پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

تحقیق ضرورت رهبران و رهروان


تحقیق ضرورت رهبران و رهروان

در آیاتی که اوایل سوره مبارکه حج آمده, ذات اقدس اله به ما توصیه می کند که در فضای «تحقیق» زندگی بکنید اگر استادید, محقق باشید و اگر شاگردید هم محقق باشید و بعد هر دونفرتان متحقق بشوید این تحقیق نشانه آن است که روح تقلید از جامعه اسلامی باید رخت بربندد

اهمیت تحقیق و پژوهش همواره مورد تذکر معارف دینی و پیشوایان آن بوده است. زیرا تعالی و پیشرفت جامعه اسلامی، تنها در سایه عنایت به این امر خطیر ممکن خواهد بود.

آنچه در پی می خوانید، بیانات دانشمند و دین پژوه معاصر؛ حضرت آیت الله جوادی آملی است که در طی آن رهبران و رهروان فکری جامعه را به اهتمام نسبت به تحقیق و پژوهش فرا خوانده است و به مناسبت روز پژوهش تقدیم خوانندگان گرامی می شود.

● لزوم حیات تحقیقی

در آیاتی که اوایل سوره مبارکه حج آمده، ذات اقدس اله به ما توصیه می کند که در فضای «تحقیق» زندگی بکنید. اگر استادید، محقق باشید و اگر شاگردید هم محقق باشید و بعد هر دونفرتان متحقق بشوید. این تحقیق نشانه آن است که روح تقلید از جامعه اسلامی باید رخت بربندد. فرمود: اگر استادی، متبوعی، مطاعی، در متبوع بودن و مطاع بودن و رهبری باید محقق باشی. و اگر شاگردی، مطیعی، تابعی، در تعلم و تبعیت و پیروی باید محقق باشی.

● ضرورت اهتمام به تحقیق، حتی برای مقلدان

اگر کسی اهل تقلید است، باید تقلیدش به تحقیق متکی باشد. در تقلید، مقلد نباشد. چون همگان نمی توانند محقق باشند، ولی این توان در همه هست که اگر مقلدند، در تقلیدشان محقق باشند. به اصطلاح می گویند هر بالعرضی باید به بالذات منتهی بشود. چون تقلید یک قلاده ای است به گردن مقلد، و چه بهتر که ما قلاده خودمان را به گردن خودمان بگذاریم. وقتی تحقیق کردیم، چیزی برای ما روشن شد، آن گاه مقلد فلان مرجع علمی خواهیم بود. اگر یک بیماری بعد از تحقیق، برای او ثابت شد که هم بیماری قلب دارد، و هم فلان شخص متخصص علاج قلب است، این شکاف قلب خود را با اختیار و رغبت در اختیار یک پزشک حاذق قرار می دهد. چنین تقلیدی که به تحقیق وابسته است، جای آن دارد که قلاده تقلید را انسان به گردن بیاویزد.

● عنایت به تحقیق ، وظیفه (رهبران) و (رهروان)

در اوایل سوره مبارکه حج، ذات اقدس اله فرمود: انسان از این دو حال بیرون نیست، یا پیرو است و تابع و مطیع و مقلد، یا مطاع است و متبوع است و رهبر است و مرجع. فرمود: نه رهبری افراد، مرجعیت افراد، استادی افراد، مطاع و متبوع بودن آنها بی تحقیق باشد و نه پیروی یک عده. در آیه سوم همین سوره که قرائت فرمودند، با آیه هشتم این سوره، این مجموعا این دو پیام را دارد.

فرمود: و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و یتبع کل شیطان مرید(۱)، این یک بخش. و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و لا هدی ولا کتاب منیر ثانی عطفه لیضل عن سبیل الله(۲). یک بخش مربوط به «مقلد» است، یک بخش مربوط به «مرجع». یک بخش مربوط به «شاگرد» است، یک بخش مربوط به «استاد». یک بخش مربوط به تابع است، یک بخش مربوط به رهبر و متبوع. فرمود: برخی ها بدون تحقیق حرکت می کنند. چون بدون تحقیق حرکت می کنند، شیاطین انس و جن هم کم نیستند، دام هم کم نیست! لذا یتبع کل شیطان مرید.

● دریافت تمرد و طغیان از شیطان، ثمره تلخ بی توجهی به تحقیق

شیطان را «مرید» گفتند، برای اینکه او اهل تمرد است. و اگر گفتند: شیطان متمرد است، مرید است، مارد است، یعنی او درس تمرد می دهد. اگر گفتند: فلان مهندس تدریس می کند، یعنی درس هندسه می دهد، فلان طبیب تدریس می کند یعنی درس طب می دهد، فلان واعظ درس می گوید، یعنی درس پند و اندرز می دهد، و اگر گفتند: فلان مرید تدریس می کند، یعنی درس تمرد می دهد، و یتبع کل شیطان مرید. (مرد) جمع مارد است، به معنای متمرد.

پس چون این شخص در تقلید تحقیق نکرد، یتبع کل شیطان مرید شد. هر آهنگی به گوشش برسد، می پذیرد، چون یک پایگاه فکری ندارد! یک کسی که پایگاه فکری دارد، مبنا دارد، برابر با آن مبنا حرکت می کند. این راجع به مقلدان و تابعان و مطیعان و رهروان.

● به گمراهی کشیدن رهروان توسط رهبران غیرمحقق

بخش دیگر که مربوط به مراجع تقلید و رهبران و مطاع و متبوع است، فرمود: و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و لا هدی و لا کتاب منیر ثانی عطفه لیضل عن سبیل الله. برخی ها بدون تحقیق سر خم می کنند، برای اضلال آماده اند اگر کسی سرخم بکند و جلوی خود را نبیند، می گویند: منعطف شد. این کمان که پدید آمد، از انعطاف پدید آمد. وقتی این کاغذ صاف است، مستقیم است. وقتی این را تا زدید، می گویند: این کاغذ منعطف شد. این حالت انعطافی نشان می دهد که کمانی در او پیدا شده.

فرمود: اینها سرخم می کنند، منعطف اند، منحنی اند، کمانی ایجاد می کنند که جائی را نبینند، فقط خود را ببینند. سر خم می کنند که خود را ببینند. و ای کاش خویشتن راستین را می دیدند! و چون خود بینند، بدشان نمی آید که عده ای به دنبال اینها حرکت کنند. تا اضلال کنند. پس آن یکی یتبع کل شیطان مرید، می شود ضال و تابع. این یکی می شود مضل و متبوع.

در آیه سوم و هشتم سوره مبارکه حج ذات اقدس اله فرمود: اگر تابعی، محققانه تابع باش، و اگر متبوعی، محققانه متبوع باش! زیرا پیروی یا رهبری بی تحقیق یک سمی است به جان خود تابع یا متبوع. برای اینکه اگر کسی به دنبال تمرد حرکت کرد، اولین آسیب را به خودش می رساند.

● غیرقابل عبور بودن گناه به واسطه مسموم بودن آن

این چنین نیست که گناه یک امر اعتباری باشد که به آدم از خارج آسیب برساند. آنهائی که تحقیق کردند، به این نتیجه رسیده اند که واقعا گناه، سم است، این طور نیست که گناه یک قراردادی باشد! گناه این طور نیست که اگر کسی مثلا چراغ قرمز روشن بود و سبز نشد، این عبور کرد! گرچه خلاف کرد، اما یک امر قراردادی است ولی اطاعت نکردن حرف خدا واقعا سم خوردن است.

● معنای حقیقی گناه در منظر امیرمومنان(ع)

یک بیان نورانی از امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه هست که در همان بخشی که جریان عقیل را بازگو می کند که برادرم از من چیز خواست، به او ندادم، در آنجا فرمود: کسی شبانه آمده، چیزی را از لباس درآورده، یک حلوای شیرینی آورده، به من پیشنهاد داد که بپذیرم. گفتم: اگر این صله و زکات و صدقه است، که اینها وجوهی است که به ماها نمی رسد. و اگر غرض دیگری دارید، ا مختبط انت(۳)؟ مگر تو مخبطی که به من پیشنهاد می دهی که من یک چنین مالی را قبول بکنم؟!

آن گاه دلیل مساله را ذکر کرد، فرمود: آنچه را که تو به عنوان حلوای شیرین به من دادی، این در حقیقت رشوه است و من بازگو کنم که آیا یک عاقل دست به چنین کاری می زند یا نه؟ فرمود: اگر غذائی را مار بزرگ بخورد، و بعد از خوردن بالا بیاورد، دوباره آن قی کرده را کسی خمیر درست کند، آیا عاقلی رغبت می کند؟! قطعا چنین غذائی را نمی خورد. برای اینکه دو بار از مسیر سم گذشت، گذشته از اینکه تهوع هم او را همراهی کرد!! فرمود: مال حرام همین است.

او یک شاعر یا ادیب نیست که احسنه اکذبه، هرچه دروغ تر و مبالغه و اغراقش بیشتر، دلپذیرتر باشد! در ادبیات این چنین هست که هرچه اغراقش بیشتر، احسنه اکذبه. در ادبیات اینطور است! چه در فارسی زبانها، چه در عربی زبانها، گفتند: اینقدر ما گریه کردیم که طوفان نوح پیش گریه ما مثلا شرمنده است، یا اقیانوس ها پیش اشک ما خجالت می کشند. از این تعبیرات در نثر و نظم ادبی کم نیست. و هرچه از این تعبیرات بازگوتر بشود، آن شعر گیراتر است، چون بنای ادبیات و نظم بر این است که احسنه اکذبه. اما اگر کسی ولی خدا شد و معصوم شد که برابر ما ینطق عن الهوی(۴) سخن می گوید. وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمود: پایان کار حرام همین است.

پس بنابراین اگر کسی خدای ناکرده بی تحقیق راهی را رفت، پایانش همان سم خوری است. گناه واقعا این است! نه اینکه قرارداد باشد...

بیانات آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در دیدار با اساتید و دانشجویان موسسه آموزش عالی و دانشگاه شمال، آمل- محرم ۱۳۷۷

پانوشت ها :

۱- حج. ۳

۲-حج . ۸و۹

۳-نهج البلاغه . خطبه ۲۲۴

۴-نجم . ۳