قیمت طلا امروز




 کارخانه آرد یاسوج

 خبرگزاری دانشجو / ۲ ساعت قبل

آیا سرنوشت تلخ کارخانه قند برای صنعتی دیگر در یاسوج تکرار می‌شود؟ / کارخانجات آرد و گلوکز یاسوج با ظرفیت ۳۰۰ شغل در انتظار تصمیم

مجموعه کارخانجات آرد، نشاسته، گلوکز و دکستروز یاسوج که از دهه ۷۰ با ایجاد یک زنجیره تولید فعالیت خود را آغاز کرده، امروز در حالی تنها با بخشی از ظرفیت خود به...
 آیا سرنوشت تلخ کارخانه قند برای صنعتی دیگر در یاسوج تکرار می‌شود؟ / کارخانجات آرد و گلوکز یاسوج با ظرفیت ۳۰۰ شغل در انتظار تصمیم
به گزارش گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، استان کهگیلویه و بویراحمد سال‌هاست با چالش‌های متعددی در حوزه توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و اشتغال پایدار مواجه است. استانی که با وجود برخورداری از منابع آبی غنی، ظرفیت‌های کشاورزی کم‌نظیر و منابع انسانی مستعد، همچنان در ایجاد و تثبیت صنایع بزرگ با موانع جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی، وجود یک مجموعه صنعتی با سابقه سه دهه فعالیت، ابنیه آماده، ماشین‌آلات تخصصی و زیرساخت‌های تأسیساتی گسترده، فرصتی کم‌نظیر برای اقتصاد منطقه به شمار می‌رود؛ ظرفیتی که به جای صرف هزینه‌های سنگین و آغاز طرح‌ها از نقطه صفر، بخش عمده‌ای از مقدمات فنی و فیزیکی آن سال‌ها قبل در این استان مستقر شده است.

مجموعه کارخانجات آرد، نشاسته، گلوکز و دکستروز یاسوج دقیقاً یکی از همین ظرفیت‌های متمایز و راهبردی است؛ مجتمعی که فعالیت بخش‌های مختلف آن از دهه ۷۰ آغاز شد و در دوران اوج کارکرد خود، زنجیره‌ای پیوسته از فرآوری گندم و تولید محصولات دارای ارزش افزوده بالا را شکل داده بود. امروز اما بخش عمده این زیرساخت بزرگ از چرخه تولید خارج شده و فعالیت کل این مجموعه به کارخانه آرد محدود گشته که آن هم بنا بر شواهد موجود، با حدود ۴۰ درصد ظرفیت اسمی کار می‌کند. در این میان، مطرح شدن بحث کارشناسی و قیمت‌گذاری این مجموعه با ارزش حدود یک هزار میلیارد تومان توسط بنیاد مستضعفان برای فروش، موجی از نگرانی را پیرامون آینده تولید و اشتغال در میان فعالان اقتصادی و کارگری استان ایجاد کرده است.

از دهه ۷۰ تا امروز؛ روایت یک زنجیره صنعتی کم‌نظیر

سابقه شکل‌گیری این مجموعه بزرگ به اوایل دهه ۷۰ خورشیدی بازمی‌گردد؛ دوره‌ای که با هدف جلوگیری از خام‌فروشی محصولات کشاورزی و ایجاد ارزش افزوده در استان، خطوط مختلف این مجتمع یکی پس از دیگری افتتاح شدند. بر اساس اسناد موجود، کارخانه آرد در سال ۱۳۷۲، کارخانه نشاسته در سال ۱۳۷۴ و واحدهای تکمیلی گلوکز و دکستروز در سال ۱۳۷۶ به بهره‌برداری رسیدند. آنچه این مجموعه را از یک کارخانه آسیاب ساده متمایز می‌کرد، ارتباط ارگانیک خطوط تولید در قالب یک زنجیره یکپارچه بود؛ به‌گونه‌ای که محصول یک واحد، ماده اولیه و خوراک ورودی واحد بعدی را تأمین می‌کرد و ارزش اقتصادی گندم را در مراحل مختلف فرآوری به چندین برابر می‌رساند.

در زمان فعالیت کامل، پیوستگی خطوط تولید و تنوع محصولات استحصالی موجب شده بود تا کارشناسان از این مجموعه به عنوان یکی از نمادهای پیشرفته صنایع تبدیلی یاد کنند و حتی در ادبیات صنعتی منطقه به دلیل ساختار پیچیده فرآوری و گستردگی واحدها، عنوان پتروشیمی نشاسته و گندم را بر آن بگذارند. این مجتمع علاوه بر رفع نیازهای منطقه‌ای، قابلیت تأمین مواد اولیه برای کارخانجات صنایع غذایی، نساجی، کاغذسازی و صنایع دارویی کشور را در سطحی استاندارد دارا بود و کهگیلویه و بویراحمد را به عنوان یکی از تولیدکنندگان تخصصی فرآورده‌های زیستی در جنوب غرب کشور معرفی می‌کرد. فارغ از این عناوین، آنچه اهمیت اساسی دارد، حضور چنین زیرساخت چندبخشی در استانی است که نیازمند تقویت پایه‌های صنعتی خود است.

صنعتی که امروز با تنفس مصنوعی نفس می‌کشد

یکی از دردناک‌ترین مسائل پیرامون این سرمایه بومی، فاصله عمیق میان ظرفیت بالقوه کارخانه‌ها و وضعیت کنونی آنهاست. از سال ۱۳۹۵ به بعد و در پی بروز پاره‌ای از مشکلات مدیریتی، عدم نوسازی به موقع ماشین‌آلات و تنگناهای سرمایه در گردش، خطوط تولید نشاسته، گلوکز و دکستروز به مرور از مدار خارج شدند و خاک رکود بر تجهیزات آنها نشست. در وضعیت فعلی، تنها کارخانه آرد این مجتمع فعال مانده که فعالیت آن نیز به کمتر از نیمی از ظرفیت ممکن محدود شده است و کارخانه‌های زنجیره‌ای پایین‌دستی سال‌هاست در خاموشی مطلق به سر می‌برند.

این رکود طولانی، پیش از هر چیز خود را در افت شدید شاخص‌های اشتغال نشان داده است. در شرایط کنونی تعداد کل نیروهای شاغل در مجموعه به حدود ۶۰ نفر کاهش یافته است، در حالی که احیای کامل خطوط متوقف‌شده و بهره‌برداری هم‌زمان از واحدهای نشاسته، گلوکز و دکستروز ظرفیت ایجاد اشتغال پایدار برای بیش از ۳۰۰ نفر نیروی متخصص و کارگر بومی را به صورت مستقیم دارد. در استانی که جوانان تحصیل‌کرده آن به ناچار در جست‌وجوی فرصت‌های شغلی راهی کلان‌شهرها می‌شوند، اتلاف چنین ظرفیتی برای سالیان متمادی هیچ توجیهی از منظر توسعه پایدار ندارد.

خطر بزرگ؛ تنزل یک هویت صنعتی به معامله ملکی

طرح موضوع قیمت‌گذاری کارخانجات یاسوج با رقم پایه حدود یک همت برای فروش و واگذاری، پرسش‌های اساسی و هشدارهای جدی را درباره شیوه نگاه به دارایی‌های مولد برانگیخته است. منتقدان و فعالان اقتصادی تأکید دارند که این مجموعه را نباید صرفاً با مترمربع اراضی و قیمت روز املاک تجاری و مسکونی ارزیابی کرد، زیرا عرصه و زمین تنها یکی از ابعاد این دارایی به حساب می‌آید و بخش حیاتی آن، ابنیه مهندسی، سوله‌های تخصصی، شبکه‌های تأسیساتی سنگین، دیماندهای برق و گاز صنعتی و ماشین‌آلات مستقر در خطوط تولید هستند.

نگرانی اصلی آن است که اگر در فرآیند قیمت‌گذاری و واگذاری، ارزش اقتصادی بلندمدت تولید نادیده گرفته شود و تصمیم‌گیری صرفاً بر پایه ارزش زمین صورت پذیرد، خریدار بعدی ممکن است به جای بازگرداندن چرخ‌های کارخانه به مدار تولید، در پی تغییر کاربری و تفکیک اراضی باشد. تخریب یک زیرساخت آماده صنعتی و خروج آن از چرخه اقتصاد، هزینه‌های بازسازی مشابه آن را در دهه‌های آینده به ده‌ها برابر خواهد رساند؛ بنابراین رویکرد نهادهای مسئول باید بر مبنای حفظ کاربری صنعتی و محاسبه ارزش خلق‌شده در بلندمدت باشد، نه سود کوتاه‌مدت ناشی از یک معامله ملکی.

پیوند ناگسستنی صنعت با امنیت غذایی و کشاورزی استان

احیای مجتمع فرآوری یاسوج تأثیری شگرف و مستقیم بر ساختار کشاورزی کهگیلویه و بویراحمد بر جای می‌گذارد. در شرایطی که کشاورزان منطقه همه‌ساله بخش قابل توجهی از گندم تولیدی را به صورت خام از استان خارج می‌کنند، استقرار صنایع تبدیلی کامل در مبدأ، امکان ایجاد ارزش افزوده درون‌استانی را تثبیت می‌کند و امنیت اقتصادی فعالان بخش کشاورزی را از طریق تضمین خرید مواد اولیه ارتقا می‌بخشد. این پیوند ارگانیک میان مزرعه و کارخانه، فلسفه بنیادین آمایش سرزمین و جلوگیری از هدررفت منابع است.

علاوه بر کشاورزی، به راه افتادن چنین مجتمع بزرگی موج گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی پیرامونی را در سراسر منطقه فعال می‌کند. روزانه ده‌ها دستگاه کامیون برای جابه‌جایی گندم ورودی، مواد شیمیایی کمکی و ارسال بارهای نشاسته و گلوکز به کار گرفته می‌شوند که این امر بخش حمل‌ونقل و لجستیک را متحول می‌سازد. در کنار آن، بازار پایداری برای صنایع بسته‌بندی، تأمین‌کنندگان تجهیزات، کارگاه‌های تعمیرات مکانیکی و ابزار دقیق ایجاد می‌شود و گردش نقدینگی ناشی از دستمزد کارگران و سفارشات خرد، رونق محسوسی به کسب‌وکارهای بومی شهر یاسوج خواهد بخشید.

چرا کارخانه متوقف شد و مسیر خروج از رکود چیست؟

بررسی تاریخی نشان می‌دهد که توقف فعالیت این کارخانجات ناشی از یک عامل ساده نبوده، بلکه زنجیره‌ای از فرسودگی ماشین‌آلات، تغییر الگوهای بازار، جهش هزینه‌های انرژی و ضعف در مدیریت بازاریابی مدرن در متوقف شدن خطوط دخالت داشته‌اند. تجهیزات صنعتی مربوط به دهه ۷۰ خورشیدی نیازمند ارتقا به سامانه‌های کنترل اتوماتیک، کاهش مصرف حامل‌های سوختی و بهینه‌سازی فرآیندهای جداسازی نشاسته بودند، اما نبود سرمایه‌گذاری پیوسته در بخش تحقیق و توسعه و عدم تزریق به موقع سرمایه در گردش، خطوط گلوکز و دکستروز را آسیب‌پذیر ساخت.

با این حال، راه‌حل امروز نه پاک کردن صورت مسئله از طریق فروش شتاب‌زده، بلکه ورود کارشناسی و دقیق به فرآیند احیاست. پیش از هرگونه اقدام حقوقی، لازم است وضعیت مکانیکی مخازن، دیگ‌های بخار، برج‌های تقطیر و سانتریفیوژها از طریق مطالعات فنی و امکان‌سنجی اقتصادی سنجیده شود تا میزان سرمایه مورد نیاز جهت بازسازی و اورهال خطوط به طور دقیق روی میز قرار گیرد. تنها با مشخص شدن ابعاد فنی و توجیه مالی خطوط است که می‌توان بهترین تصمیم را برای حیات دوباره این صنعت اتخاذ کرد.

تشکیل کارگروه تخصصی؛ ضرورت بازنگری در مدل‌های واگذاری

برای عبور از این بن‌بست و جلوگیری از اتخاذ تصمیمات غیرکارشناسی، مناسب‌ترین راهکار تشکیل یک کارگروه ویژه و تخصصی با حضور مدیران اقتصادی استان، کارشناسان سازمان صمت، نمایندگان مالک، صنعتگران باسابقه و اساتید مهندسی دانشگاه است. وظیفه اصلی این کارگروه باید بررسی همه‌جانبه راه‌های حفظ مجموعه، برآورد بازار مصرف داخلی و صادراتی و تدوین سناریوهای عملیاتی جهت اتصال مجدد خطوط راکد به یکدیگر باشد.

در این میان، اگر کارشناسان در نهایت واگذاری به بخش خصوصی توانمند را مناسب‌ترین راه تشخیص دهند، این واگذاری باید با رعایت کامل شروط تولیدمحور انجام شود. تجربه‌های تلخ گذشته در کشور نشان داده است که واگذاری‌های بی‌پشتوانه، گاه به تعطیلی کامل کارخانه‌ها و انباشت بدهی‌های کارگری منجر شده است. از همین رو، قراردادهای احتمالی باید مشمول تعهدات الزام‌آور، تعیین جدول زمانی مشخص برای راه‌اندازی بخش‌های نشاسته و گلوکز، حفظ تمامی پرسنل و بازگشت به سقف اشتغال‌زایی باشد تا اهداف توسعه منطقه‌ای فدای انتقال سند مالکیت نشود.

مطالبه عمومی و مسئولیت سنگین دستگاه‌های اجرایی

جامعه فعالان اقتصادی و کارگری کهگیلویه و بویراحمد خواستار توقف هرگونه تصمیم‌گیری تعجیل‌آمیز و رسیدگی دقیق به موضوع در سطوح عالی مدیریتی هستند. انتظار عمومی از استانداری، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و نهادهای نظارتی، ورود عملیاتی و پیگیری مستمر این پرونده در پایتخت است؛ چرا که جلسات نمادین و بازدیدهای اداری فاقد برنامه اجرایی، گره‌ای از مشکلات معیشتی و صنعتی منطقه باز نخواهد کرد.

مسئولان باید با استفاده از ابزارهای قانونی و تعامل مستقیم با مالک، بسته‌های تشویقی و حمایتی لازم جهت بازسازی کارخانه را تعریف کرده و سرمایه‌گذاران دارای اهلیت صنعتی را برای احیای مجموعه به میدان بیاورند. دستگاه‌های قضایی و نظارتی استان نیز موظفند بر تمامی مراحل ارزیابی و تصمیم‌گیری نظارت کنند تا منافع عمومی مردم استان و حقوق مادی و معنوی کارگران حفظ شود.

انتخاب میان سود موقت یا سرمایه‌گذاری برای نسل‌های آینده

تصمیم‌گیری درباره آینده کارخانجات آرد، نشاسته، گلوکز و دکستروز یاسوج، یک آزمون جدی برای جهت‌گیری مدیریتی و صنعتی استان کهگیلویه و بویراحمد است. فروش این مجموعه به عنوان یک ملک تجاری شاید در کوتاه‌مدت رقمی را در ترازنامه‌های مالی جابه‌جا کند، اما خروج یک زیرساخت بزرگ از عرصه تولید، خسارتی جبران‌ناپذیر بر پیکره اقتصادی این استان بر جای خواهد گذاشت که بازسازی مشابه آن تا دهه‌ها بعد ممکن نخواهد بود.

حفظ این ظرفیت، صیانت از صدها فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم، پایدارسازی کشاورزی و ارتقای جایگاه صنعتی یاسوج در سطح ملی است. مطالبه امروز فعالان اقتصادی و مردم استان بسیار روشن و صریح است؛ پیش از آنکه هر سندی برای واگذاری خام این مجتمع امضا شود، باید تمام توان فنی و مدیریتی برای احیای دوباره چرخ‌های تولید به کار گرفته شود، چرا که ارزش واقعی این کارخانجات در استمرار کارگری، رونق چرخه گندم و شکوفایی آینده فرزندان این دیار نهفته است.







جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - 28 August 2026