پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

تعریف حقیقی از علم اقتصاد


تعریف حقیقی از علم اقتصاد

چندی پیش در دنیا , صحبت از بحران بزرگ اقتصادی و رکود شدید در بازار سهام و سرمایه و کسب و کار می کردند و از بیکار شدن میلیونها نفر در سراسر دنیا بحث می کردند و لذا راه حل های گوناگونی هم برای رفع این بحران بزرگ اقتصادی که تبعات آن همچنان در بعضی از حوزه های اقتصادی پابرجاست , مطرح می نمودند و سران بسیاری از کشورهای ثروتمند دنیا هم با اختصاص اعتبارات میلیاردی , سعی می کردند تا به مقابله با این بحران بزرگ اقتصادی بپردازند

چندی پیش در دنیا ، صحبت از بحران بزرگ اقتصادی و رکود شدید در بازار سهام و سرمایه و کسب و کار می کردند و از بیکار شدن میلیونها نفر در سراسر دنیا بحث می کردند و لذا راه حل های گوناگونی هم برای رفع این بحران بزرگ اقتصادی که تبعات آن همچنان در بعضی از حوزه های اقتصادی پابرجاست ، مطرح می نمودند و سران بسیاری از کشورهای ثروتمند دنیا هم با اختصاص اعتبارات میلیاردی ، سعی می کردند تا به مقابله با این بحران بزرگ اقتصادی بپردازند .

بعضی از این کشورها اقدام به نوسازی و بازسازی پل ها و بزرگ راههای کشور خود کردند و در بخشهای زیربنایی ، دست به اقدامات اساسی زدند تا بلکه بتوانند با این بحران بزرگ اقتصادی مقابله نمایند که البته هنوز هم در تلاش هستند تا آثار آن بحران بزرگ اقتصادی را برطرف نمایند و حدالامکان از تکرار آن در آینده نزدیک جلوگیری نمایند .

در کنار این مسائل ما شاهد بودیم که علمای علم اقتصاد هم بیکار ننشسته بودند و نظریاتی را برای عبور از بحران بزرگ اقتصادی مطرح می کردند و سران برخی از کشورهای بحران زده هم از مردم خودشان می خواستند که بیشتر خرید کنند و بیشتر مصرف کنند تا با بحران اقتصادی مقابله شود و خودشان هم به بعضی از شرکتهای تولیدی کمک های پولی کلانی می کردند تا از ورشکستگی کامل نجات یابند و خلاصه طوری از بحران بزرگ اقتصادی صحبت می کردند که گویی قحطی بزرگی کشورهای اروپایی و آمریکایی را فراگرفته است و جان میلیونها انسان قحطی زده در کشورهای مذکور در خطر است .

و اما در کنار این مسائل ، همواره دانشمندان دیگری هم بوده و هستند که صحبت از بحران بزرگ دیگری در دنیا می کنند که علایم اولیه آن آشکار شده است و در آینده ای نه چندان دور ، گریبان بسیاری از کشورهای جهان را خواهد گرفت و آن بحران بزرگ زیست محیطی می باشد که بسیار خطرناکتر و ماندگارتر از بحران های زودگذر اقتصادی می باشد ، مثلا ً آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی ، آلودگی آبهای آزاد و دریاچه ها ، فرسایش خاکهای حاصلخیز و از بین رفتن ِ پوشش های گیاهی و جنگلی ، اتمام منابع زیرزمینی و روزمینی ، رقیق و سوراخ شدن لایه ازن و یا اوزون و البته از همه وحشتناکتر ، گرمایش غیرقابل کنترل ِ جوّ زمین که با آب شدن یخهای قطبی و آزاد شدن گازهای ذخیره شده در آنها ، دنیای ما واقعا ً وارد چرخه و دور باطلی از گرمایش روزافزون خواهد شد که بالا آمدن سطح آبهای آزاد و به زیر آب رفتن شهرهای ساحلی و نیز خشکسالی های طولانی مدّت و بارش های بی موقع و سیل آسا و طوفانهای سهمگین و ویرانگر ، تنها بخشی از این اتفاقات ناخوشایند خواهد بود و خلاصه مطلب این است که ما با این تمدن و پیشرفت های یک صد ساله اخیر خود ، چنان بلایی بر سر سیاره زمین آورده ایم که اگر همین حالا هم دست از کارهای زیان بار خود برداریم ، باز هم ، یک میلیون سال طول خواهد کشید تا زمین ما از بعضی لحاظ ، به وضیعتی برگردد که در یک صد سال پیش داشته است .

البته ریشه همه این مشکلات را باید در زیاده خواهی ها ، رفاه طلبی های افراطی و لذت طلبی های افسار گسیخته و بی شرمانه جستجو کرد که از سقوط اخلاق و ارزشهای الهی و آسمانی در جوامع مختلف بشری و نیز ترویج و تبلیغ ارزشهای شیطانی نشات گرفته است .

ما باید بپذیریم که در مدت یک صد سال اخیر ، تعادل زیست محیطی زمین را که محصول چندین میلیارد سال بوده است ، برهم زده ایم ، اگر حاصل تمدن و پیشرفت بشری همین است ، پس صد رحمت به عصر حجر و دوره غارنشینی .

حالا خوب است که ما بیاییم این دو بحران بزرگ جهانی را که یکی از آنها اتفاق افتاده است و دیگری با توجه به عظمت آن ، می توان گفت که قریب الوقوع است ، با هم مقایسه بکنیم ، انصافا ً کدامیک از آنها را می توان بحران بزرگ و جهانی نامید ؟ آیا در نزد عقلای عالم و نفوس سلیم بشری ، اشباع شدن بازار کالا و خدمات ، بحران اقتصادی است یا وفور نعمت ؟

چگونه با بوق کرنا صحبت از بحران بزرگ اقتصادی در جهان می کردند ؟ در حالی که سران بعضی از همین کشورهای بحران زده ، از مردم خود درخواست می کردند که بیشتر خرید کنند و بیشتر مصرف کنند تا با بحران اقتصادی مقابله شود ، آیا واقعا ً این نگرش را می توان علم اقتصاد نامید ؟ آیا این رویکرد ، به معنای واقعی کلمه ، ترویج و تبلیغ ِ اسراف گری نیست ؟ آیا اتلاف منابع اولیه دنیا ، با علم حقیقی اقتصاد و اقتصاد پایدار ، می تواند همخوانی داشته باشد ؟

چه ضرورتی وجود داشته و دارد که ما افراد را در حالی که به کار و تولید آنها در بازار مصرف دنیا نیازی نیست ، همچنان به کار و تولید بیشتر وادار بکنیم و بعد به آنها حقوق ماهیانه پرداخت نماییم آیا نمی شد که به این افراد بیکار شده ، از طریق موسسات بیمه ای و یا از طریق منابع مالیاتی و ذخایر پولی دولتها ، حقوق ماهیانه بیکاری پرداخت نمایند تا با بحران اقتصادی مقابله شود ؟ بدون شک اگر بخشی از همان کمک های میلیاردی را که به شرکتهای بحران زده اختصاص دادند ، صرف پرداخت ِحقوق ِ ماهیانه ، برای افراد بیکار شده می کردند ، آنوقت خیلی سریعتر و آسانتر می توانستند با بحران بزرگ اقتصادی مقابله نمایند و طبیعتا ً پس از مدتی بازار مصرف ، در بسیاری از کشورهای دنیا ، از حالت اشباع ، خارج می شد و وضیعت به حالت عادی برمی گشت چرا ما اجازه نمی دهیم تا شرکت های زیان دهی که به کالا و خدمات آنها نیازی نیست و یا بازار مصرف دنیا از تولیدات آنها اشباع شده است ، از تولیدات خود بکاهند و یا با اعلام ورشکستگی ، به صورت طبیعی از میدان خارج بشوند و به این طریق راه را برای شرکت های دیگری که به محصولات و خدمات آنها در بازار مصرف نیاز هست ، باز نمایند ؟ چرا بعضی وقتها اجازه نمی دهند که مکانیسم طبیعی کنترل بازار ، کار خودش را بکند ؟ چرا ما باید در این بحران های به اصطلاح بزرگ اقتصادی که بدون شک پس از مدتی مجددا ً تکرار خواهد شد ، همچنان بر طبل باطل تولید بیشتر و مصرف بیشتر می کوبیم ؟ چرا در بعضی از این کشورها ی به اصطلاح پیشرفته ، به بهانه های واهی ، خودروهای مردم را از رده خارج می کنند تا از تولید خودرو کاسته نشود ؟ چرا صرفا ً با هدف مبارزه با پدیده بیکاری ، همچنان به عمران و ساخت سازهای غیر لازم و غیر ضروری در کشورهای خود می پردازند ؟ آیا واقعا ً این علم اقتصاد ، با این تعریف و نگرشی که دارد ، دنیای ما را و منابعِ محدود ِ اولیه آن را نابود نخواهد کرد ؟ آیا واقعا ً هدف ما در این دنیا و هدف خداوند از خلقت اشرف مخلوقات ، تولید بیشتر و مصرف بیشتر بوده است ؟

همت کمیلی