دوشنبه, ۴ مهر, ۱۴۰۱ / 26 September, 2022
مجله ویستا

زیدان, «آشیل» عصر مدرن


زیدان, «آشیل» عصر مدرن

همانی ها كه عادت داشتند «زیدان بزرگ و اصیل» را تحقیر كنند, حالا از او با تحسین سخن می رانند او از پایین ترین سطح و زندگی در مناطق ویژه مهاجران در بندر مارسی برخاست و به اوج شهرت و اعتبار رسید و بسیار بعید است كه ماجرایی مثل برلین آشیل زمان ما را از حركت بی وقفه در این دوران ناآرام بازدارد و پاشنه پای او قاتلش شود

● نگاه جامعه شناسانه به یك واقعه تكان دهنده ورزشی

داستان زیبای زین الدین زیدان در عرض فقط چند ثانیه فرو ریخت، اما آنچه پس از آن روی داد، یك به پاخیزی انسانی تر، جالب تر و گسترده تر بوده و تصویری كامل تر و بهتر از وی عرضه گشته است.

وقتی او قصد كرد جواب دشنام های رقیب (ماركو ماتراتزی از ایتالیا) را بدهد، با سر توی سینه او كوبید و این واقعه تكان دهنده در دیدار فینال جام جهانی فوتبال هجدهم چنان سروصدایی به پا كرد كه با مهمترین وقایع سیاسی دنیا بر سر تبدیل شدن به تیتر و واقعه اول مطبوعات به رقابت برخاست و چیزی هم از آنها كمتر نداشت. ماجرا به همین جا ختم نشد و در اندك زمانی نه فقط دوستداران ورزش بلكه حتی فلاسفه و جامعه شناسان شروع به بحث و اظهارنظر پیرامون آن كردند.

این مسائل باعث شد زیزو كه پیش از آن هم یك ستاره بود، به درجات یك قهرمان تازه ارتقا یابد و چهره ای نادر از وی ترسیم شود كه ارتباطی با خشونت حركت وی بر روی ماتراتزی نداشت. ما قهرمانی را پیش رو داشتیم كه شاید خدشه پذیر نشان می داد اما بر صحت كارش اصرار می ورزید و پشیمانی ای نداشت. اگر در گذشته چنان حركتی می توانست خشونت صرف باشد، اقدام زیزو در رویارویی با ماتراتزی فقط نوعی حركت ضروری برای حفظ ارزش های اجتماعی و اخلاقی تلقی می شد و خیلی ها او را بابت آن تشویق كردند.

همان هایی كه معتقدند او «مرد»تر و «شریف »تر از آن است كه حتی فتح جام جهانی را مهمتر از حفظ جایگاه انسانی و اجتماعی آدم ها بشمرد. حركت زیدان ۳۴ ساله در نگاه نخست، به مثابه بروز خشونت ستاره های روز ورزش و رجعت به گذشته بود. از آن دست حركات كه هر هفته در لیگ هاكی روی یخ آمریكا (NHL) می بینیم، اما در عمل میلیون ها تن را در سراسر جهان جذب خویش ساخت زیرا از یك وجود و مایه و خمیره انسانی قوی نشأت می گرفت و در نتیجه توانست توجه میلیون ها انسان را در سطح كره خاكی برانگیزد و مهر تایید - ولو غیررسمی - آنها را بر خود حك كند و خود تبدیل به یك پدیده شود.

پس از سه روز سكوت، زیزو به یك شبكه تلویزیونی فرانسه گفت: «هر چه باشد، من یك انسانم و از انسان هر كاری ممكن است سر بزند، اما كاری كه من كردم، نه یك خطا بلكه یك كار ضروری و در راه حفظ شرف خانوادگی ام بود.» آن واقعه در مسابقه ای روی داد كه از قبل قرار بود آخرین بازی زیزو قبل از آویختن كفش هایش باشد و به ۱۸ سال حضور او در صحنه های فوتبال كه ۱۱ ، ۱۲ سال آخر آن بسیار چشمگیر بود، پایان بخشید. در نگاه اول بیننده ها به صحنه مسابقه، چیزی به چشم نمی خورد، اما در دقیقه ۱۱۰ (وقت اضافی) اتفاق خاصی طی مسابقه فینال بین دو تیم فرانسه و ایتالیا روی داده بود. زیزو نتوانسته بود توهین ماتراتزی را بی جواب بگذارد و ضربه سر او مدافع ایتالیایی را نقش بر زمین كرده بود. این را فقط پخش مجدد و آهسته صحنه ها از تلویزیون به بیننده ها می گفت.

پس از آن دنیا سرشار از تایید و یا رد آن واقعه شد. همه می پرسیدند چه چیزی باعث شده است «زیدان معمولاً آرام و محكم» بلرزد و دست به آن كار بزند؟ حتی به جرات می توان گفت كه آن رویداد در مرتبه ای بالاتر از نتیجه مسابقه قرار گرفته و مهمتر از آن تلقی شده بود و همه می خواستند از دلایل و ریشه های آن سردر بیاورند. برخی می گفتند این واقعه فینال بزرگترین فستیوال فوتبال دنیا را خراب كرده است ولی بعضی ها ریشه ای تر به ماجرا می نگریستند و با ارجاع دادن سایرین به پیشینه كم خطای زیدان از آنها می خواستند ابتدا درباره اقدام زیزو به تحقیق بپردازند و سپس صدور حكم كنند.

● كدام دلیل؟

به سرعت سروكله روانشناسان و جامعه شناسان در برنامه های رادیویی و تلویزیونی فرانسه و چند كشور دیگر پیدا شد و شروع به بحث درباره حركت زیدان و بنیادها و دلایل آن كردند. این چه بود؟ حركتی برخاسته از ناكامی های احتمالی دوران كودكی، ترس از شكست، پرهیز از یك پیروزی بزرگ، توقف در یك قدمی آن و یا...؟

فردای آن روز «برنار آنری لوی» فیلسوف فرانسوی در یكی از مطبوعات فرانسه در باره حركت خودكشی وار یك ستاره بزرگ نوشت و او را «آشیل عصر مدرن» نامید و گفت تنها تفاوت دو قهرمان این است كه آشیل بر طبق افسانه های موجود مچ و پاشنه پای ضعیفی داشت و فقط از آن نقطه تسلیم می شد، اما زیدان آشیلی است كه نقطه ضعفش به واقع فقط نوعی پاسخگویی به گستاخی حریف بوده و به جای از پای درآوردن او، وی را به مراتب و درجاتی بالاتر رهنمون شده و از او چهره ای ماندگارتر ساخته است.

فقط لوی نبود كه نوعی مراتب انسانی بالا را در حركت زیدان می دید و بسیاری از دانشمندان و مطلعان دیگر نیز همین احساس را داشتند. از دید برخی ادیبان و فلاسفه حركت زیدان خشم درونی او در قبال بار وحشتناك انتظارها و توقعاتی بوده كه همیشه از وی می رفته است و شانه های او را دردمند كرده بود.

بعضی می پرسیدند بازیكن بدكردار و صاحب سوابق سوء مثل ماركو ماتراتزی چطور به خود جرات داده كه به سمت انسان بلندمرتبه ای چون زیدان برود و به او توهین كند. كار او تلاش مذبوحانه یك ورزشكار نازل برای ایجاد اخلال در زندگی یك نابغه توصیف شده بود. لوك دمپسی نویسنده روزنامه نیوریپابلیك در مقاله ای تحت عنوان «ضربه سر فوق العاده ارزشمند زیدان» نوشت: «حرف های ماتراتزی، سراسر بی ارزش و بی ریشه وصحبت های زیدان گرم و پرارزش و غنی بود. او انسانی است كه اگر بخواهد آهنگ بسراید، با زبان دبوسی این كار را می كند، چنانچه عزم كند قصه بگوید با زبان ویكتور هوگوی بزرگ این كار را می كند و اگر بخواهد آواز بخواند ادیت پیاف می شود و اگر صحبت فوتبال پیش بیاید، تمام دنیا می خواهد مثل زیدان حرف بزند و آشغال های افتاده بر زمینی چون ماتراتزی را به معدوم خانه تاریخ بفرستد.

ماجرا حتی شكلی سخیف هم یافت و سودجویان شروع به ساختن بازی های ویدئویی و كلیپ های كوتاه كارتونی و عروسكی از روی آن كردند، اما حتی این واقعه نیز خبر از اثر عمیقی می داد كه واقعه مذكور بر روی زندگی مردم در سراسر جهان گذاشته و هر كس از هر قماش را به تعمق و عكس العمل واداشته است.

حتی وقتی زیزو در یك مصاحبه تلویزیونی ظاهر شد، یك كاپشن نظامی وار سبزرنگ را بر روی شانه اش انداخته بود اما حتی اگر او نمی آمد و در این مصاحبه شركت نمی كرد و حرف هایی در دفاع از خود نمی زد اكثر جهانیان قضیه را برای خود توجیه كرده و دلایل لازم را برای برائت زیدان فراهم آورده بودند و از نظر آنها مسئله حل شده بود. با این حال زیزو در برنامه تلویزیونی مورد بحث گفت : «از تمامی مردم و به ویژه كودكان و نوجوانان به خاطر حركتی كه كردم عذر می خواهم. با این حال هیچ پشیمانی ای ندارم و باید این حركت را می كردم زیرا ماتراتزی به مادر و خواهرم توهین كرده و این كار را بسیار تند و شدید صورت داده بود و برای من چاره ای جز پاسخگویی سریع و صریح و شدید وجود نداشت.»

● حركت منطقی

بسیاری از مطبوعات جهان قبل از صحبت های زیدان نیز با بررسی موضوع و حتی با لب خوانی ماتراتزی در لحظات برخورد و توهین سر از قضیه در آورده و چنان مسئله ای را مطرح كرده و از دلایل كار زیدان سخن به میان آورده و آن را منطقی خوانده بودند. سپس فیفا وارد عمل شد و از هر دو بازیكن توضیح خواست و ابتدا ماتراتزی را فرا خواند معدودی هم این دفاعیه را نپذیرفتند و گفتند كه نوعی خشم مفرط و میل به تلافی شدید كه دور از عادت های یك ورزشكار است در حركت زیدان دیده می شود و تندروی او قابل پذیرش نبوده است. با این حال اكثریت چشمگیر با كسانی بوده است كه می گویند زیدان در لحظه تقابل با بازیكن كج كردار ایتالیایی، چاره ای جز آنچه دیدیم، نداشته و باید فارغ از هر ملاحظه ای جواب می داد و صرفاً نیز همین كار را كرده است.

میك هیوم از روزنامه تایمز لندن كوشید جنبه ای عمومی تر به قضیه ببخشد. «این واقعه نشان می دهد حركات غریزی و لحظه ای و فشارها و بار توقعات از ورزشكاران بزرگ طی دوران مدرن چقدر زیاد شده و تا چه حد غیرقابل تحمل است. به واقع اكثر فوتبالیست های كنونی حركات غیرقابل پذیرشی دارند و این چیزی است كه كل فوتبال را مخدوش ساخته است. هفته ای نیست كه مشكلات برخاسته از حركات تند اجتماعی ورزشكاران معروف را در صحنه مسابقات شاهد نباشیم، حتی اگر این بار اقدام زیدان دلایل و توجیه های لازم را هم داشته باشد.»

طرفداران زیدان و بسیاری از جامعه شناسان كوشیده اند در ورای حركت تند او و در زمانی كه وی قصد جوابگویی به یك بازیكن بداخلاق را داشته، بسیاری از معضلات اجتماعی زمان را بیابند و معنا و توجیه و تفسیر كنند و در قالب جملات و حرف های آنان هرگونه عبارت جامعه شناسانه و بررسی و تحلیل و رویكرد اجتماعی را می توانید بیابید.

حتی «هیوم» نیز در قالب نقد كلی اش از این مسئله غافل نمانده است. «شما نمی توانید در برخی حركات و اقدامات هر مهاجر مشهور شرق به غرب نشانه ای از عصیان او را نسبت به ظلمی نیابید كه پیوسته بر او و نسل وی رفته است. این به واقع پاسخ سال ها نگرش سطحی و منفی غربی ها به شرقی ها در جوامع كنونی و تخریب شخصیت و كوچك شمردن آنها است.» در مارسی بندری كه زیزو ۳۴سال پیش از پدر و مادری الجزایری و مهاجر چشم به جهان گشود، هیچ كس در صحت حركت او تردیدی را به دل راه نداد و خیابان ها سرشار از كسانی بود كه می گفتند زیدان چاره ای جز این نداشته است.

در سایر كشورها در مدارس فوتبال كلاس ها و درس هایی به راه افتاده است كه طی آن به كودكان و نوجوانان تفهیم و تدریس می شود در لحظاتی مثل دقیقه ۱۱۰ بازی فینال جام جهانی ۲۰۰۶ اگر در برابر شرایطی مثل زیدان قرار گرفتند، چه بكنند تا آرامش خود را از دست ندهند و حركاتی از آن دست از آنها سر نزند.

با این حال در اكثر كشورها و به خصوص در فرانسه و جوامع شرقی مردم معتقدند زیزو خطا نكرده و برعكس كارش ضروری بوده و اگر فرزندان نسل های بعدی كاری از همان دست را انجام بدهند، نه تنها كاری زشت نكرده اند بلكه كاری ضروری را صورت داده اند. از طرف دیگر واقعه اخیر این را هم نشان داده است كه ارزش های زیدان بسیار فراتر از تمامی وقایعی از آن دست است كه در فینال جام جهانی رویت شد و محبوبیت و كلاس و اعتبار وی به حدی است كه از تمامی حدود و ثغور مربوط به چنان اتفاقی بسیار فراتر می رود و مانند زبدگان كم شماری در جامعه ورزش از حد ورزش صرف می گذرد و به جایگاه های دیگری می رسد. او به عنوان فرزند برومند مهاجران الجزایری با كار و كوشش و فن والای خود تبدیل به نماد برجسته نسل مهاجران در فرانسه شده و عصر جدیدی را در این كشور نوید می داد كه در آن منافع اجتماعی و پیروزی های ملی، نشستن نسل های مختلف و متعدد را در كنار یكدیگر و همكاری شان را الزامی و واقعه ای طبیعی می شمرد و این در تضاد با باورهای قبلی بود كه رنگین پوستان و مهاجران را می كوبید و بی ارزش می شمرد.

● درخشش در عین بحران

درخشش فراوان زیدان در میادین فوتبال درحالی شكل گرفته است كه برخوردهای نژادی بین طبقات مختلف در فرانسه و به ویژه بین مردمان این كشور و مهاجران مورد بحث طی سال های اخیر شدت و حدت فراوانی داشته و بارها به آشوب های خیابانی منجر شده است. وقتی مجتمع های مسكونی در نظر گرفته شده برای مهاجران طی سال گذشته با ابزار و امكانات ناكافی شان خشم مردم را برانگیختند، به خیابان ها آمدند و پلیس ضدشورش فرانسه وادار به واكنش شد و قضیه بالا گرفت، اما در چنین شرایطی هم مردم فرانسه نمی توانستند منكر شوند كه یك مهاجر ارجمند مثل زیدان چه سهم عظیمی در پیروزی های تیم ملی داشته است.

هفت سال و اندی پس از طراحی و ترسیم تك قهرمانی فرانسه در تاریخ برگزاری جام های جهانی نیز، وقتی زیزو به بازنشستگی خودخواسته و ۱۴ ماهه اش در سطح ملی پایان بخشید، توانست مشكلات عظیم فرانسه در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ را حل و راه صعود این تیم به مرحله نهایی جام را هموار كند و در این مرحله نیز تمام كارهایی را انجام بدهد كه اخیراً دیده اید و می دانید.

شاید كار این مرتبه زیزو و یارانش در خاك آلمان مهمتر بود زیرا هیچ كس انتظارش را از آنان نداشت كه یك تیم ظاهراً مرده را به فینال برسانند. این تیم به نظر خیلی ها واقعاً بختی برای رسیدن به مراحل نهایی جام هجدهم نداشت، اما اسپانیا، برزیل و پرتغال را حذف كرد و حق و صلاحیت پیروزی بر ایتالیا را هم داشت و اگر قدری خوش اقبال می بود و اگر ماجرای زیدان پیش نمی آمد، شاید الان دومین قهرمانی اش طی هشت سال اخیر را در جیب می داشت.

همانی ها كه عادت داشتند «زیدان بزرگ و اصیل» را تحقیر كنند، حالا از او با تحسین سخن می رانند. او از پایین ترین سطح و زندگی در مناطق ویژه مهاجران در بندر مارسی برخاست و به اوج شهرت و اعتبار رسید و بسیار بعید است كه ماجرایی مثل برلین آشیل زمان ما را از حركت بی وقفه در این دوران ناآرام بازدارد و پاشنه پای او قاتلش شود. حتی ژاك شیراك رئیس جمهوری فرانسه كه چند سال پیش از دست دادن با برجسته ترین نماد ورزشی در میان مهاجران و خارجی های مستقر در كشورش خودداری كرده بود، در ارزش گذاری جدیدش زیدان را یك نابغه و معجزه گر خوانده است. آیا حقیقت چیزی جز این است؟

منبع: Sports Illustrated



همچنین مشاهده کنید





سایت دیپلماسی ایرانیسایت تجارت نیوزسایت اکوایرانسایت ساعدنیوزسایت تاپ نازسایت دیدبان ایرانسایت اعتماد آنلاینروزنامه همشهریخبرگزاری ایرناسایت مشرق