جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

مدرنیسم و تجاوز جنسی به محارم در خانواده


مدرنیسم و تجاوز جنسی به محارم در خانواده

هرچند خشونت جنسی پدیده ای جدید نیست و یكی از معضلاتی است كه بشر همواره به آن مبتلا بوده است امّا باید توجه داشت كه تجاوز جنسی پدر به دختر یا برادر به خواهر از اختراعات مدرنیسم بوده و حتّی در تاریخ اقوامی مثل قوم لوط هم چنین گزارش هایی به ما نرسیده است زیرا همواره بزرگسالان در خانواده, حافظ و حامی كودكان خود بوده اند

از قدیم گفته‌اند كه عشق انسان را كر و كور می‌كند و جز خوبی یار نمی‌بیند (حب الشیی یعمی و یصم) در جوامع شرقی از جمله ایران بسیاری به عشق مدرنیته مبتلا گشته‌اند و برای آن‌ها مدرنیته واژه شیرینی است كه در آرزوی وصال آن روز شماری می‌كنند. اینان رشد و سعادت بشریت و خود را در سایه آن می‌جویند و از باب «هر آن‌چه خسرو كند شیرین بود» حتّی حاضرند برای مدرنیته حاكمیت ملّی را نیز نادیده بگیرند و حتّی در مجامع عمومی عنوان می‌كنند كه:

«… دیگر دوره حاكمیت ملّی گذشته و ضرورت دارد كه پیوستن به حاكمیت بین المللی را به عنوان مسیر اجتناب ناپذیر برای مردم و حتّی نخبگان جا بیندازیم…یعنی به عبارت شفاف‌تر ما دنبال گرفتن نقش در نظام بین المللی هستیم معنی‌اش این است كه باید و نباید هایمان را از چیزی به نام فرهنگ و اعتقاد و مذهب نمی‌گیریم، ‏بلكه نظام بین الملل به رهبری هر قدرتی كه می‌خواهد باشد هر چه را كه برای زندگی بهتر تعیین كرد و ما را به انجام آن موظف ساخت باید انجام دهیم» ‏

البته این كلمات جدید نیستند و بیش از صد و اندی سال است كه توسط روشنفكران ما تكرار می‌شود و در صد سال گذشته حداقل از سال ۱۲۸۷ ش (بعد از مشروطه دوم) تاكنون چهار نعل به طرف آن رفته‌اند.‏امّا هنوز طعم مدرنیته را نچشیده‌اند و مثل تشنه‌ای كه از آب شور می‌نوشد، ‏تشنه‌تر شده‌اند. راستی جریان چیست؟ چرا با رفتن به سوی مدرنیسم به جای آنكه احساس راحتی و آرامش كنیم، ‏روز به روز مشكلات جدیدی برای ما و جامعه ما ایجاد می‌شود كه گاهی در حل آن عاجز شده، ‏در می‌مانیم؟ آیا مگر مدرنیته موجب سعادت بشریت نیست!؟ و آیا مگر مدرنیته وضعیت تكامل یافته بشر نیست!؟ اگر هست چرا بشر روز به روز درمانده تر است و اگر نیست پس راه چاره چیست؟

این مقاله درصدد یافتن جواب برای این مشكل نیست، ‏ولی در خصوص یكی از معضلاتی كه مدرنیسم برای بشریت آفریده است به بحث می‌نشیند. به عبارت دیگر این مقاله پنجره‌ای است به سوی فهم جواب سؤال فوق.

خانواده یكی از مقدس ترین مكان‌هایی است كه همه افراد بشر در آن اتفاق نظر دارند. خانواده حامی كودكان و‏امن‌ترین مكان برای آن‌ها می‌باشد؛‏امّا در عین حال در سال‌های اخیر پدیده خشونت جنسی و تجاوز به كودكان در خانواده به صورت صعودی رشد می‌یابد. این‏امر كه بسیار نگران كننده است، ‏نیازمند بررسی و كاوش در خور توجه می‌باشد. و غرض اصلی از نوشتن این مقاله نیز آن است كه با نگاهی دوباره به آن، ‏به دنبال علل وعوامل آن باشیم و درصدد علاج برآییم. و جا دارد كه مسئولین جامعه با احساس خطر و نگرانی از این‏امر آن را جدی بگیرند. و از سرگذشت دیگران عبرت بگیریم نه آن‌كه خود مایه عبرت گردیم كه حضرت علی? فرمود: همانا بصیر كسی است كه بشنود پس فكر كند … و از حوادث گذشته عبرت بگیرد.

● خانواده

اولین چیزی كه درباره خانواده به ذهن می‌رسد، ‏سؤال از ماهیت خانواده است. بنابراین، ‏نخست باید مفهوم خانواده تعریف شود.

● تعریف خانواده:

گروهی از افراد دارای پیوند سببی یا نسبی، ‏كه با یكدیگر زندگی می‌كنند، ‏مانند یك زن و شوهر، ‏همراه با فرزندان یا بدون آن‌ها، ‏یا پدر و مادری منفرد به ضمیمه كودكان خود. ‏

گیدنز در تعریف خود قید دیگری اضافه می‌كند او می‌نویسد: خانواده گروهی از افراد است كه با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً پیوند یافته‌اند و اعضای بزرگسال مسئولیت مراقبت از كودكان را به عهده دارند.

تعریف گیدنز می‌تواند مكمل تعریف قبلی باشد ولی تعریف اول به جهت اختصار و رساتر بودنش ارجحیت دارد.

در مقابل خانواده خانوار قرار دارد. افراد غیر خویشاوندی كه با یكدیگر زندگی می‌كنند و یكدیگر را كمك می‌دهند، ‏معمولاً به عنوان «خانوار» commune معروف است (به عنوان مثال دانش آموزانی كه آپارتمانی را شریك هستند) ‏

چهار نوع اصلی سازمان خانوادگی وجود دارد: خانواده گسترده (extended family)، ‏خانواده هسته‌ای (nuclear family)، ‏خانواده تك لنگه‌ای (single-parent family)، ‏و خانواده تجدید بنا شده (reconstituted family).

۱) خانواده گسترده:

این نوع خانواده معمولاًُ متشكل از سه نسل از افراد كه عبارتست از پدر بزرگ و مادر بزرگ، ‏پدر و مادر و فرزندان می‌باشد؛ این سه نسل بسیار نزدیك با یكدیگر زندگی می‌كنند و تماس نزدیك را حفظ می‌كنند.

۲) خانواده هسته‌ای:

این نوع خانواده عموماً متشكل از تنها پدر و مادر و فرزندان می‌باشد؛ فرزندانی كه به طور معمول حداكثر سه نفر‌اند.

در خانواده هسته‌ای، ‏تماس با سایر خویشاوندان دورتر، ‏ضعیف‌تر و كم رنگتر است، ‏تا در میان اعضای خانواده گسترده.

۳) خانواده تك لنگه‌ای:

این نوع خانواده متشكل از پدر و مادر منفرد، ‏به ضمیمه فرزندان تحت تكفل‌شان می‌باشد.

۴) خانواده‌های تجدید بنا شده:

خانواده‌های تجدید بنا شده به خانواده‌هایی گفته می‌شود كه در آن‌ها پدر یا مادر یا هردو برای دومین یا چندمین بار ازدواج كرده‌‌اند. معمولاً در این خانواده‌ها فرزندان محصول ازدواج‌های پیشین پدر و مادر می‌باشند و فرزند با ناپدری یا نامادری زندگی می‌كند

● در خانواده

در بین تمامی نهادهای اجتماعی، ‏خانواده نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد. تمامی آنان كه در باب سازمان جامعه اندیشیده‌اند، ‏بر خانواده و اهمیت حیاتی آن برای جامعه تأكید ورزیده‌اند. به درستی هیچ جامعه‌ای چنانچه از خانواده‌هایی سالم برخوردار نباشد، ‏نمی‌تواند ادعای سلامت كند، خانواده كانون تربیت و پرورش اخلاقی، ‏روحی و روانی كودكان می‌باشد به عبارت دیگر خانواده بزرگترین حامی كودك و تامین كننده آرامش و‏امنیت روحی ـ روانی اوست؛‏امّا در عین حال خانواده تنها زمانی می‌تواند كاركرد خودش را به درستی انجام دهد كه سالم باشد. و اگر خانواده به مكان ناامنی برای كودكان تبدیل شود آنوقت می‌توان تصور كرد كه جامعه چه وضعیت نابسامانی خواهد داشت.

یكی از عواملی كه‏امنیت و سلامت خانواده را در معرض نابودی قرار می‌دهد، ‏خشونت و تجاوز جنسی به كودكان است.

مراد نویسنده از خشونت جنسی در خانواده: تجاوز به كودك و زنای با محارم ‏می‌باشد. ساده‌ترین تعریف تجاوز جنسی به كودك عبارت است از انجام دادن عمل جنسی توسط بزرگسالان با كودكان بر خلاف رضایت آن‌ها یا زیر سن رضایت. زنای با محارم به روابط جنسی میان خویشان نزدیك (محارم) اطلاق می‌شود.

بدترین نوع تجاوز، ‏تجاوز جنسی توسط محارم خونی همانند پدر، ‏برادر، ‏و… ‏می‌باشد كه عواقب بسیار بد روانی بر متجاوز و قربانی (هردو) دارد. این نوع تجاوز در كشورهای پیشرفته و مدرن به صورتی فراگیر ظهور كرده و به مرور در آن كشورها به صورت یك هنجار اجتماعی در خواهد آمد

● نگاهی به گزارشات تجاوز به كودك درون خانواده در جوامع مدرن

زنای با محارم و تجاوز جنسی نسبت به كودكان، ‏پدیده‌هایی هستند كه تنها در اواخر قرن بیستم در غرب ظهور كرده‌‌ است

سازمان بریس ‏ در سوئد طی گزارشی اعلام كرد حدود ۶ مورد از ۱۰ ‏مورد تجاوز در خانه و معمولاً توسط پدر بیولوژیك دختر صورت می‌گیرد. آنچه بچه‌ها تعریف می‌كنند حاكی از آن است كه در اغلب موارد مادر یا مادر خوانده می‌داند كه بر سر بچه چه می‌آید‏اما هیچ كاری انجام نمی‌دهد و هیچ دخالتی نمی‌كند. رسانه‌های گروهی سوئد نیز بیشتر روی عوامل كتك زدن بچه‌ها متمركز شده و سوء استفاده جنسی از بچه‌ها كمابیش به فراموشی سپرده شده است. درحالی كه مكالمات تلفنی مربوط به كتك خوردن بچه‌ها تقریباً به همان تعدادی است كه مكالمات مربوط به تعدیات جنسی و در این میان چهره شخص تجاوزكار تنها در چهار دیواری خانه به عنوان محل وقوع جرم به وضوح برملا می‌شود..

در مورد دیگری در سوئد پدری دختر خود را طی مدتی طولانی مورد سوء استفاده جنسی قرار داده بود, بطوریكه دختر از پدر خود ۲ بار حامله شده و حاصل آن دو فرزند است كه اكنون در حال نگهداری از آنها می‌باشد.

در ایالات متحده‌امریكا نیز، ‏پژوهش‌های زیادی كه از اواسط دهه ‏۱۹۷۰ درباه ‏تجاوز جنسی انجام گرفته، ‏فراگیر بودن تجاوز جنسی و زنا با محارم در مورد زنان و كودكان را نیز تأیید كرده است. این‏امر بصورت بسیار شایع توسط پدران، ‏برادران، ‏پدران ناتنی یا برادران ناتنی صورت می‌پذیرد. گفته می‌شود پدرانی كه مرتكب تجاوز به دختران خود می‌شوند غالباً خودشان در دوره كودكی، ‏سابقه ‏بهره‌كشی جنسی داشته‌اند همچنین آنها سابقه ‏محرومیت عاطفی، ‏اختلال‌های شخصیت، ‏سوء مصرف الكل و بیكاری داشته‌اند. عزت نفس پایین و خشم، ‏غالباً آنها را به افراد متجاوز، ‏حتی به اعضای بیچاره در خانواه ‏خود، ‏تبدیل كرده‌است. ‏

آماری كه به سیستم گردآوری داده‌های سرتاسری در آمریكا گزارش شده است، ‏افزایشی به میزان ۶۰۰درصد در موارد گزارش شده ‏تجاوز جنسی نسبت به كودكان بین سال‌های ۱۹۷۶ و ۱۹۸۲ را مشخص كرده است.

سوء استفاده جنسی از كودكان در كشور انگستان نیز، ‏تا ۹۰% رشد را نشان می‌دهد. ‏

«جامعه ملّی جلوگیری از تعدی به كودكان»، ‏(National Society of the Prevention of Cruelty to Children) اظهار كرد: موارد گزارش شده در مورد سوء استفاده جنسی از كودكان، ‏بر اساس برآوردی، ‏۹۰ درصد رشد داشته است. سازمان خیریه مذكور، ‏برآورد می‌كند كه بیش از ۲۸۵۰ كودك در دفاتر ثبت قابل اعتماد محلی، ‏در سال ۱۹۹۷م ‏ثبت شده، ‏مقایسه شود با ۱۵۰۰ كودك در سال ۱۹۸۴. ‏

نسبت زیر چهارده ساله‌هایی كه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند، ‏در كشور انگستان در سال ۱۹۹۷، ‏۱۴ درصد بود… است و بیست ونه درصد از پسران نورسی كه گزارش شده موردتجاوز قرار گرفته‌اند، ‏زیر سن چهار سالگی بوده‌اند. عمده تجاوزات جنسی گزارش شده. در مورد دختران نورسی است كه ۱۰ تا ۱۴ سال سن دارند. ‏

بیشتر افرادی كه تجاوز جنسی به كودكان می‌كنند، ‏عبارتند از «پدران»، ‏«بستگان نزدیك مذكر»، ‏یا «ناپدری‌ها». در هر حال، ‏تجاوزات گزارش شده در مورد زیر چهار ساله‌ها، ‏در بردارنده این پیشنهادات است كه شاید همسایگان و دیگر مراقبین مقصر باشند (با وجود این، ‏نیاز به تحلیل عمیق دارد). گزارشات بیشتری در مورد تجاوزات جنسی به كودكان در میان كودكانی كه در خانواده‌های كه درآمد، ‏و در شرایط بد زندگی می‌كنند. وجود دارد، ‏ولی این‏امر شاید بدین خاطر باشد كه افراد طبقه متوسط و بالای اجتماع تمایل ندارند كه توسط مددكاران اجتماعی و ماموران ناظر بهداشتی، ‏مورد تجسس واقع شوند. ‏ آنتونی گیدنز نیز معتقد است كه این عمل در جوامع غربی در تمام سطوح سلسله مراتب اجتماعی وجود دارد ‏ دكتر الن گیل مور (Dr Alan Gilmour)، ‏رئیس (جامعه ملّی جلوگیری از ظلم به كودكان)، ‏(N S P C C) در همین رابطه اظهار كرد: احتمال این‌كه موارد سوء استفاده جنسی در یك آپارتمان (استیجاری) گزارش شود، ‏بیشتر است تا موردی كه در یك خانه مجلل رخ دهد.

تحلیل‌های بدوی در مورد اولین ۲۰۰ نفری كه تلاش شد در اولین خانه‏امن بریتانیایی برای نوجوانان فراری (كه به وسیله كلیسیای جامعه كودكان انگلستان Church of England Children’s Society= اداره می‌شد) پناه داده شدند، ‏نشان می‌دهد كه یك ششم كسانی كه از خانه پدر و مادر خود فرار كرده بودند، ‏در درون خانواده مورد تجاوز جنسی واقع شده بودند. ‏

● طفره رفتن دولت‌های غربی از ثبت این وقایع

معمولاً دولت‌های غربی در انعكاس اخبار مربوط به تجاوز جنسی نسبت به كودكان در منزل بسیار محتاطانه برخورد می‌كنند و در بسیاری از موارد از ثبت آن وقایع خودداری می‌شود.

دكتر «گیل مور» به دولت انگلستان به خاطر شكست دولت در حفظ ارقام ملّی میزان شیوع سوء استفاده جنسی، ‏و یا درخواست از مراكز ثبت آمار محلی برای جمع‌ آوری ارقام استاندارد، ‏انتقاد كرده و معتقد است كه در هر حال هیچ حركتی به سمت ترتیب دادن مراكز آماری كه گزارشات مشخص سواستفاده‌های جنسی از كودكان را حفظ [و ثبت] كند، ‏وجود ندارد. ‏

سازمان بریس ‏ نیز عنوان كرده درحالی‌كه در رسانه‌های گروهی سوئد روی عوامل كتك زدن بچه‌ها بسیار تأكید می‌شود.‏اما مسئله تجاوز جنسی به كودك در خانه نادیده گرفته شده است. این درحالی كه مكالمات تلفنی مربوط به تعدیات جنسی به بچه‌ها تقریباً به اندازه مكالمات مربوط به كتك خوردن بچه‌ها و شاید بیشتر می‌باشد.

در یك مورد كه توسط كارمندان كلیسای جامعه كودكان انگلستان Church of England Children’s Society=)، ‏تأیید شده است؛ كارمندان دریافتند كه به بسیاری از شكایاتی كه سابقاً به معلمین یا مددكاران اجتماعی در خصوص تجاوز جنسی شده بود، ‏به عنوان‏اموری تفننی مورد توجه قرار نگرفته نشده بود. ‏

حال سؤال این است كه دولت‌های غربی كه خود را طلایه‌دار حقوق بشر خصوصاً زنان و كودكان می‌دانند و مرتب آن را به رخ كشورهای دیگر می‌كشند و به صورت اهرمی برای فشار بر سایر كشورهایی كه با آن‌ها هماهنگ نیستند، ‏بكار می‌برند. حال چرا براحتی چشم‌های خود را بر روی مسئله به این بزرگی می‌بندند.

منبع:نشریه حورا، شماره ۱۷

نویسنده: رضا رمضان‏نرگسی


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.