صبح که میشود، مردانی راهی دریا میشوند که اغلب افراد مسنی هستند که نه از سر توان و میل، بلکه گاه به این دلیل که مسیر بازنشستگی برایشان به پایان نرسیده و زندگیشان همچنان به درآمد دریا وابسته است.
مشکل اما فقط به سختی کار ختم نمیشود. صیادی در گیلان شغلی فصلی است و درآمد آن به چند ماه از سال محدود میشود؛ درآمدی که به گفته صیادان برای تأمین هزینههای زندگی کافی نیست. همین فصلی بودن، در کنار هزینه بالای بیمه، مسیر رسیدن به سابقه بیمه و بازنشستگی را نیز دشوار کرده است. نتیجه، وضعیتی است که در آن صیاد، هم باید با فرسودگی جسمی کنار بیاید و هم برای حفظ معاش، شغلی را ادامه دهد که امنیت آیندهاش تضمین نشده است.
در چنین شرایطی، بیمه به یکی از اصلیترین دغدغههای جامعه صیادی تبدیل شده است؛ چراکه به گفته فعالان این حوزه، درآمد پایین صیادی و هزینه بالای بیمه، پرداخت حق بیمه را برای بسیاری از صیادان دشوار کرده است. از سوی دیگر، صیادان سالهاست خواستار آن هستند که سختی و زیانآور بودن این شغل در نظام بیمه و بازنشستگی به رسمیت شناخته شود؛ مطالبهای برای مردانی که دههها در دریا کار کردهاند، مستقیماً با سلامت، معیشت و آینده زندگیشان گره خورده است. در سوی دیگر ماجرا، مسئولان و متولیان حوزه صیادی از حمایت و ضرورت حفظ این شغل سخن گفتهاند؛ اما روایت صیادان از زندگی روزمرهشان، همچنان از فاصله میان این حمایتها و واقعیت روی آب حکایت دارد. برای صیادی که در میانسالی و سالمندی هنوز ناچار است به دریا برود، مسأله فقط یک تور و یک فصل صید نیست؛ پرسش این است که پس از دههها کار در سرمای خزر، چه زمانی میتواند بدون نگرانی از معاش و آینده، از دریا فاصله بگیرد؟ …




























































































