شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

سلامت در دوران سالمندی


سلامت در دوران سالمندی

آنچه در بهداشت روان, به عنوان «سالمندی موفقیت آمیز» یا «سالمندی سالم» تلقی می شود, وابسته به عوامل جسمانی, روان شناختی و اجتماعی است

با افزایش سطح بهداشت عمومی در جهان، جمعیت سالمندان در سال‌های اخیر افزایش یافته و همین مساله علاوه بر توجه به مشکل‌های جسمی و بهداشتی، لزوم توجه به بهداشت روانی سالمندان را نیز اجتناب‌ناپذیر کرده است...

در واقع آنچه در بهداشت روان، به‌عنوان «سالمندی موفقیت‌آمیز» یا «سالمندی سالم» تلقی می‌شود، وابسته به مجموعه‌ای از عوامل جسمانی، روان‌شناختی و اجتماعی است که به‌خصوص توجه به دو متغیر آخری اهمیت زیادی دارد.

برخی معتقدند دوری از درگیری فعال در روابط اجتماعی و کاهش توجه به محیط، نوعی درون‌گرایی در دوران سالمندی است و گاه طبیعی هم تلقی می‌شود. در مقابل برخی مطالعه‌ها و نظریه‌ها نشان می‌دهد سالمندانی که دوروبرشان را افرادی پر کرده‌اند که به آنها علاقه‌مند هستند و نقش حمایتی قوی دارند، کمتر به بیماری‌های جسمی از قبیل اختلال‌های قلبی‌- عروقی دچار می‌شوند. همچنین حفظ روابط اجتماعی و خودداری از انزوا و دوری‌گزینی در این طیف سنی، اثر محافظتی در برابر بروز بیماری‌هایی مانند آلزایمر دارد.

● عوامل اجتماعی موثر در سالمندی موفقیت‌آمیز

از عوامل اجتماعی مهم در بهداشت روان دوران سالمندی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱. در کنار همسر بودن

۲. حضور بستگان و خانواده

۳. داشتن دوستان نزدیک

۴. شرکت در فعالیت‌های مذهبی

۵. شرکت در فعالیت‌های اجتماعی مانند انجمن‌های خیریه

خیلی وقت‌ها خانواده‌ها یا حتی دوستان و نزدیکان فرد سالمند می‌گویند با وجود اینکه تمام سعی خود را برای فعال نگه‌داشتن و مشارکت در امور روزمره و اجتماعی سالمندشان انجام داده‌اند، متاسفانه وی علاقه‌ای به انجام چنین کارهایی ندارد و توجهی به مشارکت و همکاری با دیگران از خود نشان نمی‌دهد اما برای بررسی بهتر خصوصیت‌های رفتاری سالمند باید به شیوه زندگی، ویژگی‌های شخصیتی و روابط اجتماعی او توجه بیشتری کرد.

بررسی دوران سالمندی با این خصوصیت‌های رفتاری ضروری است. مثلا باید دید فرد در گذشته چه ویژگی‌های شخصیتی داشته، سبک و سیاق زندگی‌اش چگونه بوده و پیش از این، روابطش را با دیگران چطور تنظیم می‌کرده تا بتوان با شناخت بیشتر، کمک بهتری به او کرد و او را در عرصه اجتماعی و تعامل با محیط و دیگران، همچنان فعال نگاه داشت.

به نظر می‌رسد سالمندانی که در دوران جوانی ویژگی‌های شخصیتی مانند تمایل به انزوا و گوشه‌گیری، بدبینی و سوءظن توام با اعتمادنکردن به اطرافیان، سردی عاطفی و بی‌تفاوتی داشته‌اند این صفت‌ها را در دوران سالمندی نیز حفظ می‌کنند و افرادی منفی‌باف، بدبین و دوری‌گزین باقی می‌مانند.

برخی سالمندان در دوران جوانی رفتارهای ضداجتماعی، قانون‌شکنانه و قانون‌گریزی، روابط ناپایدار بین‌فردی، هیجان‌های نامتعادل و بی‌ثبات و زندگی پرتلاطم و بی‌نظمی داشته‌اند و همین که پا به سن می‌گذارند، آرام‌تر می‌شوند و کمتر با جامعه و دیگران درگیری پیدا می‌کنند، سطح توقعشان پایین‌تر می‌آید، رفتارهای خشونت‌آمیز کمتری بروز می‌دهند و در یک کلام «سر به زیرتر» می‌شوند. به نظر می‌رسد با گذشت زمان و کهولت سن، اندوختن تجربه‌های بیشتر، همراه با تغییرهای مغزی دوران سالمندی، شخصیت پخته‌تر و سازگارتری پیدا می‌کنند و لجبازی دوران جوانی را کنار می‌گذارند.

بعضی دیگر از سالمندان در دوران جوانی مضطرب و وسواسی بوده‌اند. این افراد همیشه در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی مردد و وابسته به دیگران‌اند.

تعدادی از آنها خصوصیت‌های شخصیتی مانند انعطاف‌ناپذیری، وسواس، تمایل به کنترل دیگران و اشتغال ذهنی بیمارگونه با نظم و قوانین و قواعد و اصطلاحا «شخصیت‌های وسواسی» داشته‌اند. این گروه از افراد ویژگی‌های شخصیتی خود را تا سنین سالمندی همچنان حفظ می‌کنند و حتی آنها را با شدت بیشتری ادامه می‌دهند یعنی در سن بالا محتاط‌تر، وابسته‌تر و منفی‌باف‌تر می‌شوند.

در گروه دیگری از سالمندان همچنان میل به کنترل دیگران، قبول نداشتن رای و نظر آنها و ویژگی‌های وسواسی حفظ می‌شود که همین‌ موضوع باعث نارضایتی خانواده‌ها می‌شود و خانواده از انعطاف‌ناپذیری سالمند و تحمیل نظرش به همسر و فرزندان و ایجاد نظم پادگانی در محیط خانواده ناراحت می‌شود.

در نهایت اینکه بی‌توجهی به تداوم یا کمرنگ شدن ویژگی‌های شخصیتی افراد در دوران سالمندی در برنامه‌ریزی برای مشارکت اجتماعی و تعامل افراد سالمند با دیگران می‌تواند همکاری سالمند با محیط، خانواده، دوستان و اجتماع را دچار اختلال کند یا باعث شود دیگران توقع‌های بی‌جا یا غیرعملی از اوداشته باشند.

همان‌گونه که گفته شد، از آنجا که سالمندی یک فرایند تدریجی در ادامه مسیر زندگی است پس سبک زندگی و ویژگی‌های شخصیتی فرد و روابط اجتماعی‌اش از جوانی تا دوران سالمندی ادامه می‌یابد.

● بهترین برخورد با سالمندان

نحوه تعامل و برخورد سالمندان با دیگران به عواملی مانند سن، جنس، وضعیت تاهل، طبقه اجتماعی، منبع درآمد، داشتن یا نداشتن فرزند، مهاجرت و تغییر محل زندگی، سطح تحصیلات، ویژگی‌های فردی و خانواده بستگی دارد و برای تعامل بیشتر با آنها باید از خصوصیات رفتاری و شخصیتی‌شان اطلاع داشته باشیم:

۱) بعضی از سالمندان تمایل دارند اوقات خود را در محیط‌های خاص و با دوست و بستگان موردنظرشان بگذرانند. بدیهی است اصرار زیاد اطرافیان به افزایش روابط سالمند با دیگران بدون در نظر گرفتن آزادی انتخاب دوست برای وی، نه‌تنها مفید نیست بلکه لجبازی و گوشه‌گزینی او را زیادتر هم می‌کند.

۲) برخی از مردان سالمند هرگز ازدواج نکرده‌اند. اینچنین مردانی اغلب تمایل دارند با بستگان مونث خود معاشرت کنند. بسیاری از آنها با مادرشان (که خود نیز سالمند است و نیازها و ویژگی‌های خاص خود را دارد) زندگی می‌کنند و حتی بعد از فوت مادر، جنس مونث دیگری مانند خواهر را جایگزین مادر می‌کنند.

۳) وابستگی به همسر در خانم‌های سالمندی که هرگز بچه‌دارنشده‌اند یا فرزندانشان رفته‌اند زیاد دیده می‌شود. در مقابل خانم‌های سالمند مجرد را می‌بینیم که سال‌ها تجرد را تجربه کرده‌اند و استقلال زیادی دارند. خانم‌های سالمند مجرد، افراد مستقل‌تری هستند و هر چیزی که استقلال آنها را تهدید کند باعث واکنش و دلخوری از سوی آنان می‌شود. آنها بیشتر دوست دارند اوقاتشان را با همسایه‌ها و دوستانشان بگذرانند.

پس با در نظر گرفتن تمام این جوانب، می‌بینیم که نمی‌توان نسخه واحدی برای جلب همکاری و به اصطلاح «به راه آوردن» یک سالمند بپیچیم. توجه به نکته‌هایی از قبیل ویژگی‌های شخصیتی، سبک زندگی پیشین او، وضعیت تاهل، ارتباط با همسر، بچه‌ها و دوستان و... عواملی هستند که بی‌توجهی به آنها نه‌تنها کمکی به سالمند نمی‌کند، بلکه باعث ایجاد تشنج، دوری‌گزینی و انزوای بیشتر او می‌شود و سالمند این احساس را پیدا می‌کند که دیگران نیازها و شرایط او را درک نمی‌کنند که نتیجه آن بروز سرخوردگی و افسردگی در وی و حتی خانواده اوست.

دکتر مجید صادقی

استاد گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران