ژوونل در یکی از معروفترین مقالات تحلیلی خود با عنوان «برخورد روشنفکران اروپا با کاپیتالیسم» (که در سال ۱۹۵۴ در مجموعه مقاله «کاپیتالیسم و تاریخنگاران» به ویراستاری فریدریش فون هایک به چاپ رسید)، به تحلیل روانشناختی و جامعهشناختی خصومت تاریخی طبقه روشنفکر با نظام بازار آزاد میپردازد.
او در این مقاله استدلال میکند که تاریخنگاریِ غالب سدههای نوزدهم و بیستم تصویری به شدت صفر و یکی، تحریفشده و ناعادلانه از انقلاب صنعتی و بسط سرمایهداری ارائه داده است؛ تصویری که کاپیتالیسم را عامل اصلی بدبختی و استثمار تودههای مردم معرفی میکند، در حالی که شواهد تاریخی و آمارهای واقعی گواهی میدهند که این نظام اقتصادی موجب جهش بیسابقه در طول عمر، ارتقای سطح بهداشت، تغذیه و رفاه عمومی شده است.
ژوونل ریشه این کینهتوزی روشنفکرانه را نه در ناآگاهی، بلکه در زوال تدریجی مرجعیت سنتی روشنفکران میجوید. او توضیح میدهد که روشنفکر پیش از این در اغلب جوامع -چه در جامه کشیش و چه در مقام فیلسوف- مراجع عالیرتبه فکری و اخلاقی و دارای شأن اجتماعی درجه اول بود، اما جامعه سرمایهداری سنجش ارزش را به «بازار» و «اراده مصرفکننده» واگذار کرده است.
ژوونل در این مقاله مینویسد: «جماعت روشنفکر در داوری خود درباره جماعت کسب و کار دقیقاً از زمانی رو به تندی نهاد که جماعت کاسب شرایط تودهها را به گونهی چشمگیری بهبود میبخشید، اخلاق کاری خود را ارتقا میداد و آگاهی مدنیاش نیز افزایش مییافت.» (ص. ۱۵۴، مقاله «برخورد روشنفکران اروپا با کاپیتالیسم»، در کتاب «کاپیتالیسم و تاریخنگاران»، ویراستار: فردریش آگوست فون هایک، ترجمهٔ مهدی تدینی.) …



