اختیار هست، اما مشروط
قانون بهکارگیری سلاح در ماده ۳ موارد متعددی را برای استفاده مأموران از سلاح پیشبینی کرده است، از دفاع در برابر فردی که با سلاح سرد یا گرم حمله میکند تا دفاع از افرادی که جانشان در خطر است و دستگیری برخی مجرمان. در ظاهر، مأمور برای مقابله با یک فرد مسلح دستبسته نیست. قانون به او اجازه داده است در شرایط مشخص از سلاح استفاده کند. اما این اختیار با مجموعهای از شروط همراه است، از جمله اینکه در صورت امکان، ابتدا تیر هوایی و سپس تیراندازی کمر به پایین و در نهایت کمر به بالا انجام شود. سؤال اینجاست که آیا یک موقعیت واقعی و خشن، چنین فرصت و ترتیبی را در اختیار مأمور قرار میدهد؟
چند ثانیهای که قانون باید آن را ببیند
در یک درگیری واقعی، مأمور با یک موقعیت از پیش طراحیشده روبهرو نیست. فرد مهاجم ممکن است ناگهان حمله کند، سلاحش را تغییر دهد، فاصله را کم کند یا در کسری از ثانیه تصمیم خود را عوض کند. در چنین شرایطی، سه مرحله تیراندازی که قانون «در صورت امکان» بر آن تأکید کرده، ممکن است از نگاه یک ناظر بیرونی منطقی به نظر برسد، اما برای مأموری که با یک مهاجم مسلح مواجه است، هر مرحله میتواند فرصت تازهای برای حمله یا فرار ایجاد کند. در چنین شرایطی قانونگذار باید میان استاندارد حقوقی و واقعیت میدان پیوند برقرار کند.
پروندهای که سؤالهای زیادی ایجاد کرد …



































































































































































