«سوپر انقلابیها» تقریبا تنها گروهی هستند که نگاه متفاوتی به موضوع «مذاکره» دارند. شاید آنها حتی اصل مذاکره با آمریکا را بهطور کامل رد نکنند، اما فرد مذاکر کننده برایشان اهمیت حیاتی دارد. مثلا آنها «محمدباقر قالیباف» بهعنوان رئیس تیم مذاکرهکننده را هدف انتقاد قرا می دهند، در حالی که پس از انتصاب «محسن رضایی» به دبیری شورای عالی امنیت ملی، اعتراضات تند کمتری دیده میشود.
مشخصا اینگونه به نظر می رسد که این جریان، سیاست خارجی را از دریچه انتخابات ریاستجمهوری مینگرد و ترجیح میدهد مذاکرهکننده شانس رقابت با چهرههایی مانند «سعید جلیلی» یا کاندیدای مورد نظر این طیف را نداشته باشد. در حالی که شاید نقش قالیباف و رضایی در مذاکرات یکسان باشد و حتی خیلی اختلاف نظر ماهوی درباره چگونگی موضوع بین این دو وجود نداشته باشد.
قالیباف؛ مذاکره را «نوعی مبارزه» میداند و تأکید دارد که دستاوردهای دیپلماتیک ایران در اسلام آباد چندین برابر اقدام نظامی بوده است؛ در عین حال بارها گفته امتیازات را با موشک میگیرند و فقط در مذاکره تفهیم میکنند. محسن رضایی نیز پس از انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی در مرداد ۱۴۰۵، نقش کلیدی در تعیین چارچوب کلان مذاکرات پیدا کرد. او شروط ایران را شامل پایان جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و رفع محاصره دریایی اعلام کرده و تأکید دارد تا تحقق این شروط هیچ مذاکرهای در کار نیست. (تقریبا همانی که در مذاکرات اسلام آباد مورد توافق قرار گرفت.) …



































































































































































