جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

نگاهی به «ساراباند» آخرین اثر اینگمار برگمن


نگاهی به «ساراباند» آخرین اثر اینگمار برگمن

«ساراباند» محصول سال ۲۰۰۳ سوئد و ساخته اینگمار برگمن فیلمساز كهنه كار و كلاسیك سینما بیشتر یك فیلم تلویزیونی است تا یك كار سینمایی

«ساراباند» محصول سال ۲۰۰۳ سوئد و ساخته اینگمار برگمن فیلمساز كهنه كار و كلاسیك سینما بیشتر یك فیلم تلویزیونی است تا یك كار سینمایی. در حقیقت برگمن این فیلم را برای تلویزیون سوئد كارگردانی كرد. اما منتقدین و دوستداران این هنرمند قدیمی فیلم را- كه در جشنواره های مختلف بین المللی شركت كرد و دو جایزه بهترین فیلم اروپایی سال در مراسم جوایز سزار و جایزه ویژه منتقدین فیلم آرژانتین را گرفت- تبدیل به یك اثر سینمایی كردند. فیلم كه فیلمنامه اش را نیز خود برگمن نوشته، این هفته در سینماهای انگلستان به روی پرده می رود و قرار است به زودی در دیگر كشورهای جهان هم به نمایش عمومی درآید.

در این فیلم درام، لیواولمن و اورلاند یوزفسون دو بازیگر قدیمی و همیشگی فیلمهای برگمن، نقش های اصلی را بازی می كنند. این دو حدود سی سال قبل در فیلم «صحنه هایی از یك زندگی زناشویی» با یكدیگر همبازی شدند و قصه «ساراباند» به نوعی دنباله ماجراهای این فیلم است كه تا به زمان حال هم كشیده شده است. ماریان (با بازی اولمن) حدود سی سال است كه از همسرش یوهان (با بازی یوزفسون) جدا شده است. او تصمیم می گیرد دیدار تازه ای با همسر سابق در منزل تابستانی اش داشته باشد. وی زمانی یوهان را ملاقات می كند كه او در میانه یك درام خانوادگی قرار دارد. بخش مهم این درام متعلق به پسر یوهان از ازدواج مجددش و نوه اش است.مكان دیدار خانه ای قدیمی در غرب منطقه دالارنا و زمان دیدار یك روز زیبای اول پاییزی است. ماریان بر روی صندلی قدیمی اش نشسته و در همان حال خوابش برده است. در كلبه بجز یوهان، هنریك پسر او هم حضور دارد. كارین دختر هنریك هم همراه اوست. هنریك به دختر درس ویولن سل می دهد و از حالا شغل و حرفه آینده وی را تعیین كرده است. رابطه پدر و پسر (یوهان و هنریك) به شدت پیچیده و عصبی گونه است. اما هر دوی آنها به یك اندازه كارین را دوست دارند و از او حمایت می كنند. این دو هنوز هم عزادار آنا (همسر هنریك كه او را بسیار دوست داشت) هستند و این در حالی است كه حدود دو سال از مرگ وی می گذرد. با وجود مرگ آنا، چنین به نظر می رسد كه او هنوز در بین جمع زندگان حضور دارد و حضور قاطع او را می توان در نوع رفتارها و برخوردهای یوهان و هنریك دید.ماریان به زودی متوجه این نكته می شود كه اوضاع و مسائل آن گونه كه در ظاهر به نظر می رسند نیست و نكته پنهانی در این رابطه وجود دارد. وی نمی داند در میانه درگیری یوهان و هنریك باید در كجای كار قرار گیرد. در جنگ قدرت پیچیده و غیرقابل پیش بینی كه بین پدر و پسر جریان دارد، ماریان چه كاری می تواند انجام دهد؟ و خاطرات سی سال قبل او در كجای این ماجرا جای می گیرد؟

فیلم هنگام تولید با نام «آنا» شناخته می شد و برگمن مایل بود فیلم را با همین نام نمایش بدهد. برگمن در مصاحبه ای با تلویزیون سوئد گفت: این فیلم آخرین اثر سینمایی اش خواهد بود. این در حالی است كه وی اوایل دهه هشتاد و بعد از ساخت «فانی و الكساندر» (كه نوعی شرح حال بود) رسماً با فیلمسازی خداحافظی كرد و گفت: بعد از آن فقط به فعالیتهای تئاتری می پردازد. منتقدین سینمایی هم «فانی و الكساندر» را غزل خداحافظی برگمن لقب دادند. اما اصرار مسئولین تلویزیونی و اشتیاق خود فیلمساز برای بازگویی قصه ناتمام زوج جوان «صحنه هایی از یك زندگی زناشویی» باعث شد تا وی برای كارگردانی این فیلم دوباره پشت دوربین فیلمبرداری قرار گیرد.نسخه سوئدی فیلم۱۲۰ دقیقه است كه هنگام نمایش در خارج سیزده دقیقه كوتاه تر شد. «ساراباند» هم مثل آثار قبلی سازنده اش مكاشفه ای پردرد و رنج در روح آدمی است و حامل یك بار فلسفی عمیق است. شاید به همین دلیل است كه خود برگمن یك بار در مصاحبه ای گفت این روزها از تماشای فیلم های قدیمی خود احساس ناراحتی و بدبختی می كند.

«ساراباند» سال ۲۰۰۳ از سوی مدیران جشنواره های بین المللی كن و ونیز به بخش مسابقه این دو رویداد بزرگ هنری دعوت شد. اما فیلم برای هیچ یك از این دو جشنواره فرستاده نشد، زیرا برگمن سرگرم تدوین نسخه ای از آن برای نمایش در سینماها بود و نمی خواست نسخه تدوین شده تلویزیونی را در این جشنواره ها نمایش دهد. نام فیلم الهام گرفته از یكی از قطعات هنری باخ است و به نوعی بیان كننده یك رقص دونفره است. خود فیلم و حال و هوای آن هم سعی كرده به این قطعه از موسیقی باخ وفادار مانده و به نوعی آهنگین و موزون باشد. بحث های دو نفره زوج قدیمی در فیلم می تواند به گونه ای یادآور یك رقص باشد. در عین حال فیلم به شدت یك كار اتوبیوگرافی به نظر می رسد. كاراكتر آنا (و تصویر او) دقیقاً همان اینگرید فون روزن همسر اینگمار برگمن است كه از بیماری سرطان مرد. اینگرید برگمن (كه نباید او را با بازیگر بزرگ سوئدی به همین نام اشتباه گرفت) در بین همسران فیلمساز لقب محبوب ترین و عزیز ترین همسر را داشت.برخی از منتقدین سینمایی می گویند فاصله گیری برگمن از مد و سبك قدیمی فیلمسازی اش، می تواند توجه عموم را به خود جلب كند. او در «ساراباند» در كنار سبك همیشگی خود، این تلاش را نیز دارد كه امروزی باشد و با شرایط حال و معاصر همراهی كند. كار جدید استاد- كه یكی از آخرین غول های بزرگ و زنده صنعت سینماست- هنوز هم همان تاریكی آثار قدیمی وی را دنبال می كند. آخرین باری كه تماشاگران سینما سی سال قبل ماریان و یوهان را ملاقات كردند، آنها در آستانه جدایی بودند. در آغاز «ساراباند» متوجه می شویم كه این دو از هم جدا شده اند و در طول این سالها هیچ تماس و گفت وگویی با هم نداشته اند. برای همین تصمیم ماریان برای دیدار تازه با یوهان كمی باعث تعجب است. در اولین ملاقات با یوهان احساس می كنیم او خیلی پیرتر از سن واقعی اش به نظر می رسد و زمانه با او همراه نبوده است. اما این موضوع در مورد ماریان صدق نمی كند. با حضور و معرفی هنریك، اوضاع پیچیده می شود و تماشاچی تازه متوجه این نكته می شود كه قرار است چیزی بیشتر از آنچه كه تصور می كرده ببیند و باید با تجربه تازه ای همراه شود.

ترجمه: كیكاوس زیاری