پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
رستاخیز صلیب کشیدن مسیح در نینوا

وقتی از عاشورا و حماسه حسینی در سینمای ایران دنبال رد و نشانی میگردیم،جز چند نام پراکنده چیزی به ذهن نمیآید که از آن میان نیز شاید فقط یکی بیش از باقی آثار ارزش موضوعی و ساختاری دارد و نمونههای دیگر به سختی در خاطر کسی،بخصوص مخاطب عام مانده است.هرگاه میگوییم کربلا در سینما،هر سینمارو عام و خاصی بیدرنگ نام یک فیلم را به زبان میآورد:«روز واقعه» فیلمی که به طور شایسته و جامع و کامل در آن به موضوع قیام کربلا پرداخته. شهرام اسدی در مقام کارگردان،اثری در خور،کوبنده و موثر به لحاظ روایت و تصویرگری هنری خلق کرده.گرچه نباید تاثیر و ارزشهای متن بینظیر بهرام بیضایی را در پرداخت دراماتیک قصه فیلم از یاد برد. غیر از این، اگر تماشاگر حرفهای و جدی سینما و به طور مشخص چنین فیلمهایی باشیم، فقط یک فیلم دیگر را با عنوان «سفیر»(فریبرز صالح- ۱۳۶۰) در ارتباط با این موضوع خواهیم شناخت. فیلمی خوشساخت اما فراموششده و به بایگانیرفته و اینروزها که «احمدرضا درویش» واپسین ساخته سینماییاش را با نام «روز رستاخیز» برای نمایش عمومی آماده میکند،سهگانه عاشورایی سینمای ایران کامل میشود تا تمام آنچه از حقی که این کشور اسلامی و شیعهمذهب در پرداخت به زندگی سیدالشهدا زنده کرده، همین فیلمهای کمتر از انگشتان یک دست باشند.این در حالی است که در سایر هنرهای بصری اعم از تئاتر و تلویزیون و حتی هنرهای تجسمی نظیر نقاشی،عکاسی،پوستر و مجسمهسازی فعالیتهای بیشتر و جدیتری صورت گرفته.«اپرای عروسکی عاشورا» و انبوهی از تعزیههای صحنهای و میدانی و دو سریال ماندگار «شب دهم»(حسن فتحی) و بیشتر از آن «مختارنامه»(داوود میرباقری) در این زمینه قابلذکرند.
به نظر میرسد چنین دستاورد نهچندان مطلوبی در سینمای دینی و آیینی ما، نباید خیلی هم دور از انتظار باشد. بدیهی است که نبود متولیان فرهنگی مشخص و مسئول برای ایجاد زمینه لازم و فرهنگسازی برای گسترش و حرکت جمعی هنرمندان و فیلمسازان در این وادی،از مهمترین دلایلی است که به خلأ وجودی و ضروری چنین سینمایی در کشور دامن زده است.غالب فیلمهایی که در سینمای ما برچسب عاشورا خوردهاند،آثاری بیربط،ضعیف،نامطمئن بودهاند و اگر در گوشه و کناری گاهی محصول به نسبت خوب و مهمی تولید شده،آنقدر کمرنگ و در سکوت خبری بوده که نه کسی آن را دیده و نه جایی تصویری یا اطلاعاتی از آن ثبت شده. نمونه خوب و نامبردنی چنین فیلمهایی، مستند کوتاه «تعزیه» ساخته «ناصر تقوایی» است که میتوان آن را بیاغراق و بیتعارف از بهترین ساختههای مرتبط با عاشورا دانست.
فیلمی پر از لحظههای ناب، مقتلخوانیهای ناشنیده و جذاب،رنگهای چشمنواز و نادیده برای تفکیک و تصویر انبیا و اشقیا و فیلمبرداری و قاببندیهای خاص سینمای تقوایی اما به واقع چند درصد از مردم این سرزمین یا حتی علاقهمندان سینهچاک سینما این فیلم مهم را دیدهاند؟اصلا مگر هرگز فرصتی یا اکرانی برای نمایش مستند «تعزیه» تقوایی فراهم بوده که مخاطبی به تماشای آن بنشیند؟!جز تکوتوک نمایشهای نیمهخصوصی در سالنهای گمنام و کمظرفیت، این فیلم هرگز در حد و اندازه ارزشهای واقعیاش پخش و دیده نشده است.غیر از همه اینها که نام بردیم،میماند مشتی فیلمهای اجتماعی و جنگی در ژانرهایی دور از سینمای دینی که در آنها یا سایهای کمرمق و در حاشیه از اعتقاد به کربلا و امامحسین(ع) گنجانده شده یا فیلمساز تنها در سکانسی به استفاده ابزاری و به شدت شعارزده از نام عاشوراییان اکتفا کرده و گذشته و تمام. شاید مروری کوتاه و اجمالی بر فیلمهایی که در آنها اشارتی به عاشورا و کربلا شده، ما را به پاسخی از چرایی نبود چنین فیلمهایی یا کمرنگی آن در سینما برساند.
دوربین سینما در صحرای کربلا
این دسته از فیلمها خود به دو بخش کلی تقسیمبندی میشوند:
اول: فیلمهایی که ارتباطی مستقیم در خصوص مسئله تاریخی کربلا در زمان وقوع آن دارند، از جمله همان سهگانه مذکور و جز آنها دیگر فیلمی در این مورد و مقارن با رویداد کربلا ساخته نشده. به نظر میرسد اولین و مهمترین مشکل در راستای تولیدات فیلمهای عاشورایی با محوریت زمان و مکان قیام عاشورا،جای خالی منابع دقیق و مستنداتی برای تحقیق است که فیلمسازان را برای گامنهادن به این وادی دلسرد میکند. نوشتن فیلمنامهای که با حوادث آن دوره همخوانی کامل یا دستکم نزدیک به حقیقت باشد، همت و پروسهای عظیم را میطلبد که به ظاهر نه در حوصله کسی برای پرداختن به آن است و نه مدیران و متولیان فرهنگی آنقدر دغدغه پیشتولید و ساخت چنین آثاری را در سر دارند. ضمن اینکه تجربه ثابت کرده تماشاگران سینمای ایران علاقه زیادی به دیدن فیلمهای تاریخی و مذهبی در سالنهای سینما ندارند و بیشتر ترجیح میدهند چنین آثاری را در خانه، همراه با خانواده و اقوام و در قالب سریالهای بلند شبانه دنبال کنند که این نوع پخش فیلمهای دینی و مناسبتی همیشه با اقبال و موفقیت بیشتر و بیبرو برگردی مواجه بوده است.گرچه نباید فراموش کرد اگر فیلمسازانی برای ساخت نسخههای سینمایی از این داستان جهانی علاقه نشان دهند و پیشقدم شوند، خوشبختانه آثار داستانی بسیاری برای اقتباس ادبی در اختیار است که البته اقتباس ادبی خود نیز ماجرای مفصلتری دارد و هنوز در سینمای ما با محدودیت و ترس و واهمههایی مواجه است که پرداختن به آن فرصت مفصلتری میطلبد.
بنابراین محض افزایش تولیدات عاشورایی در سینما، نخست باید زمینهای برای ترغیب فیلمنامهنویسان به نوشتن سناریوهای مناسب و درست و همینطور کارگردانان به ساخت آنها فراهم کرد. در کشوری که هر ساله دهه محرم و عزاداریهای آن را با بیشترین شور و ارادت برگزار میکنند، تولید فقط سه فیلم سینمایی بلند در ۳۳ سال انقلاب اسلامی کارنامه درخشان و ارزندهای نیست! گرچه جای خوشبختی است همین سه اثر با وسواسهای بسیاری که در ساختشان لحاظ شده، از کیفیتهای مطلوبی در ساختار و محتوا برخوردارند.«سفیر» با پیگیریهای شهید کلاهدوز که علاقهای هم به سینما و کارهای فرهنگی داشت، ساخته شد و در زمان تولید مخالفان بسیاری هم داشت، افرادی که گمان میکردند ساخت فیلمی درباره امام حسین(ع)، موجب خدشهدارشدن شخصیتهای اسلامی و معصومان(ع) میشود و نهتنها چنین نشد که راه بنبست فیلم و سریالهای دینی باز شد و همان مخالفان به اهمیت سینما در پرداخت به موضوعات دینی پی بردند.
شهرام اسدی «روز واقعه» را بر مبنای فیلمنامه بیضایی ساخت و توانست نکتههای ارزشمند و تاریخی متن استاد را به شایستگی در قاب سینما ثبت کند؛ فیلمی که دیالوگهای بینظیر بیضایی را به اندازه تصاویر کمنظیر اسدی برای همیشه در ذهن تماشاگران ثبت کرد و سر زبانها انداخت:«کجاست یاریکنندهای که مرا یاری کند؟» و سرانجام «روز رستاخیز»،پروژهای عظیم و دشوار، با حضور بازیگران کارکشتهای مانند حسن پورشیرازی،فرهاد قائمیان،بابک حمیدیان،انوشیروان ارجمند و مهتاب کرامتی و هنرپیشههایی از سوریه،عراق،کویت و انگلیس.باید منتظر ماند و حاصل کار درویش را دید. هرچند با توجه به سابقه پرافتخار وی،نباید انتظار فیلم ضعیفی را داشت.
دوم: فیلمهایی که به پیامدهای عاشورا و تاثیراتش در دوران معاصر میپردازند. در این قسمت میتوان مثالهای بیشتر آورد.از «نینوا»ی زندهاد رسول ملاقلیپور،«دخیل» داریوش یاری و «بالهای سپید» ناصر و مهدی هاشمی گرفته تا «اسب» ساخته بابک احمدیاملش، «راه طیشده» کار عباس رافعی و «پرستار شب» اثر محمدعلی نجفی. در همه این فیلمها،معجزه و تعامل آدمها یا خط اصلی قصه با عاشورا به شکلی نمادین و در حاشیه قرار دارند. تعبیر درست آن برای درک بهتر قضیه، مجموعه تلویزیونی «شب دهم» فتحی است که سوگواری و تعزیهخوانی در عزای امامحسین(ع) و رسیدن به عشق و ارادت امام،مهمترین شاخصه اثر است.
در فیلمهای نامبرده نیز همین کارآیی لحاظ شده. «اسب» ماجرای قربانیشدن اسبی است که پیش از این در مراسم تعزیه استفاده میشده و اینک به دلیل پیرشدن باید کشته شود. «پرستار» شب تقابل ادیان در آشنایی رزمندهای زخمی و پرستاری مسیحی را باز میگوید که در این میان، پرستار، رزمنده را در کابوسهایش بسان معصومین کربلا و با چهرهای نورانی میبیند. در چنین فیلمهایی که به دلیل کیفیت نازل در ساخت و داستانسرایی کمتر مجال نمایش عمومی مییابند و در نهایت به شکل تلهفیلم ضبط و از تلویزیون پخش میشوند و یا سر از شبکه خانگی درمیآورند، قصههای ضعیف و نبود گرههای دراماتیک داستانی، انتخاب بازیگران نه چندان شناختهشده وغیرحرفهای و نداشتن جذابیت بصری و فنی،اصلیترین منابع آسیبرسان به محصول نهایی هستند. سازندگان فیلمهایی از این قبیل، همیشه از کلیشههای ثابت و فضاسازیهای تکراری بهره میبرند. فیلمبرداری در روستاها و آیینهای بومی عزاداری محرم و بیخبری یا تصورات(بخوانید توهمات) غلط از شیوههای اجرایی چنین مراسمی میان اقوام ایرانی،سبب میشوند فیلمها مضحک و بیخاصیت از کار درآیند و نتیجه معکوس داشته باشند.
پلانی از کربلا در سرزمین سینما
با این همه، عاشورا، واقعه کربلا و دهه محرم گاهی فقط بهانهای کوچک در گوشهای از فیلمی سینمایی هستند تا به مدد آن تراژدی سرنوشت قهرمان و درام قصه را متاثر یا مترادف با حماسه حسینی تلقی کنند. تعداد فیلمهایی که با این ویژگی میتوان در سینما برشمرد،حتی از فیلمهایی که غیرمستقیم به عاشورا پرداختهاند، بیشتر است و اتفاقاً بینشان میتوان فیلمهای خوب و مهمی هم پیدا کرد. مسئله اینجاست که این فیلمها کمترین خط و ربطی به موضوع عاشورا ندارند، در واقع مسئله کربلا دستاویزی برای تاثیر احساسی شخصیت اول فیلم در لحظههای ناکامی و نیاز یا گشایش و پرواز است.گاهی نیز حتی از همین رابطه کوچک هم خبری نیست و فیلم فقط در کربلا ضبط شده یا پلان کوتاهی در آن با توسل کاراکتر به امام حسین(ع) یا یکی از نوادگانش خاتمه یافته است. برای نمونه میتوان اشاره کرد به فیلم نسبتا قابلقبول «عصر روز دهم» ساخته مجتبی راعی که طی آن ماجرای دختری مدرن، یکسره در سرزمین کربلای امروز روایت میشود یا یکی از درخشانترین فیلمهای تایخ سینمای ایران «هامون»،سکانس بااهمیت و موثری از عزاداری برای سیدالشهدا را در خود جای داده؛صحنهای که باعث آشنایی هامون با علی عابدینی میشود. «سلطان» مسعود کیمیایی، «مصائب دوشیزه» مسعود اطیابی، «به خاطر هانیه» کیومرث پوراحمد، فیلمهای «پرواز در شب»،«پناهنده» و «افق» هر سه به کارگردانی «ملاقلیپور» دیگر فیلمهایی هستند که در آنها صحنه یا ارتباطی کنایی با عاشورا میتوانید پیدا کنید.سکانس پایانی فیلم بیارزش و ضعیف «دلشکسته»(علی رویینتن) نیز با مراسم سینهزنی دهه محرم بسته میشود.در چنین فیلمهایی نشانهگذاریهای فرهنگ عاشورایی گاه به شکلی گُلدرشت و ناملموس و در مواردی کارآمد، دوپهلو و نامحسوس به تصویر کشیده شده است.استفاده از فرهنگ عاشورایی در این آثار،در نهایت از دیالوگی کنایی به عاشورا، قاببندی شمایل حضرت علیاکبر و عباس(علیهالسلام) یا نوحه و تعزیهخوانی و سینهزنی برای سالار شهیدان فراتر نمیرود.در فیلمهای جنگی و دفاع مقدس به دلیل شاخصههای بارز زمان و مکان از عبارتهایی نظیر «یاحسین» و «کربلا کربلا...» برای رمزهای عملیات و شوخی و دلگرمیهای معنوی میان رزمندگان به وفور استفاده شده است. انگیزه فتح کربلا و بستن پیشانیبندهایی با شعارهای عاشورایی متداول یا حس و حال روحی رزمندگان اسلام این زمینه را فراهم میکرد تا فیلمسازان، شخصیت آثارشان را در مقایسه با معصومین(ع) به درجه شهادت برسانند یا اسیر رنج تشنگی و مرور مظلومیت شهدای کربلا کنند.«پرواز در شب» بهترین الگوی چنین فیلمهایی است. با این وجود فیلمهایی از این دست هرگز در رده فیلمهای عاشورایی قرار نمیگیرند.
آنچه در انتها ناگفته میماند اینکه سبد اکرانهای مناسبتی سینما که چند سالی است باب شده، خالی از فیلمهایی با این رویکرد هستند و باید هرچه سریعتر برای بهبود اوضاع نابسامان سینمای آیینی و عاشورایی چارهای اندیشید. جالب آنکه امسال بناست در این ایام فیلمهای مستند کوتاه با محوریت عاشورا و محرم در سینما آزادی به نمایش درآید که البته حرکت بسیار خوبی است بهشرط آنکه استقبال در خور از آنها شود. از سویی نمایش فیلمهای بیکیفیت و تاریخگذشته دینی و تاریخی در این روزها نمیتوانند جایگزین مناسبی برای پوشاندن آن خلأ و ضرورت فرهنگی باشند و اگر بر فرض محال هم اینگونه باشد، مگر چقدر قدرت جذب مخاطب دارند؟اکران نامناسب و بیرونق فیلم «یوسف پیامبر» در ماه رمضان امسال را به خاطر بیاورید که چطور با سالنهای خالی و فروشی کمتر از آنچه انتظار میرفت، مواجه شد!
امروز آفتاب گرم فیلمهای عاشورایی به سرعت رو به خاموشی گذارده و سایهای سهمگین سینمای دینی ما را فرا گرفته.شاید وقت آن است که تمهیدی برای نجات این ژانر مهم تدبیر کرد تا پیش از به صلیب کشیدهشدن مسیح در نینوا و به زنجیردرآمدن حقیقت، هوایی تازه به این گونه سینمایی بدمند و آن را حیاتی مجدد ببخشند.گرچه تا پیش از این هم سینمای ما فیلمهای زیاد و مهمی در رابطه با عاشورا نداشته و کماکان «سفیر» و با اختلاف بسیاری از آن،«روز واقعه» هنوز مهمترین فیلمهای این حوزهاند. مگر آنکه درویش با «روز رستاخیز» آغازی دیگر بر این سینما بگشاید.
احمدرضا حجارزاده
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست