این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
حسین قیدر / در این میان، کاهش رفتوآمدهای غیرضروری، توسعه دورکاری، استفاده بیشتر از آموزش مجازی، مدیریت تردد شهری و حتی کاهش سرعت خودروها در بزرگراهها، از جمله اقداماتی است که در برخی برنامههای مدیریت بحران انرژی مورد توجه قرار گرفته است. وجه مشترک این سیاستها آن است که بدون نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین و در مدت کوتاه میتوانند بخشی از مصرف سوخت و انرژی را کاهش دهند.برای اقتصادهایی که با ناترازی انرژی مواجه هستند، اهمیت این سیاستها دوچندان است. هنگامی که مصرف سوخت از ظرفیت تولید یا تأمین داخلی جلو میزند، هر اقدامی که بتواند حتی چند درصد از مصرف را کاهش دهد، میتواند به اندازه افزایش بخشی از ظرفیت عرضه اهمیت داشته باشد. به همین دلیل، مدیریت مصرف نباید به عنوان یک سیاست اضطراری و موقتی نادیده گرفته شود، بلکه باید بخشی از سیاست جامع انرژی کشور باشد.در ایران نیز بخشی از فشار موجود بر شبکه انرژی به حجم بالای ترددهای روزانه، مصرف بالای سوخت خودروها و تمرکز فعالیتهای اداری و آموزشی در کلانشهرها بازمیگردد. تهران به عنوان یکی از پرترددترین شهرهای کشور، نمونه روشنی از این وضعیت است؛ شهری که میلیونها سفر روزانه در آن انجام میشود و هرگونه کاهش هدفمند تردد میتواند علاوه بر کاهش مصرف بنزین، فشار بر شبکه حملونقل عمومی، آلودگی هوا و زمان تلفشده شهروندان را نیز کاهش دهد.دورکاری؛ سیاستی فراتر از یک تصمیم اداری …



































































































































































