این دو تحول، در کشورهایی که از نظر جغرافیایی تقریبا دورترین نقاط خاورمیانه از یکدیگر محسوب میشوند و منافع ژئوپلیتیک کاملا متفاوتی دارند، ممکن است در نگاه نخست ارتباط چندانی با هم نداشته باشند. اما تحولات یمن و الجزایر به واسطه سه متغیر تعریف شده در حلقه قدرتمند که در حال شکل دادن به نظم منطقهای کنونی هستند، به یکدیگر پیوند خوردهاند: شکست ایالات متحده در برابر ایران یا حفاظت از متحدان عرب خود، اختلاف فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، و فرسایش سریع مرزهای مصنوعی میان خاورمیانه و آفریقا. پیشروی حوثیها و تهدید بابالمندب
این نشریه در ادامه آورد: تشدید درگیریها در یمن توجههای بسیاری را به خود جلب کرده؛ موضوعی که دلیل روشنی دارد. تصرف شهر بندری المخا، بخش اعظم سواحل یمن در دریای سرخ و چندین جزیره راهبردی در این دریا، به حوثیها امکان میدهد عبور و مرور کشتیها از بابالمندب را مختل کرده یا مانع آن شوند.
این گذرگاه دریایی که ورودی دریای سرخ محسوب میشود، همواره یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان برای تجارت بینالمللی بوده است؛ مسیری که از طریق کانال سوئز، آسیا را به غرب متصل میکند و درآمدهای حاصل از عوارض آن نقش مهمی در حفظ اقتصاد مصر دارد.
اهمیت این مسیر پس از آن افزایش یافت که عربستان سعودی تلاش کرد برای دور زدن کنترل ایران بر تنگه هرمز، صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق ـ غرب به پایانه دریای سرخ منتقل کند. حمله حوثیها، همراه با حملات پهپادی به این خط لوله که به شبهنظامیان عراقی نسبت داده شده، بهطور ناگهانی این مسیر صادراتی را مسدود کرده و فشار بیسابقهای بر عربستان سعودی و اقتصاد جهانی وارد کرده است. ریشههای درگیری؛ فراتر از ایران …


















































































































![[سیدمسعود رضوی] تحول و تحمل در شرایط سخت](/news/u/2026-09-21/ettelaat-52ovt.jpg)
![[غلامعلی رموی] بازگشایی مدارس و هویت مبهم نسل آینده](/news/u/2026-09-21/ettelaat-nh65q.jpg)
![[رامتین مرتضوی] تهران دو قاب ندارد](/news/u/2026-09-21/ettelaat-go95a.jpg)














































