نتیجه، نبردی میان دو روایت زرد است. یک طرف می گوید برای پیشرفت باید همه روابط دشوار را کنار گذاشت و طرف دیگر ادعا می کند خدمت به والدین، رزق، سلامتی، طول عمر و آینده فرد را تضمین می کند. هیچ کدام پیچیدگی روابط خانوادگی را جدی نمی گیرند. آیا کمک گرفتن یعنی رها کردن والدین؟
یکی از مهم ترین خطاها، برابر دانستن استفاده از پرستار یا مرکز تخصصی با رها کردن والدین است. مراقبت مسئولانه همیشه به معنای انجام شخصی تمام کارها نیست.
سالمندی که به زوال عقل، مشکلات حرکتی، بیماری مزمن یا اختلالات شناختی مبتلاست، ممکن است به مراقبت شبانه روزی و خدمات تخصصی نیاز داشته باشد. فرزندی که دانش، توان جسمی یا زمان کافی ندارد، گاهی با کمک گرفتن از یک مراقب حرفه ای تصمیم مسئولانه تری می گیرد.
حضور عاطفی فرزند، پیگیری درمان، تامین هزینه ها و نظارت بر کیفیت خدمات نیز بخشی از مراقبت است. نمی توان تنها یک شکل از نگهداری را اخلاقی دانست و تمام انتخاب های دیگر را بی مهری نامید.
فرسودگی مراقب یک بهانه نیست
مطالعات مربوط به مراقبت خانوادگی نشان می دهند افرادی که برای مدت طولانی از سالمند بیمار نگهداری می کنند، ممکن است با اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، فشار اقتصادی و فرسودگی جسمی روبرو شوند. این فشار در مراقبت از افراد مبتلا به زوال عقل شدیدتر است.
نادیده گرفتن این واقعیت به والد سالمند هم کمکی نمی کند. مراقب خسته و فرسوده ممکن است توان تصمیم گیری درست، صبوری و ارائه مراقبت ایمن را از دست بدهد. استراحت، تقسیم مسئولیت و کمک گرفتن از متخصص، نشانه خودخواهی نیست؛ بخشی از یک برنامه مراقبتی سالم است. خانواده یا خود؛ یک دوگانه ساختگی
انسان مجبور نیست میان زندگی شخصی و والدینش فقط یکی را انتخاب کند. می توان به والدین احترام گذاشت و در عین حال برای توان جسمی، زندگی مشترک، شغل و سلامت روان خود نیز مرز مشخص داشت. …



































































































































































