شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

فوتبال قاعده خود را تحمیل می کند


فوتبال قاعده خود را تحمیل می کند

درباره آثار فردی و اجتماعی مسابقات فوتبال

آیا تاکنون فکر کرده‌اید چرا در برخی مواقع، بر سر بازی توپ و دروازه باید گریبان‌ها پاره شود، نظم اجتماعی به هم بریزد، پای سیاستمداران و تئوریسین‌های اقتصاد به میان آید و روابط دیپلماتیک میان دولت ها...؟

تمام اینها نشان می دهد بازی قاعده خود را تحمیل خواهد کرد، به هر شکل ممکن ما آنقدر در آن غرق خواهیم شد که بازی بودنش را فراموش خواهیم کرد و این بستگی دارد به جذابیت بازی‌ها و قواعدفریبنده آنها. آیا فوتبال جذاب ترین و فریبنده ترین بازی عصر ماست؟

بازی نمودهای متفاوتی دارد که گاه در کودکان قابل رصد است و گاه در سالخوردگان، اما تمام این نمودهای متفاوت دارای یک وجه مشترک است و آن گم شدن در قاعده بازی است. بازی آرام آرام گرم می‌شود و آرام آرام قواعد ساختگی و مجازی خود را بر واقعیت تحمیل می کند و ما آرام آرام از یاد می بریم که همه چیز بازی است و بی‌آ‌نکه بدانیم، در نوسان مدام مجاز و حقیقت بازی را گوشه‌ای از منطق واقعیت می‌پنداریم.

روانشناسان می‌گویند «بازیگر»، «مشاور»، «عاقل» ؛ سه سویه مثلث شخصیتی انسان را نمایش می دهند. به عبارت دیگر آدم ها، هم به سوی عقلانیت کشش دارند هم مشاوره و یاری دادن به دیگران وهم بازیگری. شاید بتوان گفت هر کدام از این خصلت ها مرحله ای از رشد را ترسیم می کنند، اما تا انتهای عمر هر سه با هم و در کنار هم باقی می مانند اگرچه یکی پررنگ تر باشد و دیگری کم رنگ و در انزوا.

● فوتبال

مروری کوتاه بر تحلیل های متفاوت در زمینه جامعه شناسی فوتبال نشان می دهد این بازی جذاب چنان قواعد خود را بر زندگی امروز بشر تحمیل کرده که دیگر ناچاریم از آن نه تنها به عنوان بازی، بلکه به عنوان مقوله‌ای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، روانشناسی و علمی یاد کنیم.

یک متخصص در این زمینه می‌گوید: «در جامعه انسانی امروز فوتبال تنها یک ورزش نیست بلکه پدیده‌ است که هر ساله میلیون‌ها ساعت از وقت مردم را به خود اختصاص

می دهد. این پدیده می تواند از زوایای مختلف مورد توجه قرار گیرد، به عنوان مثال فوتبال از بعد ملی عامل انسجام و مایه غرور ملت‌هاست و از سویی می تواند عاملی برای ایجاد روحیه نژادپرستی و تحقیر دیگران باشد.»

همان طور که عنوان شد امروزه فوتبال را از دریچه‌های متعددی می توان دید و با فراموشی اینکه فوتبال تنها یک بازی است به طور جدی از منظر علوم مختلف به بررسی تأثیر و نقش آن در جهان امروز پرداخت که یکی از این علوم روانشناسی است.

دکتر محمودی، روانشناسی فوتبال را یکی از شاخه های قدرتمند روانشناسی می داند و می‌گوید: «در جنگ جهانی دوم سه هزار روانشناس به طور داوطلب میان نظامیان کار می کردند تا اینکه کاربرد عملی این علم را نشان دهند، پس از آن نوعی شیدایی نسبت به روانشناسی به وجود آمد و به همین دلیل وارد همه حوزه ها شد.

این علم اکنون ۵۱ رشته و گرایش در مقطع دکترا دارد که روانشناسی ورزش هم از این دست است.» وی عنوان می کند: «در روانشناسی ورزش به دو اسم مهم برمی‌خوریم تری پیلت و گری فیلست.

گری فیلست نظریه ای دارد که می گوید، میدان رقابت جایگاهی برای آموختن، خلاقیت و اعتماد به نفس است.

امروزه در اروپا ۲۵۰۰ روانشناس فوتبال مشغول به کارند؛ روانشناسانی که معتقدند این شاخه از روانشناسی حیطه تماشاچی، بازیگر، مربی و باشگاه را یکجا در برمی‌گیرد.»

به طور طبیعی در هر تعاملی، دو سویه ارتباط از هم متأثر می شوند بر این اساس همچنان که فوتبال می تواند تحت تأثیر علم روانشناسی قرار گرفته و رشد کند، به همان اندازه روانشناسی هم تحت تأثیر فوتبال

می تواند خود را فربه تر کرده و به گسترش ابعاد خود بپردازد که این فرمول در زمینه ارتباط «فوتبال و جامعه» ، «فوتبال و اقتصاد» ، «فوتبال و سیاست» ، «فوتبال و فرهنگ» و... نیز صادق است.

دکتر مرادی برای نشان دادن جایگاه فوتبال در زندگی امروز بشر، به آمار جالب توجهی اشاره می کند که چندی پیش از میان طرفداران مسابقات سری A ایتالیا و لیگ قهرمانان انگلیس به دست آمده است. نمونه آماری این تحقیق هزار نفر و گروه سنی آنها از ۱۶ تا ۷۰ سال بوده که نشان می دهد:

▪ ۶۴ درصد افراد با تماشای فوتبال می توانند احساسات خود را راحت تر نشان دهند، ۷۰ درصد دچار تنش آرام می شوند و نیز ۵۸ درصد به مرز عصبانیت می رسند.

▪ ۷۶ درصد تماشاچی ها خجالت می‌کشند که در هنگام گل زدن تیم محبوب به هوا بپرند و ۷۵ درصد خجالت می‌کشند به هنگام شکست گریه کنند.

▪ ۶۰ درصد زوج ها عنوان کرده اند اگر هنگام تولد فرزند مسابقه ملی فوتبال باشد تردید می کنیم که به بیمارستان برویم یا فوتبال نگاه کنیم.

در اسکاتلند به هنگام مسابقات مهم فوتبال آمار مراجعه به اورژانس به دلیل مشکلات روانی به یک درصد کاهش می یابد و... .

دکتر مرادی از این هم فراتر می رود و می گوید: «امروزه روانشناسان در این حیطه فعالیت می کنند که آیا اساساً ارتباطی میان عزت نفس، انسجام شخصیت و فوتبال وجود دارد یا نه؟ »

از جدی بودن بازی زیاد گفتیم و این که فوتبال حتی می تواند حوزه هایی بیش از این را تسخیر کند، اما تا چه اندازه چنین خصلتی مثبت است، خود بحث دیگری است.

می توانیم بگوییم قاعده فوتبال دیگر از دست بشر خارج شده و خود راه خود را در پیش گرفته است، پس مقاومت بی فایده است. باید به این جریان تن داد و پیش رفت، آیا می توانیم بگوییم باید مقاومت کرد، باید قاعده بازی را به نفع خود تمام کرد و... .دیدگاه دکتر عنبری اندکی متفاوت است. او معتقد است فوتبال در جامعه امروز به نوعی اخلاق مدنی تبدیل شده اما این اخلاق الزاماً نمی تواند برای ما تولید موفقیت کند:

« ما در جامعه ای جهانی زندگی می‌کنیم که قابل کنترل نیست، فکر می کنیم که همه چیز تحت کنترل است، نه اصلاً ، قهرمانان هم نمی توانند همه چیز را کنترل کنند. فوتبال به دلیل این که صنعت شده از کنترل انسان خارج شده و قواعد خود را تحمیل می‌کند و این فضا بیش از آنکه دنیای روشنی باشد دنیای تاریکی است.»

وی معتقد است:« هر بازی از منظر علوم اجتماعی با تماشاچی اش سنجیده می شود، تماشاچی یعنی «انبوه خلق» و اگر نظری به ادبیات انبوه خلق بیفکنید می بینید که این جماعت به دنبال لذت هستند، آنها برای لذت گاهی غوغا هم می کنند و در این غوغا گاه شعار سیاسی هم سر می دهند، چرا که در فضای برهنه عاطفی هر اتفاقی ممکن است بیفتد.

افراد در فضای تماشاگر گمنامند، لذا راحت تر حرف می زنند تا در فضای بازیگری و این راحتی باعث می شود گاهی نارنجک هم پرتاب کنند.»

دکتر عنبری اعتقاد دارد نوعی تضاد و تعارض میان فضای بازیگری و تماشاگری وجود دارد که بسیاری از ناهنجاری های رفتاری نیز از همین تعارض شکل می گیرد:

« تماشاچی وقتی به ورزشگاه می آید در عین حال که می خواهد از تماشای بازی لذت ببرد دنبال شهرت نیز هست، اما تخصصی شدن دنیای مدرن اجازه نمی دهد جز یک حیطه از حیطه های دیگر لذت برد، به عنوان مثال شما نمی توانید در لحظه از چند کانال تلویزیونی لذت ببرید. تعارض میان فضای تماشاگری و بازیگری هم از همین جا ناشی می شود. ما دوست داریم جای قهرمانان تیم محبوب باشیم، اما تماشاگریم. سپس به دنبال شهرت ایم و کسب شهرت گاه ممکن است همان نارنجکی باشد که به سوی دیگران پرتاب می کنیم.»

بحران و فوتبال را هم دو سویه و حتی چند سویه می توان بررسی کرد؛ بحران اجتماعی، بحران در سلامت روحی افراد، بحران جسمی و بروز بیماری های متعدد که سلامت فرد و جامعه را تهدید می کند و یا رفع بحران به واسطه فوتبال!

دکتر محمد مهدی رحمتی، پژوهشگر و جامعه‌شناس در مورد بحران های اخلاقی و روانی و بروز انواع خشونت ها و پرخاشگری های بین تماشاگران به ویژه در شهر تهران می‌گوید: «این مسئله حاکی از آن است که متغیرهای «اهمیت» و «حساسیت نتیجه بازی» از نظر کسب امتیاز و تعیین جایگاه تیم های مورد علاقه در رده بندی مسابقات قهرمانی، در حرکات و اعمال خشونت آمیز و پرخاشجویانه بازیکنان هنگام بازی و کیفیت داوری در بروز پرخاشگری کلامی طرفداران تیم ها تأثیرگذار است.»

وی اعتقاد دارد:« متغیرهای مربوط به بحران و وقایع زندگی و ارتباط با دوستان و همسالان دارای سابقه جرم و کجروی ضمن تأثیرپذیری از عوامل مربوط به جامعه پذیری اولیه خود نیز در زمره عوامل مؤثر بر جامعه‌پذیری ثانویه جای می گیرند.برخی از این عوامل همچون مکانیزم های ارتباط با باشگاه مورد علاقه، ارتباط با رسانه‌های ورزشی، ارتباط اجتماعی و ورزشی طرفداران با یکدیگر جزو عواملی محسوب می شوند که علاوه بر تأثیرگذاری بر جامعه پذیری ورزشی طرفداران عوامل ساختار فعالیت طرفداران فوتبال را شکل می‌دهد.» وی عنوان می کند:«بخش عمده ای از این رفتارها و حرکات در مقوله پرخاشگری کلامی جای می گیرد و شکل موسوم خشونت های فیزیکی که در سایر کشورها تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی؛ مانند قومیت، طبقه اجتماعی و ... بین طرفداران فوتبال رایج است در بین آنها به ندرت رخ می دهد.»

اگر از بحران میان تماشاگران که گاه به بحران های اجتماعی نیز منجر می شود بگذریم می توانیم به بحران‌های فردی با دوسویه روحی و جسمی هم بپردازیم.

دکتر «فرناندو کورونا» از بیمارستان روانپزشکی «فری برناردینو آلوارز» گفته است: «در جریان مسابقات فوتبال، واکنش بدن در برابر وحشت ناگهانی تعریق، بازتر شدن مردمک چشم و ضربان شدید قلب خواهد بود. این امر در جریان ضربات پنالتی تشدید می شود و لزوم تطبیق بدن برای جلوگیری از غیر قابل تحمل شدن فشار ناشی از این بی تعادلی را طلب می‌کند.»

فوتبال یک بازی جذاب است، آیا این بازی می تواند به عنوان اخلاق مدنی، استحکام‌دهنده امنیت و غرور ملی و نظم دهنده اجتماعی مطرح شود و یا این که خود در لباس عاملی بحران زا برای از بین بردن آرامش، اعتماد و نظم ظاهر می شود. آیا این ما هستیم که فوتبال را کنترل می‌کنیم و یا این که فوتبال...؟

علی حسینی