباز زدند و درمیانه نبرد، سپاه ویزیگوتها را رها کردند، موفق شد رودریک را شکست دهد و شهرهای اسپانیا را یکی پس از دیگری فتح کند.
در قرن دهم، حکومت قرطبه (کوردوبای امروزی) از قدرتمندترین دولتهای اروپا به حساب میآمد. قرطبخ از بزرگترین مراکز علم، فلسفه، پزشکی و معماری زمان خود بود. اما این وضعیت دیری نپایید.
در قرن یازدهم به دلیل اختلافات داخلی، حکومت قرطبه فروپاشید و تبدیل به بیش از ٢٠ حکومت محلی شد که به آن ملوکالطوایف میگفتند. حکومتهایی که هرکدام ارتش خود را داشتند و منافع خود را دنبال میکردند. کار به جایی رسید که برخی از حکومتها از پادشاهان مسیحی برعلیه حکومتهای مسلمان همسایهشان کمک میگرفتند. کمکم مسیحیان متوجه شدند که میتوان از طریق تفرقه و اختلاف بین این حکومتها با هزینه بسیار کمتری مسلمانان را شکست داد. این روند در طول سالها به جایی رسید که آخرین حکومت مسلمان، غرناطه (گرانادا) در اواخر قرن پانزدهم درمقابل دو پادشاه مسیحی تسلیم شد و حضور و حکمرانی مسلمانان در اسپانیا پس از حدود ۸ قرن به پایان رسید.
سوگسروده همیشگی
در تاریخ ایران هم این مسئله بارها گریبانگیر حکومتهای قدرتمند شده است. حکومت هخامنشیان هنگامی که درگیر رقابت داخلی ساتراپها بود، وفاداری را از دست داده بود و فرماندهانش بیشتر به دنبال منافع شخصی بودند، توسط اسکندر مقدونی مورد حمله قرارگرفت. داریوش سوم در نبرد گوگمل نتوانست یک مقاومت متحد علیه متجاوزین خارجی ایجاد کند و شکست خورد. ساسانیان نیز شرایط مشابهی داشتند. ساختار طبقاتی، کودتاهای پیاپی، رقابت خاندانهای اشرافی و عوضشدن چندین پادشاه در یک بازه کوتاه، انسجام اجتماعی را نابودکرده بود.
فرش قرمزی برای مغولها
فروپاشی ساختارهای اجتماعی و یکپارچگی ایران، یکی از وحشتناکترین وقایع تاریخ ایران را رقم زده است. حکومت خوارزمشاهیان چندان حکومت ضعیفی نبود. اما درباره چگونگی دفاع درمقابل مغولها اتفاق نظر نداشتند. همین شد که ارتش متحدی در برابر تهاجم مغولان شکل نگیرد و هر شهر به تنهایی از خودش دفاع کند. پر واضح است نتیجه چنین وضعیتی چه خواهد بود.
سقوط اصفهان
سوگ سروده اختلاف، دامان امپراتوری صفویه را هم گرفت. رقابتهای داخلی دربار و اختلافات سیاسی و مذهبی کار را به جایی رساند که محمود هوتک با سپاه ناچیزی، اصفهان را محاصره کرد و صفویان را که ٢٠٠سال قدرت بلامنازع منطقه بودند را سرنگونکرد.
شکست آزتکها با ۶٠٠نفر
انسجام ملی چشم اسفندیار امپراطوری آزتک نیز بود. حدود ۶٠٠ اسپانیایی به وقتی توانستند حکومتهای محلی ناراضی را برعلیه آزتکها متحد کنند، توانستند شهر تنوچتیتلان با بیش از ٢٠٠ هزار نفر جمعیت را فتح کنند. نسبتی که شاید در نگاه اول مضحک به نظر برسد.
یک دست صدا ندارد
هنگامی که بین سلجوقیان و فاطمیان مصر و دیگر حکومتهای مسلمان رقابتهای شدیدی به وجود آمده بود و مسلمین درحال جنگیدن با یکدیگر بودند، مسیحیان با عده نسبتا کمی بیتالمقدس را محاصره کردند. فاطمیان به تازگی بیتالمقدس را که تحت سلطه سلجوقیان بود تصرف کرده بودند و چندان برای دفاع آماده نبودند. اختلافات سیاسی و مذهبی بین ترکهای سلجوقی سنیمذهب و فاطمیان که شیعیان اسماعیلی بودند، مانع از این شد که از بین میلیونها مسلمان، کسی به کمک بیتالمقدس بشتابد و بیتالمقدس با حدود ١٠ الی ١۵ هزار نیروی مسیحی اشغال شد.
حدود صدسال بعد، مسلمانان دوباره توانستند بیتالمقدس را پس بگیرند. صلاحالدین ایوبی هنگامی که توانست اختلافات بین مسلمانان را کمرنگ کند و منافع مشترکی برایشان ایجاد کند، توانست بیتالمقدس را دوباره فتح کند. البته کسانی مانند رونو دو شاتیون نیز با غارت کاروانهای مسلمانان، نقض آتشبس و تهدید به حمله به مکه و مدینه، مسلمانان را پیرامون فتح بیتالمقدس متحد کردند.
موجه یا ناموجه؟
امروز که تاریخ را مطالعه میکنیم، به خوبی میبینیم که چهقدر اختلاف و تفرقه خطرناک است. از آن مهمتر این که امروز دیگر کسی نمیگوید که در آن اختلافات در طول تاریخ، حق با چه کسی بود. موجه بود یا ناموجه؟ حتی موضوع آن هم چندان اهمیتی ندارد. اینجاست که شاید بهتر بتوان سخن حکیمانه رهبر معظم انقلاب را درک کرد: «لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند.» ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
منبع: فارس

















































