روز ۱۲ سپتامبر، مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، برای شرکت در اجلاس بریکس به دهلی نو سفر میکند. شی جینپینگ، رئیس جمهوری چین و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، به همراه حداقل هشت نفر از یازده رئیس دولت و حکومت بریکس هم به همین ترتیب. امارات متحده عربی که شش ماه را زیر آتش ایران گذرانده، در همان سالن حضور خواهد داشت.
تفسیر غربی، این اجلاس را در دسته فرصتهای عکاسی قرار داده است، بلوکی که برای توافق بر سر هیچ چیز بسیار گسترده است. این تفسیر، یک واقعیت ناخوشایند را در مورد شش ماه گذشته نادیده میگیرد. هر آتشبس که این جنگ ایجاد کرده، از سوی اعضای بریکس و شرکای آنها تدوین شده است. هیچکدام در واشنگتن تدوین نشده است.
به ترتیب زمانی آن نگاه کنید. در ۳۱ مارس، پکن و اسلامآباد یک طرح پنج مادهای را صادر کردند که خواستار آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز بود. یک هفته بعد، ایران آتشبس دو هفتهای را پذیرفت. سپس هیئتهای مستقیم آمریکایی و ایرانی در ۱۱ آوریل در اسلامآباد، بالاترین سطح تماس جنگ، در مذاکراتی که توسط شهباز شریف پاکستانی اداره میشد، با رئیس ارتش او، عاصم منیر که دو بار به تهران سفر کرد، نشستند.
نتیجه آن، تفاهمنامه اسلامآباد بود که در ۱۷ ژوئن توسط دونالد ترامپ در ورسای و پزشکیان در تهران امضا شد و قطر، عمان، ترکیه، عربستان سعودی و مصر بخشهایی از آن را به همراه داشتند. چهارده ماده. شصت روز عبور رایگان. تعهد به لغو محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز. طرحی برای حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار بازسازی و توسعه اقتصادی. این طرح در ۱۷ آگوست پس از آنکه دو طرف مواد ۱ و ۵ را متفاوت خواندند و هیچ میانجی نتوانست متن مشترکی را تحمیل کند، منقضی شد.
این سند شکست خورد. ماشینآلاتی که آن را ساختند، شکست خوردند. این تنها ماشینآلاتی است که این جنگ تولید کرده و بیشتر آن در ۱۲ سپتامبر در داخل یک ساختمان در دهلی خواهد بود. …

































































































































































