۱. آیا ما میدانیم قدم بعدی چیست؟ واقعاً نه. اعلام این تحریمها همانقدر که لحن جنگطلبانه داشت، مبهم هم بود. افشاگرانهترین بخش سخنان اسکات بسنت این بود که اعمال فوری و کامل تحریمها، نظام مالی جهانی را به فروپاشی میکشاند. اگر دولت دونالد ترامپ حاضر نیست همین حالا دست به چنین کاری بزند، چرا باید در مقطعی دیگر حاضر به انجام آن باشد؟ و اگر قرار نیست چنین کاری انجام دهد، وقتی کشورهای ثالث از همکاری خودداری کنند، چه خواهد کرد؟
۲. آیا این طرح میتواند موفق شود؟ اگر از این نکته جزئی بگذریم که دولت هنوز مشخص نکرده دقیقاً قصد دارد به چه چیزی دست پیدا کند، موفقیت آن بستگی دارد به اینکه منظورمان از «موفق شدن» چیست. آیا فشار بیشتر میتواند اقتصاد ایران را ویران و رنجی عظیم به مردم آن تحمیل کند؟ قطعاً. انتظار داشته باشید دولت ترامپ مرتب آمار و ارقامی را منتشر کند که انقباض اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی را نشان میدهد.
اما آیا فشار بیشتر میتواند رهبران ایران را وادار کند از مواضعی که آنها حیاتی میدانند، عقبنشینی کنند؟ بهطور قطع نه. در واقع، هر چه آنها بیشتر متقاعد شوند که واشنگتن به دنبال سرنگونی حکومت است، تمایلشان برای کوتاه آمدن کمتر خواهد شد.
البته آنها از عمق بحران اقتصادی آگاهند و خودشان آشکارا به آن اذعان میکنند. اگر توافقی ارائه شود که به شکلی گسترده برایشان قابل قبول باشد، بسیاری از آنها انگیزه کافی برای پذیرفتن خواهند داشت. اما چنین توافقی احتمالاً باید چیزی شبیه تفاهمنامه قبلی (MOU) باشد، با این تفاوت که در آن درباره کنترل ایران بر تنگه هرمز شفافیت بیشتری وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، تقریباً همان توافقی که ممکن بود پیش از این و بدون تحریمهای «روز دی» میپذیرفتند...
۳. اگر این طرح «موفق شود» چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر تحریمها از این جهت موفق شوند که واقعاً اقتصاد ایران را به قهقرا ببرند، تهران به احتمال بیشتری دست به تلافی خواهد زد تا اینکه تسلیم شود؛ با این هدف که آمریکا، منطقه و جهان نیز بهای سنگینی بابت این جنگ اقتصادی بپردازند. این امر هم در جای خود به همان تشدید نظامی منجر خواهد شد که قرار است تحریمهای «روز دی» از آن جلوگیری کنند.
۴. در نهایت، فارغ از نتیجه، آیا میتوان چنین تحریمهای سختگیرانه و بیرحمانهای را توجیه کرد؟ بدون شک، بخشهایی از رهبری ایران بهای این سیاست را خواهند پرداخت. اما قربانیان اصلی مردم عادی ایران خواهند بود؛ مردمی که رنجشان به معیار اصلی سنجش موفقیت این سیاست تبدیل شده است؛ قربانیان یک نظام تحریمی توجیهناپذیر، کور و بیتمایز و تقریباً بهطور قطع غیرقانونی.







































































































