یکی از بخشهای چالشبرانگیز کار من در موسسه کیتو (CATO) این است که شغلم از من میخواهد نهتنها از گزینههای جایگزین سیاست پولی دفاع کنم، بلکه درباره سیاستهای جاری فدرالرزرو نیز اظهارنظر کنم. چرا این کار تا این اندازه چالشبرانگیز است؟ زیرا از نظر بسیاری از همفکران طرفدار بازار آزاد من، گفتن اینکه فدرالرزرو باید بهجای انجام X ،Y را انجام دهد، بهمنزله تایید برنامهریزی متمرکز پولی است؛ کاری که از نظر طرفداران جدی بازار آزاد، اساسا نباید انجام شود. توصیه سیاستی مطلوب خود آنان نیز ساده است: «فدرالرزرو را منحل کنید.»
خب، من با پایاندادن به کار فدرالرزرو مخالف نیستم، مشروط بر اینکه بتوان این کار را بدون ایجاد آشوب و بهویژه بدون آسیبرساندن به افراد بیگناه انجام داد؛ از جمله بسیاری از دارندگان داراییهای مبتنی بر دلار آمریکا. آرمان مطلوب خود من شبیه طرح میلتون فریدمن برای جایگزینکردن کمیته بازار آزاد فدرال با یک رایانه است؛ با این تفاوت که رایانه موردنظر من بهطور خودکار نه رشد باثبات یک کمیت پولی مشخص، بلکه سطحی باثبات از مخارج اسمی را تضمین کند. اینکه چنین اصلاحی را بتوان به معنای دقیق کلمه «پایاندادن» به فدرالرزرو دانست یا نه، مسالهای صرفا معنایی است. به هر حال، اگر روزی بتوانیم به چنین وضعی برسیم، برای من کاملا مطلوب خواهد بود. اما تا آن زمان، من از فدرالرزروی که «هیچ کاری نکند» حمایت نمیکنم. افزون بر این، معتقدم اساسا چیزی به نام فدرالرزروی که «هیچ کاری نکند» وجود ندارد.
برای مثال، فدرالرزرو در واکنش به هراس ناشی از شیوع ویروس کرونا، کاهش فوری و اضطراری ۵۰ واحد پایهای نرخ بهره را اعلام کرده است. نمیدانم آیا این واکنش، بهترین واکنش ممکن است یا نه؛ اما برخلاف تصور بسیاری از دوستان لیبرتارین من، مطمئنم که این واکنش بهتر از آن است که فدرالرزرو اصلا واکنشی نشان ندهد. همچنین معتقدم نمیتوان از موضعی محتاطانه و لیبرتارین دفاع کرد که بگوییم اگر فدرالرزرو دست روی دست میگذاشت، وضعیت ما بهتر میشد؛ چه رسد به اینکه ناگهان در میان ابری از دود ناپدید میشد! عرضه و تقاضا …































































