
باشگاه خبرنگاران جوان - تشکیلاتی که در سال ۱۳۲۶ با ویترینِ جذابِ «آموزش سوادآموزی و بهداشت به زنان کلیمی» آغاز به کار کرد، به سرعت تحت چتر حمایتی اشرف پهلوی به بازوی رسمی آژانس یهود در ایران بدل شد. اسناد محرمانه دستگاه امنیتی محمدرضا پهلوی فاش میکند که رژیم پهلوی چگونه در قبال تملقهای سیاسی این سازمان، مرزهای فرهنگی کشور را به حیاطخلوت مأموران آمریکایی و اسرائیلی تبدیل کرد تا دختران ایرانی را طبق مدل صهیونیسم تربیت کنند.
همهچیز از تیرماه ۱۳۲۶ شمسی، یعنی درست یک سال پیش از اعلان موجودیت دولت اسرائیل آغاز شد؛ زمانی که «سازمان بانوان یهود ایران» با ویترینی آراسته از اهداف عامالمنفعه، سوادآموزی و بهداشت برای زنان کلیمی، فعالیت رسمی خود را کلید زد. ویترین کار، آموزش خیاطی، ماشیننویسی، کارهای دستدوزی و تئاتر بود؛ حتی کلاسهایی برای طرز خواستگاری، همسرداری و روش معاشرت دختران و پسران! اما پشت این پرده سرگرمکننده و دنیای دخترانه، نخی باریک و محکم، تشکیلات زنان را از قلب تهران به اتاق فرمان آژانس یهود در تلآویو متصل میکرد.
بررسی اسناد محرمانه ساواک از «سازمان بانوان یهود ایران» و شعبات آن در دوازده شهر کشور از جمله همدان، شیراز و اصفهان، پرده از یک سازوکار پیچیده نفوذ برمیدارد؛ تشکیلاتی سه هزار نفره که زیر چتر حمایت دربار پهلوی و غفلت تعمدی دستگاه امنیتی، پایتخت را به حیاطخلوت مأموران خارجی تبدیل کرده بود.
بر اساس اسناد محرمانه ساواک، کلید این مصونیت آهنینی که شاه به این تشکیلات داده بود، یک فرمول ساده بود: خوشرقصی و تملق برای خاندان پهلوی در قبال آزادی عمل بیقیدوشرط در پشت صحنه.
سازمان بانوان یهود که بعدها به عنوان یکی از جمعیتهای وابسته به «سازمان زنان ایران» تحت سرپرستی مستقیم اشرف پهلوی درآمد، استاد بازی با این فرمول بود. آنها برای جلب اعتماد رژیم، جشنهای خود را با تقویم دربار تنظیم میکردند؛ از قرق کردن تالار خراسانیها در خیابان زرتشت برای بزرگداشت ۱۷ دی و صدمین سال تولد رضا شاه گرفته تا اجاره سالن محمدرضا شاه به مناسبت جشن فرخنده تولد شاهنشاه. این برنامههای پوششی و فریبنده، چنان چشم ساواک را کور کرده بود که علیرغم علم به حضور و نفوذ مأموران سیاسی و خارجی، صلاحیت سیاسی گردانندگان آن را کاملاً تأیید میکرد و با بیتفاوتی از کنارشان میگذشت.
اما در پشت این ویترین شاهدوستانه و کلاسهای مربیگری، کار و بار اصلی سازمان چیز دیگری بود. بر اساس اسناد سال ۱۳۳۶، شریان فکری و مالی این تشکیلات سه هزار نفری، مستقیماً توسط مؤسسه «آمریکن جوینت» و «آژانس یهود» (سخنوت) مدیریت میشد. دو بانوی آمریکایی مستقر در سازمان که حقوق خود را از واشنگتن میگرفتند، مأمور بودند تا دختران ایرانی را بر اساس مدل و سبک زندگی آمریکایی تربیت کنند. مأموریتی که سران داخلی سازمان مانند شمسی حکمت، خانم کشفی و خانم عافار را به مبلغان دوآتشه آرمانهای صهیونیسم تبدیل کرد.
کار به جایی رسید که در مراسم افتتاح «خانه دوشیزگان یهودی» در کوچه ناصری خیابان پهلوی و جلسات سالانه آن، دسته ارکستر دختران علناً و در روز روشن، سرود ملی اسرائیل را در کنار سرود شاهنشاهی مینواخت و مدعوین به پا میخاستند! در همین جلسات دوشنبهها در دبیرستان کوروش بود که فیلمهای تبلیغاتی صهیونیستی به نمایش درمیآمد و خانم عافار، عضو کمیته مرکزی، صراحتاً از مادران ایرانی گله میکرد که چرا حاضر نیستند بچههایشان را از خود دور کرده و به اسرائیل بفرستند.
اوج این پنهانکاریها و نفوذ ساختارمند، تبدیل کردن محافل زنانه به ماشین پولشویی و تأمین مالی ارتش اسرائیل بود. سازمان برای جبران کسری بودجه خود یا به بهانههای عامالمنفعه، جشنها و ضیافتهای بزرگی برپا میکرد که عواید آن مستقیماً سر از تلآویو درمیآورد. پس از جنگ ۱۹۶۷ و اشغال اراضی عربی، سران سازمان با فعالیتی چشمگیر، مجالس اعانهای راه انداختند میلیونها تومان برای بازماندگان ارتش اسرائیل جمعآوری کردند. در خرداد ۱۳۵۰ نیز در جشنی که به مناسبت عید نوبرها در دبستان ابریشمی برپا شد، فیلم جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل برای زنان به نمایش درآمد تا با تحریک احساسات آنها، دلار جمعآوری شود.
در همان محفل، رقمی بالغ بر ۱۰ هزار دلار نقد جمع شد که شمسی حکمت مبلغ ۲۰۰۰ دلار و خود سازمان نیز ۲۰۰۰ دلار دیگر پرداخت کردند تا پیوند ناگسستنی خود را با ماشین جنگی صهیونیسم اثبات کنند.
دربار پهلوی در قبال چند تعظیم شاهانه، پایتخت کشور را به میدان نقشآفرینی سفیر غیررسمی اسرائیل و مأموران آژانس یهود تبدیل کرده بود.
منبع: فارس

















































