پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

نگاه تازه به آینده


نگاه تازه به آینده

آی پاد ipod , همانندسازی, استفاده از گوگل و غیره تمام این تغییرات مختلف نه فقط زندگی ما را دگرگون كرده است, بلكه به اعتقاد شما به نوعی نظام ثروت جدید تبدیل شده است این نظام جدید تا چه اندازه با اقتصادی كه می شناسیم, فاصله دارد

آلوین تافلر در ایران نویسنده ای نام آشناست. وی با نوشتن كتاب هایی مانند موج سوم و شوك آینده، پیش بینی هایی را درباره ماهیت در حال تحول جامعه جهانی ابراز كرد كه زاویه دید جدیدی را در اختیار خواننده می گذارد. تازه ترین كتاب وی كه با همكاری همسرش نوشته شده است، «ثروت انقلابی: چگونه آفریده می شود و چگونه زندگی ما را تغییر خواهد داد؛» نام دارد. وی در این كتاب از اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست و عرصه های دیگر زندگی سخن به میان می آورد. در مصاحبه ای كه در این باره با وی انجام شده است، تافلر دیدگاههای جدید خود را درباره تأثیر فناوری اطلاع رسانی و موضوع های متنوع دیگر ابراز می كند.

* آی پاد (ipod)، همانندسازی، استفاده از گوگل و غیره تمام این تغییرات مختلف نه فقط زندگی ما را دگرگون كرده است، بلكه به اعتقاد شما به نوعی نظام ثروت جدید تبدیل شده است. این نظام جدید تا چه اندازه با اقتصادی كه می شناسیم، فاصله دارد؟

- به دو شكل. اول، دانش محرك اصلی آفرینش ثروت است و دوم همجوشی شدید تولید و مصرف به انفجار اقتصاد غیرپولی خواهد انجامید. اقتصاد متعارف درباره كمبود است. اما دانش اساساً نامتناهی است. اگر در شالیزار برنج بكارید، من نمی توانم همزمان در همین شالیزار برنج بكارم. اگر از ابزاری ماشینی استفاده كنید، من نمی توانم همزمان از آن استفاده كنم. اما ما می توانیم از دانش یكسانی همزمان استفاده كنیم و این دانش نقصان نمی پذیرد. فرقی نمی كند چند نفر از ریاضیات استفاده كنند، این علم هیچ وقت تمام نمی شود. در واقع هر چقدر كه افراد بیشتری با هم از دانش استفاده كنند، دانش بیشتری می آفرینند.

دانش از هر محصول دیگری قابل حمل تر است. می توان آن را فشرده كرد و به شكل نماد و فرمول انتزاعی درآورد. معمولاً درز می كند و حفاظت از آن دشوار است. غیرخطی است و در نتیجه نكات كوچك گاه برون داد عظیمی دارد. مهمتر از همه، غیرمحسوس است. عوامل غیرمحسوس همواره با دارایی های محسوس گره می خورد. به قول هرنان دسوتو در كتاب «راز سرمایه» یك قطعه زمین به هیچ شكل محسوسی ملك محسوب نمی شود، مگر آنكه مالكیت آن با یك عنوان قانونی غیرمحسوس یا با هنجارهای اجتماعی غیرمحسوس كه متضمن مالكیت آن است، اعمال شود. این عناصر غیرمحسوس مانند پوست پرتقال است.

تولید «مغز بیرونی» - بانك های اطلاعات، اتصال، جستجوی كلمات، تدوین نقشه ژنتیك یا شبكه جهان گستروب - ظرفیت و قابلیت های ما را تقریباً در هر عرصه ای گسترش داده است.

دانش در اختیار بشر نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. هر آنچه را شخصی در طول عمر ۷۰ ساله به خاطر می آورد، می توان به صورت دیجیتال روی تراشه ای ۶ گیگابایتی ذخیره كرد. این در حالی است كه امروز كامپیوترهای با حجم ۴۰۰ گیگابایت داریم. در عین حال، حفاظت از بسیاری دارایی های غیرمحسوس مانند اعمال حقوق مالكیت فكری دشوارتر می شود.

* منظورتان از اقتصاد غیرپولی چیست؟ و چرا معتقدید به شدت گسترش خواهد یافت؟

- وقتی شغلی داریم و كار می كنیم، وقتی می خریم و می فروشیم، وقتی سرمایه گذاری می كنیم، وقتی از كارت اعتباری استفاده می كنیم، در چارچوب اقتصاد پولی كار می كنیم.اما این پایان فهرست كارهایی كه انجام می دهیم، نیست، بچه بزرگ می كنیم، از سالمندان نگهداری می كنیم، شیر آب خراب را تعمیر می كنیم،در نقاشی اتاق به دوستمان كمك می كنیم، آشپزی می كنیم، خانه مان را تمیز می كنیم، گل كاری می كنیم و گاه به افرادی پول می دهیم تا كاری برایمان انجام دهند. در این حالت در اقتصادی پولی هستیم و فعالیت هایی از این دست به اعتقاد اقتصاددانان در تولید ناخالص داخلی ایجاد ارزش می كند. اما اگر بخواهیم خودمان این كارها را انجام دهیم، یا اگر بی پولی ناچارمان كند این كارها را بكنیم، كوشش ما به تولید ناخالص داخلی نخواهد افزود و ارزشی به اقتصاد پولی اضافه نخواهد كرد.

اقتصاد غیرپولی به همان اندازه اقتصاد پولی ارزش ایجاد می كند. به نرم افزار منبع باز لینوكس و تأثیر عظیم آن در سراسر جهان فكر كنید. لانیس توروالدز اولین شخصی بود كه بدون دریافت پولی در اوقات فراغت این محصول را تولید كرد و پس از آن تعداد زیادی از برنامه نویسان جذب آن شدند و به گسترش و اصلاح آن پرداختند، بدون آنكه پولی دریافت كنند. این كار سبب شد بقیه تشویق شوند وقت خود را صرف تولید نرم افزارهای دیگر كنند. این فعالیت تولیدی - مصرفی در اقتصاد غیرپولی روش تولید محصولات نرم افزاری را در اقتصاد پولی متحول كرده است.

* فعالیت تولیدی _ مصرفی چیز جدیدی نیست. حالا وجه تازگی آن چیست؟

- نكته جدید آن است كه فناوری های جدید فعالیت ها را از اقتصاد پولی به اقتصاد غیرپولی انتقال می دهند. تعداد زیادی از شركت ها كارهایی را كه سابق برای كارمندانشان انجام می دادند، از مشتریان خود می خواهند. استفاده از دستگاه های خودپرداز بانكی با تمام قابلیت های آن باعث می شود تا تعدادی از كارمندان بانك بیكار شوند. این فعالیت تولیدی - مصرفی است. قبلاً نگاتیو عكس ها را به عكاسی ها می دادیم تا ظاهر كنند. امروزه این كار را به راحتی در خانه انجام می دهیم. خودمان میزان قند بدنمان را اندازه می گیریم. خودمان فیلم و موسیقی دیجیتال تولید می كنیم.

تمام اینها تازه آغاز ماجراست. در آینده شاهد انفجار كارهای بی مزد خواهیم بود. به زودی بیش از یك میلیارد نفر بالای ۶۰ سال خواهند داشت. آنان كارهایی را كه پزشكان برایشان انجام می دادند، خودشان انجام خواهند داد، مانند آزمایش ادرار و تشخیص بیماری ها. به این ترتیب ما در اقتصاد پولی فناوری می خریم و در اقتصاد غیرپولی به كار می بریم. این كار باعث ایجاد ارزش جدید در اقتصاد پولی می شود. به زودی تولید كامپیوتری یك كارخانه در هر خانه تاسیس خواهد كرد.

●سپردن كار به نیروی كار بیرونی و شغل دوم

* آیا انتقال كار از تولیدكننده به مصرف كننده، هزینه های جدیدی را بر مصرف كننده تحمیل خواهد كرد؟

- این بیرونی شدن كار را «شغل سوم» می خوانیم. شغل اول آنی است كه برای انجام آن از خانه بیرون می روید و هر ماه حقوق می گیرید. شغل دوم مراقبت از خودتان، بچه ها، والدین یا خانه است. شغل سوم كاری است كه تولیدكننده به مصرف كننده واگذار می كند.

چند سال پیش اگر می خواستم ببینم محموله ای كه به DHL یا fedex داده بودم، در چه مرحله ای است، به كارمندی در فرانكفورت یا توكیو یا ممفیس زنگ می زدم. امروز من كارمند خودم هستم پای میز كامپیوترم می نشینم، شماره ردیابی را وارد می كنم و خودم بسته را ردیابی می كنم. كاری را می كنم كه كارمند انجام می داد و در قبال آن حقوق می گرفت. وقتی از دستگاه خودپرداز استفاده می كنیم، همین اتفاق می افتد. این كاری است كه كارمند بانك انجام می داد.بنابراین در این اقتصاد، شغل سوم، كاری است كه برای این شركت ها می كنیم، اما در قبال آن حقوق نمی گیریم. روشن است كه این امر به فشار روحی روزانه ما می افزاید و یك دلیل آن است كه چرا همیشه به نظر می رسد اوقات فراغت ما دائماً كمتر می شود.

* و با انجام عملیات مالی در اینترنت، اطلاعات شخصی ارزشمندی را می دهیم كه قبلا شركت های بازاریابی با تحقیقات به دست می آوردند و بابت آن پول می دادند. هر بار كه در گوگل جستجو می كنیم، این كار ردیابی می شود و تبلیغ دهندگان محصولات خود را از این طریق با علایق شما وفق می دهند.

- همین طور است. این جنبه دیگری از شغل سوم است. در نظام مبتنی بر اطلاعات، همه چیز در معرض دید است. برخی طرفداران حقوق مصرف كنندگان خواهان دریافت پول در قبال خرید و استفاده از اطلاعات شخصی شان شده اند، اطلاعاتی كه پس از خرید در فروشگاه یا در اینترنت به جا می ماند.

●ستیز سرعت ها

* نظام مبتنی بر اطلاعات چگونه بر آنچه در كتابتان «بنیان های عمیق» آفرینش ثروت - مثل زمان _ می خوانید، تأثیر می گذارد؟

- به دو شكل، اول ما داریم زمان غیرشخصی و جمعی جامعه صنعتی را كه هر كس از ۹ صبح تا ۵ عصر كار می كند و همه در یك ساعت سر كار می روند و به خانه برمی گردند، پشت سر می گذاریم. این وقت متجانس است. حالا ما شاهد زمان شخصی و نامنظم هستیم. فناوری جدید هزینه تنوع را كه مونتاژ انبوه را مختل می كرد، كاهش می دهد. در نتیجه زمان كار و تفریح ما به صورت شخصی و متنوع درمی آید. وقت در قرن بیستم ۲۴ ساعته و هفت روزه است. دوم وقتی تغییرات در جامعه و فناوری تسریع می شود، بنابه تعریف و سرعت منسوخ شدن دانش بالا می رود. آنچه می دانیم، تقریباً به طور روزمره از بین می رود، یا به این علت كه سیاره ای جدید كشف می شود یا كروموزم مربوط به فشار خون را پیدا كرده ایم. این تسریع دانش جاری ما را یك شبه به آنچه اطلاعات منسوخ می خوانیم، تبدیل می كند. وقت و تباهی سریع دانش در جامعه اطلاعات مدار ارتباط عمیقی دارد.

در گذشته، حقایق و امور غیرواقعی تا قرن ها دوام می آوردند، اگر نگوییم چند هزاره، بدون آنكه به چالش كشیده شوند. اكنون بسیاری از تصمیم گیری های ما براساس حقایقی است كه می تواند فردا تغییر كند و یا شاید همین حالا منسوخ شده باشد.

* این متنوع سازی و تسریع وقت چه مشكلاتی ایجاد می كند؟

-یكی از مشكلات اصلی در جهان امروز حذف همزمانی است،ستیز سرعت ها بین نظام جمعی و كهنه و تنوع، انعطاف پذیری و تسریع نهادهایی كه مبتنی بر دانش هستند. آنها همزمان نیستند. یكی از بزرگترین ستیزها، ستیز با آموزش استاندارد است. این نوع آموزش در اصل برای تبدیل بچه های كشاورزان به كارگران صنعتی طراحی شد تا آنان با الزامات و ضرباهنگ جامعه جمعی سازگار شوند. آموزش از جمله كند ترین نهادها در تطبیق با نظام ثروت جدید است.

اگر شما پلیسی بودید كه كنار جاده ایستاده بودید و سرعت خودروهای عبوری را اندازه می گرفتید، در واقع سرعت ماشین كار و كسب را كه دائماً زیر فشارهای رقابتی به سرعت تغییر می كند، ۱۶۰ كیلومتر در ساعت اندازه می گرفتید؛ اما ماشین آموزش با سرعت ۱۶كیلومتر در ساعت حركت می كند. با این اندازه عدم همزمانی، نمی توان اقتصاد موفقی داشت.

نه فقط مقاومت آموزشی بلكه مخالفت سیاسی با این سرعت، انعطاف پذیری و تنوع وجود دارد. دانشجویان فرانسوی را ببینید كه علیه زندگی شغلی متزلزل براساس قانون كار جدید تظاهرات كردند.

آنچه امروزه در خیابان های پاریس می بینیم، «مناقشه موجی» است؛ مناقشه ناشی از تغییر جامعه دسته جمعی «موج دوم» به جامعه دانش محور «موج سوم» . نبردی است بین كسانی كه از نظام سابق سود می برند و كسانی كه از نظام جدید سود می برند.اما در اروپا، این پدیده تنها یك نشانه از مشكلی بزرگتر است. نظام متحول ثروت با تمركززدایی، انعطاف پذیری و تفویض اختیار به قدرت توزیعی و شبكه ای رابطه نزدیك دارد. رهبران اروپا می كوشند ابر كشوری درست كنند كه مقر آن در وزارتخانه های ناپیدای بروكسل است. اروپاییان نهادها و جوامعی دارند كه با سرعت اندكی حركت می كنند و به آن هم می بالند. بسیار خب، اما این وضع بهایی دارد. كشورهای بزرگ مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا دچار نزول شده و پشت سر آمریكایی ها و آسیایی ها قرار گرفته اند كه تحت فشار رقابت تجاری و با استفاده از فرصت های جدید اقتصاد مبتنی بر دانش، به سوی آینده خیز برداشته اند. كشورهای كوچك مانند فنلاند و ایرلند است كه با انقلاب جاری همزمانی دارند.

مترجم: وحیدرضا نعیمی

منبع: سایت digitalnpq


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.