به گزارش فرارو، با این حال، برخلاف محاسبات دشمن، این حملات نتوانست به فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی یا تحقق اهداف نهایی این کارزار منجر شود. ایران با وجود تحمل خسارتها، همچنان بر مواضع خود ایستاده و توانسته است انسجام ساختار سیاسی و ظرفیتهای راهبردی خود را حفظ کند؛ موضوعی که نشان میدهد محاسبات آمریکا و اسرائیل درباره امکان بهزانو درآوردن جمهوری اسلامی از طریق فشار نظامی، با واقعیتهای صحنه فاصله داشته است.
از منظر راهبردی، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، انتقال بخشی از رقابت از عرصه نظامی به حوزه ژئوپلیتیک و انرژی بوده است. ایران با اعمال محدودیت گسترده بر تردد در تنگه هرمز، این آبراه را به اهرمی مهم برای افزایش قدرت چانهزنی خود در برابر ایالات متحده تبدیل کرده است.
اهمیت این تحول از آنجا ناشی میشود که تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان به شمار میرود و اختلال در آن میتواند هزینههای اقتصادی جنگ را فراتر از محدوده جغرافیایی خاورمیانه گسترش دهد. در نتیجه، مسئله تنگه هرمز اکنون به یکی از متغیرهای تعیینکننده در محاسبات راهبردی واشنگتن و تهران تبدیل شده است.
برآیند این تحولات نشان میدهد جنگ از یک کارزار نظامی با اهداف مشخص، به منازعهای فرسایشی و چندلایه تبدیل شده است؛ منازعهای که مؤلفههای نظامی، هستهای، اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیک را بهطور همزمان دربر میگیرد. بر همین اساس، میتوان پنج سناریو را درباره تحولات آینده مطرح کرد. الف ـ توافق محدود درباره تنگه هرمز؛ آغاز مذاکرات ایران و آمریکا …







































































































