شنبه, ۹ مهر, ۱۴۰۱ / 1 October, 2022
مجله ویستا

تصویر جامعه بیمار


تصویر جامعه بیمار

نگاه ”عباس اقسامی” به نمایش ”خانه برناد آلبا” اثر فدریکو گارسیا لورکا و کارگردانی ”میکائیل شهرستانی”

"خانه برنادآلبا" نوشته "فدریکوگارسیا لورکا"، از جمله متونی است که به دفعات در ایران و سراسر جهان اجرا شده اما از آنجا که اثر مذکور دارای پتانسیل بالای اجرایی است، لذا هر کارگردان بنابر تحلیل و تاویل خود از متن، اجرایی متفاوت را ارائه داده بی‌آنکه اثر آسیبی ببیند، از جذابیت‌های آن کاسته شود و هر روایتی ما را با بعدی از ابعاد نمایشنامه آشنا می‌‌کند.

"خانه برنادآلبا" به روایت میکائیل شهرستانی و با تلاش و جدیت هنرجویان جوان، خلاق و مستعد، اثری شایسته، ارزشمند و در خور توجه است.

خانه برنادآلبای میکائیل شهرستانی و گروهش، مرثیه‌ایست بر وضعیت زنان در جامعه‌ای که همچنان سنت و تفکر گذشته حاکم است و انسان‌ها و خواسته‌هایشان کوچکترین اهمیتی ندارد. جامعه‌ای که به واسطه سنت‌های خشک و خشن گذشته، زنان را در خانه‌ها زندانی کرده و تنها سرگرمی‌شان آماده کردن جهیزیه‌ای است برای زندگی با فردی که ناخواسته و به جبر و بر اساس تقدیر وارد زندگی آنها خواهد شد.

اثر مذکور، نمایشی است تلخ و سیاه به زبانی شاعرانه همراه با تصاویری متناسب با فضای اثر و شهرستانی در کارگردانی، میزانسن و هدایت شخصیت‌ها، اثری به مراتب تلخ‌تر از متن ارائه داده و لذا با تصویری دهشتناک روبروییم از وضعیت و شرایط زنانی که اسیر قید و بندهای دست و پاگیر اجتماعی و فرهنگی هستند و قواعد خشک و بی روح خانوادگی و سنتی، آنان را از کوچکترین لذات زندگی محروم کرده و گویی اینان محکوم به رنج کشیدن و عذاب هستند و کارگردان اثر توانسته به خوبی با تاکید بر نقاطی از نمایش و شخصیت‌پردازی مورد نظر و تحلیل‌های هم راستا با ابعادی از متن، نمایشی اجرا کند که تبلور عقده‌های فرو خورده زنان در جامعه سنتی است.

نمایش مذکور تصویر جامعه‌ای است مملو از خشم و فریادهای فروخورده؛ چرا که هرگز به امیال و خواسته‌های فردی و اجتماعی زنان جامعه مورد نظر نویسنده توجهی نشده و افراد نیز هیچ گاه به خود اجازه بروز آنها را نداده‌اند. در نتیجه بی‌آنکه شخصیت‌ها بخواهند امیال و خواسته‌هایی که تبدیل به عقده‌های درونی شده را در رفتارها، ژست‌ها و چهره شخصیت‌ها ناخودآگاه بروز بدهند، فشارهای جسمی و روحی به حدی است که زنان این خانواده را در خود مچاله کرده و ما تصویری دفرمه و اکسپرسیونیستی از آنان می‌بینیم.

جامعه تصویر شده در اثر به لحاظ عدم آزادی‌های فردی و اجتماعی، و حاکمیت بلامنازع سنت در یک بحران احساسی و عاطفی به سر می‌برد و این بحران هر لحظه ممکن است به انفجاری بیانجامد که حاصل آن چیزی جز تباهی و ویرانی یادگار گذشتگان نیست. اعمال فشار از نسل گذشته به نسل جدیدی که به دنبال آزادی است و اعمال محدودیت‌های بی حد و حصر، جامعه‌‌ای بیمار را پدید آورده و هیچ درمانی جز رها شدن برای خود نمی‌شناسد.

نسل جوان با تفکری مدرن از فرط فشار، اختناق و محدودیت در تضاد با نسل سنتی قرار گرفته و هر لحظه از اخلاقیات دورتر می‌شود و تلاش برنادا برای حفظ وضعیت موجود بی‌فایده است. این افراط و تفریط و خروج از اعتدال در هردو تفکر دیده می‌شود و می‌بینیم که تفکر مدرن به فکر رها شدن از هرگونه قید و بندی است لذا این خفقان، سرکوب و فشار وارد شده توسط برنادا حاصلی جز آنارشی‌گری ندارد و نهایتا طغیان شخصیت‌ها را شاهد هستیم.

به هر حال اثر مذکور اثریست ارزشمند و در خور توجه البته در اجرا نقاط ضعفی هم دیده می‌شود از جمله تناقص در نوع بازی‌ها و فضای انتزاعی و میزانسن‌های فرمالیستی اثر، همچنین به دلیل عدم تعیین حد و مرزی برای صحنه و اکتفا به نور و عدم تعیین قواعد و قراردادی مشخص برای ورود و خروج بازیگران، بی نظمی‌هایی در تصاویر ایجاد شده و از انسجام اثر کاسته می‌شود. همچنین بعضی از صحنه‌ها به دلیل عدم فضاسازی مناسب مانند صحنه تیراندازی برنادا، باور لازم را در مخاطب ایجاد نمی‌کند و عواملی مانند شکل و نوع تفنگ، افکت تیراندازی و از این قبیل موارد، ارتباط را برای لحظاتی قطع می‌کند؛ اما این موارد بسیار کم و در مقابل، ترکیب‌بندی‌های زیبا و شاعرانه کارگردان و بازی‌های قابل توجه بازیگران جوان نمایش، اثری قابل قبول و جذاب را، به مخاطب ارائه می‌دهد.

از جمله بازی زیبای خدمتکار که به ظرایف و ریزه‌کاری‌های شخصیت‌ها پرداخته و با توجه به سن بازیگر و فاصله زیادش از نقش، نقش‌آفرینی زیبایی از وی را شاهد هستیم.

"خانه برناد آلبا" به کارگردانی "میکائیل شهرستانی" به دلایل مختلف ارزشمند و قابل توجه است و کارگردان اثر ثابت می‌کند که می‌توان با یک گروه ناشناخته و جوان اما پرانرژی و مستعد و پیگیر، اثری همسطح آثار حرفه‌ای و حتی برتر، ارائه داد و با گروهی با انگیزه می‌توان دست به خلق تئاتر زد، نه اینکه تئاتر بسازیم، چرا که بسیاری تئاتر می‌سازند و لذا در این‌گونه آثار نشانی از خلق و ابداع و باورپذیری دیده نمی‌شود؛ اما در اثری همچون خانه برناد آلبا نشانه‌های خلاقیت، پویایی و جذابیت با کمترین امکانات و کمترین صحنه‌پردازی دیده می‌شود و این به گروه اجرایی بر می‌گردد. امید است که با ایجاد شرایط مناسب و زمینه فعالیت برای چنین گروه‌های مستعد و خلاقی بتوان تئاتر را از خمودگی و تکرار نجات داد و بدون صرف هزینه‌های گزاف آثاری ارزشمند و متناسب با مسائل جامعه ارائه کرد.

در پایان باید از میکائیل شهرستانی به خاطرحمایت از گروه‌های جوان و انتقال تجربیات خود به آنها و معرفی‌شان به عرصه حرفه‌ای و آموزش تئاتر و گسترش آن و همچنین اجرای ساده، صادقانه و دوست داشتنی خانه برناد آلبا تشکر کرد. به امید موفقیت روز افزون گروه اجرایی.



همچنین مشاهده کنید





سایت دیپلماسی ایرانیسایت انتخابخبرگزاری مهرسایت ورزش سهسایت رویداد 24سایت تابناکسایت رکناسایت دیدارنیوزروزنامه شهروندروزنامه شرق