این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
در اوکلند نیز مواجهه با بحران عرضه مسکن به پروژهای فراتر از ساخت واحدهای جدید تبدیل شد؛ اصلاح مقررات کاربری زمین، توسعه زیرساختها و بازآفرینی شهری در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا محدودیتهای ساختاری بازار کاهش یابد. چین اما تجربهای متفاوت و هشداردهنده پیش روی سیاستگذار میگذارد؛ اتکای شهرداریها به درآمد حاصل از فروش زمین، همراه با رشد اعتباری و بدهی سنگین سازندگان، سالها موتور توسعه بازار مسکن بود؛ اما همین سازوکار در نهایت به انباشت بدهی، بحران نقدینگی سازندگان، افزایش مطالبات بانکی و سقوط قیمتها انجامید. این سه تجربه نشان میدهند که مساله مسکن نه با یک مداخله منفرد حل میشود و نه با رها کردن بازار؛ آنچه اهمیت دارد، ساختن مجموعهای هماهنگ از سیاستهای زمین، مقررات، زیرساخت، تامین مالی و نهادهای … … روزنامه دنیای اقتصاد / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۶/۰۵
نسخههایی برای بحران مسکن
بحران مسکن در کشورهای گوناگون نتیجه درهمتنیدگی سیاستهای شهری، مقررات زمین، زیرساختها، نظام تامین مالی و ساختارهای حکمرانی است. سه تجربه متفاوت از آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، چین معاصر و اوکلند در نیوزیلند، بخشی از این واقعیت را آشکار میکنند. در آمریکا، حل بحران مسکن پس از جنگ در چارچوبی گستردهتر از ساختوساز صرف دنبال شد و توسعه زیرساختها، گسترش شبکههای حملونقل، سیاستهای تامین مالی و بازآرایی فضایی شهرها، زمینه را برای افزایش عرضه و شکلگیری الگوهای جدید سکونت فراهم کرد.



















