هفته اول را خیلیها با یک شانه بالا انداختن توضیح دادند: «مس شهر بابک تازه لیگ برتری است». اما یک عدد از زیر دست همه در رفت. همین تیم فصل قبل در ۳۴ بازی لیگ یک فقط ۱۴ گل خورده بود و لقب بهترین خط دفاعی مسابقات را یدک میکشید. استقلال در یک عصر، تقریباً یکسوم گلهای خورده فصل گذشته آن تیم را به حسابش واریز کرد، آن هم در مسابقهای که اگر مهاجمان کمی کمرحمتر بودند، مدافعان مس احتمالاً هنوز هم مشغول شمردن دویدنهای یاسر آسانی بودند.
قائمشهر اما قصه دیگری داشت. بعضی شهرها برای تیمها فقط یک مقصد نیستند، دفترچه خاطرهاند. استقلال در قائمشهر هیچوقت احساس صاحبخانه بودن نکرده بود و هنوز گرد و غبار آن بعدازظهر تلخ از دست رفتن قهرمانی، روی حافظه هواداران نشسته است. همین باعث میشد بازی با نساجی چیزی بیشتر از سه امتیاز باشد، یک جور امتحان اعصاب. سهراب همیشه تکه کاغذی در دست دارد و نقشه بعدی را مرور میکند. باید این کاغذ را از او کش رفت و محتوایش را دید!
استقلال از این امتحان فقط با برد بیرون نیامد، با همان لهجهای بازی کرد که هفته قبل حرفش را زده بود. مدافعان این تیم دیگر مأمور پاک کردن توپ نیستند، انگار پاسپورت گرفتهاند و اجازه خروج از منطقه دفاعی دارند. جلو میآیند، بازی را از عقب میسازند و خط دفاع را آنقدر بالا میکشند که گاهی مهاجم حریف مجبور میشود برای پیدا کردن فضا، دوربین دوچشمی قرض بگیرد.
عارف آقاسی هم در همین ساختار، دوباره شبیه همان مدافعی شده که استقلال برایش هزینه کرده بود. مدافعی که هم در نبردهای هوایی دست بالا را دارد و هم هنگام مالکیت، توپ را با ترس به ردیف تماشاگران تبعید نمیکند.
میانه میدان شاید جذابترین بخش این استقلال باشد. رزاقینیا و قلیزاده ترکیبی ساختهاند که بیشتر از سنشان فوتبال بازی میکنند. رزاقینیا عرض زمین را … …













































