«موضوع بحث من در جمعی از دوستان این بود که سیاه و سفید نشان دادن شخصیتهای تاریخی، باعث شده است نقدی منصفانه درباره آنان شکل نگیرد و از تاریخ نیز آنگونه که باید، یاد نگیریم. بزرگنمایی ویژگیهای مثبت این افراد و چشمپوشی از جنبههای معمولی و روزمره زندگی آنان، این شخصیتها را چنان دور از دسترس نسل امروز قرار داده است که دیگر نمیتوانند بهعنوان الگو به آنها نگاه کنند.
برای مثال وقتی به داستانها و ابیاتی از هزلیات سعدی اشاره کردم، واکنش دوستان جالب بود. آنها اساساً وجود چنین متونی را برای سعدی نمیپذیرفتند و آن را ناسازگار با شان و سبکی میدانستند که از او در ذهن داشتند.
در واقع، واکنش آنها خود بهنوعی تأییدکننده مقدمه بحث من بود: ما با پیشزمینهسازی و تصویرسازیهای خاص، بعضی از شخصیتها را آنقدر از دایره انسانهای معمولی خارج کردهایم که نقد آنان، به شهامت و جسارت نیاز پیدا کرده است.
دنیل کانمن، در کتاب درخشان «تفکر سریع و کند»، به اثر پیشزمینهسازی و تأثیر آن بر ذهن و رفتار انسان پرداخته است. او نشان میدهد که حتی محرکها و رفتارهای ساده و معمولی نیز میتوانند، بدون آنکه خودآگاه باشیم، بر افکار و احساسات ما تأثیر بگذارند.
کانمن برای توضیح این اثر به آزمایشی در آبدارخانه دفتر اداری یکی از دانشگاههای انگلستان اشاره میکند. اعضای دفتر هزینه چای و قهوه را با انداختن مبلغی پول در یک جعبه پرداخت میکردند. روزی، بدون هیچ توضیحی، درست بالای فهرست قیمتها پوستری نصب شد. هر هفته و به مدت ده هفته، تصویر بالای فهرست تغییر میکرد: یک هفته تصویر گل و هفته دیگر تصویر چشمهای فردی که مستقیماً به بیننده نگاه میکرد.
بهطور میانگین، در هفتههایی که تصویر چشم بالای فهرست قیمت قرار داشت، میزان مشارکت در پرداخت هزینه چای و قهوه سه برابر هفتههایی بود که تصویر گل نصب شده بود. یادآوری کاملاً نمادین این موضوع که «افراد در معرض دید دیگران هستند»، ظاهراً موجب بهبود رفتار آنان شده بود. …































































