«شاید اگر نشان و جایزهای قرار بود بگیرم، مایه فخر و مباهات بود، اما وقتی به نام سرزمینم و برای مردمم مینوازم، تنها یک نام برایم کافی است: حسین علیزاده.» این چکیده و عصاره نامه شکوهمند استاد حسین علیزاده است در روزگاری که پیشنهاد دریافت عالیترین نشان فرهنگی دولت فرانسه، یعنی «شوالیه» را با احترام، اما با قاطعیتی بینظیر رد کرد. هنگامی که او چنین کنش فعالانه و جسورانهای را از خود به نمایش گذاشت، مسئله تنها بر سر یک تعارف دیپلماتیک یا لجاجتی سیاسی نبود؛ بلکه در حال ترسیم مرزی نامرئی اما بنیادین میان هنرمند ملی و سوژههای تاریخ مصرف دار فرشهای قرمز بود. علیزاده نشان داد هنرمند رسالت اخلاقی دارد که در برابر اتوریته فرهنگی مرکز بایستد و اعتبارش را نه از مدالهای عاریتی و تأییدیههای فرنگی که از اتصال عمیق با جغرافیای سربلند خود بگیرد. این استغنای باشکوه، درست در نقطه مقابل اضطرابی قرار دارد که این روزها در صحنههای بینالمللی هنر شاهد آن هستیم؛ اضطراب پذیرفتهشدن و هراس از طردشدن توسط نگاه خیره «دیگریها».
…































































