قیمت طلا امروز




 جولانی‌سازی

 خبرگزاری ایمنا / ۴۴ دقیقه قبل

تروریست دیروز، شریک امروز

چرخش ۱۸۰ درجه‌ای واشنگتن در قبال جولانی، از تروریست تحت تعقیب تا رئیس‌جمهوری مقبول، نه یک تغییر رویکرد اخلاقی بلکه پرده‌برداری از یک منطق کهنه و استعماری است؛ منطقی که در آن انسان‌ها و ملت‌ها، تنها به اندازه منافع قدرت‌های بزرگ ارزش دارند و پس از پایان مأموریت، همچون دستمالی کثیف دور انداخته می‌شوند
 تروریست دیروز، شریک امروز
به گزارش خبرگزاری ایمنا، کمتر از یک دهه پیش، نام «ابومحمد الجولانی» در فهرست سیاه تروریستی واشنگتن، هم‌ردیف خطرناک‌ترین سران القاعده و داعش قرار داشت. وزارت خزانه‌داری آمریکا برای سر او جایزه تعیین کرده بود و جنگنده‌های ائتلاف به رهبری ایالات متحده، مواضع جبهه النصره – شاخه رسمی القاعده در سوریه – را هدف بمباران قرار می‌دادند. الجولانی برای افکار عمومی جهان، چهره‌ای تیره و منفور از دل جنگ داخلی سوریه بود؛ میراث‌خوار ابومصعب الزرقاوی و سردمدار تفکری که جز خشونت، تکفیر و ویرانی به ارمغان نیاورده بود.

اما صحنه گردش کرد. با فروپاشی ساختار سیاسی سوریه پس از یک دهه جنگ فرسایشی، همان تروریستِ تحت تعقیب، در قامتی تازه و با روایتی بازسازی‌شده ظاهر شد. رسانه‌هایی که روزگاری او را «سرکرده القاعده» می‌خواندند، ناگهان از «واقع‌گرایی سیاسی» و «رهبر نوین سوریه» سخن گفتند. حلقه تحریم‌ها شل شد، باب دیدارها گشوده شد و در نقطه اوج این چرخش، مصافحه با رئیس‌جمهور آمریکا و برداشتن گام‌به‌گام تحریم‌ها علیه سوریه، پرونده یک تروریست را به کلی بست و پرونده یک «دولتِ به‌رسمیت‌شناخته‌شده» را گشود.

منطق استکباری؛ وقتی «منافع من» مقدس می‌شود

برای درک این چرخش، نباید در پیچ و خم بیانیه‌ها و تحلیل‌های سطحی دیپلماتیک گم شد. کلید فهم ماجرا در یک اصل ساده اما بنیادین نهفته است: در منطق استکبار، هیچ ارزشی بالاتر از منفعت نیست. اخلاق، حقوق بشر، دموکراسی و حتی امنیت جهانی، همگی واژگانی هستند که تنها در صورتی معنا پیدا می‌کنند که در خدمت هژمونی قدرت قرار گیرند.

این نگاه، میراث فرعون‌های تاریخ است. قرآن کریم، مستکبران را کسانی می‌داند که با تکیه بر قدرت و ثروت، «علوّ فی الأرض» می‌کنند و حقیقت را به بازیچه می‌گیرند. فرعون، نماد ابدی این منطق است؛ همان‌که موسی (ع) را به عنوان تهدیدی برای تخت و تاج خود دید و حاضر شد برای حفظ سلطه‌اش، از قتل نوزادان تا ادعای خدایی پیش برود. منطق فرعون، منطق «منم و غیر از من نیست» است. امروز، این «منِ» فرعونی در سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ، به شکل «منافع ملی» تعبیر می‌شود؛ اما روح ماجرا همان است: من می‌خواهم باشم، دنیا باید بر اساس قواعد من بچرخد.

در این چارچوب، تروریستِ دیروز می‌تواند «شریکِ صلحِ» امروز باشد، همان‌طور که صدام حسین، دیکتاتور مورد حمایت غرب در جنگ با ایران، روزی به «تهدید علیه صلح جهانی» تبدیل شد و با حمله‌ای برق‌آسا، نه‌تنها خودش که کل ساختار عراق ویران شد. صدام، دستمال کثیفی بود که پس از پایان مأموریت در برابر ایران، بلااستفاده ماند و به سطل تاریخ انداخته شد. رضاخان نیز روایتی دیگر از همین داستان است؛ با کودتای انگلیسی‌ها به قدرت رسید، مأموریتش تأمین منافع استعماری بود، و وقتی از کنترل خارج شد، همان اربابان، او را به تبعیدگاه فرستادند. جولانی؛ دستمال تازه سیاست خاورمیانه

جولانی امروز در همان نقطه‌ای ایستاده که صدام و رضاخان دیروز ایستاده بودند. او اکنون کارت بازی واشنگتن در سوریه است؛ ابزاری برای پیشبرد طرح‌هایی که در آن، ملت سوریه، حاکمیت ملی و آینده منطقه، قربانی منافع ژئوپلیتیک آمریکا می‌شود. برداشته شدن آرام تحریم‌ها – از جمله خروج نام سوریه از فهرست به‌اصطلاح «کشورهای حامی تروریسم» – نه نشانه دوستی، بلکه پاداشی است به یک کارگزارِ درحال حاضر کارآمد.

اما تاریخ نشان داده که این چرخه همیشه در یک نقطه به پایان می‌رسد: لحظه‌ای که دستمال کثیف شود. وقتی جولانی نتواند امنیت اسرائیل را تأمین کند، وقتی نتواند جغرافیای سوریه را برای پایگاه‌های آمریکایی و راه‌های نفوذ غرب باز نگه دارد، وقتی ملت سوریه در برابر پروژه تحقیر ملی‌شان بایستند و از او بخواهند که منافع کشورش را بر منافع اربابان خارجی ترجیح دهد، همان آمریکایی که امروز دست او را می‌فشرد، فردا او را به اتهام تروریسم، نقض حقوق بشر یا «عدم کارآمدی» کنار خواهد زد.

نتیجه‌ای که از پیش نوشته شده است

در انتها باید به یک منطق روشن دست یابد: قدرت‌های استکباری، هیچ دوست و شریک پایداری ندارند. آنان تنها ابزار و دستمال دارند؛ ابزارهایی که تا وقتی سودمندند، مورد نوازش قرار می‌گیرند و وقتی تاریخ مصرفشان تمام شد، بی‌رحمانه دور انداخته می‌شوند.

الجولانی، از جبهه النصره تا کاخ سفید را دویده، اما این مقصد نه یک قصر، بلکه پرتگاهی است که دیگران پیش از او در آن سقوط کرده‌اند. ملت‌ها اما مسیر دیگری دارند؛ مسیر استقلال، ایستادگی و تکیه بر اراده‌ای که هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند آن را بخرد. این، همان حقیقتی است که قرآن به ما می‌آموزد: مستکبران رفتنی‌اند، و آنچه می‌ماند، اراده انسان‌هایی است که زیر بار زور نمی‌روند. کد مطلب 998812







چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - 26 August 2026