آقای قاسمی در این ویدئو میگوید:من محمد هستم. در شرایطی که الان با شما صحبت میکنم، به دلیل فشار روحی شدیدی که دارم، واقعاً نمیتوانم جملاتم را آنطور که باید کنار هم قرار بدهم و ذهنم هم به خوبی کار نمیکند. برای همین متنی را نوشتهام و از روی آن میخوانم تا درباره دخترم سوءتفاهمی ایجاد نشود.
آتنا دختر 14 ساله من بود. آن روز در خانه خالهاش در تهران حضور داشت. من به عنوان پدرش در ماهشهر بودم و مادرش هم در پلدختر حضور داشت.
حدود ساعت 6 عصر، آتنا به خالهاش گفت که میخواهد از خانه خارج شود. بعد از مدتی هم خبر داد که در حال برگشتن است، اما وقتی خبری از او نشد، حدود ساعت 9 شب با او تماس گرفتند. در آن زمان فردی تلفن آتنا را پاسخ داد و گفت گوشی او داخل ماشین جا مانده است.
از همان زمان، این ماجرا برای خانواده ما به یک پرونده و یک داغ بزرگ خانوادگی تبدیل شد.
در این میان، برداشتهایی درباره رابطه آتنا با فردی که اکنون بازداشت شده، مطرح شده و حتی گفته شده که خانواده آتنا از این ارتباط اطلاع داشتهاند؛ اما این برداشتها درست نیست. من و مادر آتنا هیچ اطلاعی از چنین ارتباطی نداشتیم و ادعایی که از سوی این فرد مطرح شده، مورد قبول ما نیست.
آتنا فقط 14 سال داشت و به نظر من نباید پیش از روشن شدن حقیقت، درباره او و زندگیاش قضاوت شود.»
حالا یک سؤال دارم؛ اگر قرار است گفته شود از یک دختر 14 ساله سوءاستفاده شده، پس چرا امروز آتنا در میان ما نیست؟ چه اتفاقی برای او افتاده است؟ چرا دختر من کشته شده و چه کسی باید درباره سرنوشت او پاسخگو باشد؟ …





































































