
باشگاه خبرنگاران جوان - نهضت عاشورا در تاریخ اسلام، نقطه عطفی بیبدیل در پاسداری از حقیقت دین و مبارزه با انحراف سیاسی و اعتقادی به شمار میرود. قیام امام حسین علیهالسلام صرفاً یک حرکت اعتراضی در برابر حکومت یزید نبود، بلکه تلاشی بنیادین برای احیای ارزشهای فراموششده اسلام، اصلاح امت، و مقابله با فرایند تحریف دین بود. از اینرو، بزرگداشت محرم و عاشورا در مکتب اهلبیت علیهمالسلام همواره جایگاهی ممتاز داشته است.
این اهتمام ویژه، ریشه در درکی عمیق از جایگاه عاشورا در حفظ اسلام دارد؛ چراکه اگر حادثه کربلا به فراموشی سپرده میشد، بخش مهمی از حقیقت تقابل اسلام ناب با اسلام اموی و سلطنت دنیامدارانه در پرده ابهام میماند. از همین رو، اهلبیت علیهمالسلام با شیوههای گوناگون فرهنگی، تربیتی و عاطفی، کوشیدند این واقعه را در حافظه تاریخی امت اسلامی زنده نگاه دارند.
زنده نگه داشتن محرم و عاشورا در مکتب اهلبیت علیهمالسلام بر چه مبانی استوار است و از چه شیوههایی تحقق یافته است؟
یکی از بنیادیترین مستندات حدیثی در موضوع احیای عاشورا، روایت مشهور نبوی است:
> «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السلام حَرارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لا تَبْرُدُ أَبَداً»
> برای شهادت حسین علیهالسلام حرارتی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد نمیشود.
> (جامع أحادیث الشیعة، ج۱۲، ص۵۵۶)
این حدیث، از یک حقیقت فراتر از احساسات زودگذر سخن میگوید. حرارت یادشده، نشاندهنده پیوندی ایمانی، معرفتی و هویتی میان مؤمنان و نهضت حسینی است؛ پیوندی که سبب میشود عاشورا در تاریخ محصور نماند، بلکه به یک جریان زنده و الهامبخش تبدیل شود.
زنده نگه داشتن عاشورا در حقیقت پاسداری از اسلام است؛ زیرا جریان بنیامیه میکوشید با بهرهگیری از قدرت سیاسی، حقیقت دین را به نفع سلطنت اموی دگرگون سازد. شواهد تاریخی مؤید آن است که حکومت اموی نه تنها در پی تثبیت قدرت سیاسی خود بود، بلکه درصدد استحاله مفاهیم دینی، مشروعیتبخشی به ظلم، و حذف تدریجی فرهنگ نبوی از جامعه اسلامی نیز بود.
نقلهای تاریخی درباره سخنان ابوسفیان، رفتار او در کنار مزار حمزه سیدالشهدا، و نیز برخی گزارشها از نگرش معاویه نسبت به نام و یاد پیامبر صلیاللهعلیهوآله، هرچند از حیث سند تاریخی نیازمند بررسیهای موردیاند، در مجموع فضای کلی حاکم بر اندیشه اموی را آشکار میسازند؛ فضایی که در آن، قدرت جای حقیقت را گرفته و خلافت به سلطنت تبدیل شده بود.
در چنین بستری، قیام امام حسین علیهالسلام نهضتی برای احیای دین بود و طبیعی است که زنده نگاه داشتن آن نیز نقشی اساسی در بقای اسلام اصیل داشته باشد.
پس از استقرار سلطه اموی، نوعی قرائت حکومتی از دین شکل گرفت که در آن، اطاعت از حاکم به عنوان یک اصل معرفی میشد. در چنین فضایی، قیام امام حسین علیهالسلام به عنوان شورش علیه «حاکم مشروع» جلوه داده شد و حتی کوشیده شد آن حضرت در افکار عمومی با عنوان «خارجی» معرفی شود.
از سوی دیگر، گزارشهایی در منابع تاریخی و روایی آمده است که از تلاش امویان برای تحریف چهره عاشورا و تبدیل روز عاشورا به روز سرور و پیروزی حکایت دارد. این سیاستها به روشنی نشان میدهد که نزاع کربلا تنها نزاعی نظامی نبود، بلکه جدالی بر سر روایت، حافظه و هویت دینی جامعه اسلامی نیز بود.
از همین رو، احیای عاشورا از سوی اهلبیت علیهمالسلام را باید نوعی مقاومت فرهنگی عمیق و بلندمدت در برابر پروژه تحریف دانست.
مهمترین و اصیلترین الگوی عزاداری حسینی، سیره خود اهلبیت علیهمالسلام است. آنان نه تنها مردم را به سوگواری فرا میخواندند، بلکه خود در مقام نخستِ عزاداری قرار داشتند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «بَکَی عَلِیُّ بْنُ الحُسَیْنِ عَلَی الحُسَیْنِ عِشْرِینَ سَنَةً، وَمَا وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَکَی»
> امام زینالعابدین علیهالسلام بیست سال بر حسین گریست و هیچ غذایی پیش روی او نهاده نمیشد مگر آنکه اشک میریخت. > (بحار الأنوار، ج۴۶، ص۱۰۸)
این گریه مستمر را نباید صرفاً واکنشی عاطفی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را نوعی «حضور دائمی عاشورا» در زندگی امام و تلاشی پیگیر برای زنده نگاه داشتن آن در وجدان جامعه دانست.
در منابع روایی آمده است که امام باقر علیهالسلام در خانه خویش مجلس سوگواری برپا میکرد و اهل خانه را به عزاداری برای امام حسین علیهالسلام فرا میخواند. (وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۳۹۸)
همچنین عبدالله بن سنان نقل میکند که در روز عاشورا امام صادق علیهالسلام را سخت اندوهگین و گریان دید. آن حضرت فرمود که این روز، روز شهادت جدّشان حسین علیهالسلام است. افزون بر این، روایت دعوت ابوهارون مکفوف به مرثیهخوانی نزد امام صادق علیهالسلام، نشاندهنده اهتمام آن حضرت به برپایی مجالس عزا و تأثیرگذاری عاطفی و تربیتی آنهاست.
امام رضا علیهالسلام فرمود: > «کَانَ أَبِی إِذَا دَخَلَ شَهْرُ المُحَرَّمِ لا یُرَی ضَاحِکاً، وَکَانَتِ الکَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتَّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیَّامٍ، فَإِذَا کَانَ یَوْمُ العَاشُورَاءِ کَانَ ذَلِکَ الیَوْمُ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَبُکَائِهِ» > (امالی صدوق، ص۱۱۱)
این سیره نشان میدهد که محرم در سنت اهلبیت، موسمی ویژه برای احیای یاد کربلا و تجدید عهد با اهداف آن بوده است.
شعر، در فرهنگ عربی و اسلامی، یکی از مؤثرترین رسانههای انتقال احساس، معنا و پیام بوده است. ائمه علیهمالسلام از این ظرفیت برای پاسداری از عاشورا بهره گرفتند.
امام صادق علیهالسلام فرمود:> «ما مِنْ أَحَدٍ قالَ فی الحُسَیْنِ شِعْراً فَبَکی وَأَبْکَی بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الجَنَّةَ وَغَفَرَ لَهُ»
> هیچکس درباره حسین شعری نمیگوید و خود نمیگرید و دیگران را نمیگریاند، مگر آنکه خداوند بهشت را بر او واجب و او را میآمرزد. > (رجال شیخ طوسی، ص۲۸۹)
همچنین فرمود:> «مَنْ قالَ فینا بَیْتَ شِعْرٍ بَنَی اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الجَنَّةِ» > (وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۶۷)
تشویق کمیت، جعفر بن عفان، ابوهارون مکفوف و دعبل خزاعی از سوی ائمه علیهمالسلام، گواه روشنی است بر اینکه مرثیهسرایی در نگاه آنان صرفاً هنر نیست، بلکه جهادی فرهنگی در مسیر احیای حقیقت است.
مجالس حسینی از مهمترین نهادهای فرهنگی در تاریخ تشیعاند. این مجالس علاوه بر کارکرد عاطفی، بستری برای انتقال معارف، تبیین اهداف نهضت، و تقویت هویت دینی و اجتماعی شیعه بودهاند.
امام صادق علیهالسلام به فضیل بن یسار فرمود:> «تَجْلِسُونَ وَتُحَدِّثُونَ؟ ... إِنَّ تِلْکَ المَجالِسَ أُحِبُّها، فَأَحْیُوا أَمْرَنا، رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنا» > (وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۳۹۲)
این حدیث، مبنایی روشن برای مشروعیت و مطلوبیت مجالسی است که در آنها معارف و مصائب اهلبیت بازگو میشود. همچنین امام رضا علیهالسلام فرمود:> «مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیی فیهِ أَمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ»
> (بحار الأنوار، ج۴۴، ص۲۷۸)
این تعبیر نشان میدهد که احیای امر اهلبیت، حیات معنوی قلب را در پی دارد و این مجالس را باید کانونهای تربیت دینی و بصیرت معنوی دانست.
در روایات اهلبیت، گریه بر امام حسین علیهالسلام دارای منزلتی ویژه است. این گریه، تنها یک واکنش احساسی نیست، بلکه اظهار همدلی با جبهه حق، اعلام برائت از ظلم، و مشارکت وجدانی در نهضت حسینی است.
امام حسین علیهالسلام فرمود:> «مَنْ دَمِعَتْ عَیْناهُ فینا قَطْرَةً بَوَّأَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الجَنَّةَ» > (احقاق الحق، ج۵، ص۵۲۳)
امام سجاد علیهالسلام فرمود:> «أَیُّما مُؤمِنٍ دَمِعَتْ عَیْناهُ لِقَتْلِ الحُسَیْنِ ... بَوَّأَهُ اللَّهُ فِی الجَنَّةِ غُرَفاً» > (ینابیع المودة، ص۴۲۹)
و امام صادق علیهالسلام فرمود:> «مَنْ ذُکِرْنا عِنْدَهُ فَفاضَتْ عَیْناهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَی النَّارِ» (بحار الأنوار، ج۴۴، ص۲۸۵)
این روایات نشان میدهد که گریه بر حسین علیهالسلام در مکتب اهلبیت، جلوهای از پیوند قلبی و ایمانی با حقیقت عاشورا و عامل تربیت روحی و معنوی مؤمن است.
زیارت امام حسین علیهالسلام در منابع روایی شیعه، جایگاهی ممتاز دارد. این زیارت، عملی فردی صرف نیست، بلکه اقدامی هویتساز، اعتقادی و اجتماعی است. زیارت، حضور آگاهانه در محضر یک حقیقت زنده و اعلام وفاداری به راه و آرمان شهید کربلاست.
در روایات متعددی، ائمه علیهمالسلام بر زیارت سیدالشهدا تأکید بسیار کردهاند؛ تا آنجا که در برخی احادیث از تعبیر «واجب» استفاده شده است. از جمله، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که کسی که با وجود توانایی، به زیارت امام حسین علیهالسلام نرود، حقی از حقوق رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را ترک کرده است.
(وسائل الشیعة، ج۱۰)
همچنین در برخی روایات، زیارت امام حسین علیهالسلام از چندین حج و عمره مستحبی برتر دانسته شده است.
(همان، ص۳۴۱، ۳۴۸، ۳۵۰)
این حجم از تأکید، به روشنی نشان میدهد که زیارت، یکی از راهبردهای اصلی اهلبیت برای تثبیت یاد عاشورا در حیات جمعی شیعه بوده است.
از مجموعه روایات و شواهد تاریخی چنین برمیآید که احیای عاشورا دارای کارکردهای متعددی است که از جمله مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- صیانت از اسلام ناب محمدی در برابر تحریفهای سیاسی و اعتقادی؛
۲- حفظ حافظه تاریخی امت نسبت به ستمهای رواشده بر اهلبیت علیهمالسلام؛
۳- تربیت عاطفی و اخلاقی مؤمنان بر پایه محبت، وفاداری، ایثار و ظلمستیزی؛
۴- تقویت هویت جمعی شیعه از طریق مجالس، مراثی و زیارت؛
۵- تداوم فرهنگ مقاومت در برابر ظلم، انحراف و استبداد؛
۶- پیوند میان معرفت و عاطفه در دینداری، به گونهای که محبت اهلبیت با بصیرت تاریخی همراه شود.
زنده نگه داشتن محرم و عاشورا در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، یک سنت صرفاً عاطفی یا آیینی نیست و می تواند برنامهای عمیق، هدفمند و تمدنی برای حفظ اسلام اصیل و انتقال پیام نهضت حسینی به نسلهای آینده باشد. روایات مربوط به عزاداری ائمه، تشویق مرثیهسرایی، توصیه به برپایی مجالس، بیان فضیلت گریه و تأکید گسترده بر زیارت سیدالشهدا علیهالسلام، همگی نشان میدهد که اهلبیت علیهمالسلام با طراحی یک نظام فرهنگی منسجم، کوشیدهاند عاشورا را به عنوان سرچشمهای زنده برای هدایت، بیداری و مقاومت در جامعه اسلامی حفظ کنند.
بر این اساس، بزرگداشت عاشورا را باید نه فقط احیای یک خاطره تاریخی، بلکه تجدید حیات مداوم ارزشهایی چون حقطلبی، عزت، آزادی، عدالت و وفاداری به حقیقت دانست. از همینرو، هر تلاشی برای تعمیق معرفتی و اصلاح محتوایی آیینهای عاشورایی، در حقیقت گامی در جهت احیای امر اهلبیت و پاسداری از هویت دینی امت اسلامی خواهد بود.
منبع: مهر

















































