پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
موسیقی ودین
ارتباط موسیقی با فضاهای آیینی ودرنهایت : فضاهای مرتبط با حوزه هایی كه درآن ، محتوایی اساطیری صورت عملی می یابد ، قدمتی تقریبا به اندازهٔ قدمت خود موسیقی دارد باوجود زمنیه های غنی وكهنی كه پیرامون این ارتباط حیاتی ، درحوزهٔ تاریخ وفرهنگ ایرا وجود داشته است ، بحث های نظری ومقالات ارزشمند دراین باره به زبان فارسی بسیاراندك ونزدیك به هیچ است . مطلب حاضر از دایره المعارف دین حاصل كوشش والای دانشمند معروف معاصر ، میرچاالیاده است كه شهری جهانی دارد. مقام ازهرتألیف دقیق ونفیس دراین زمینه استقبال می كند .
موسیقی ودین ، چنان روابط نزدیك ودرآمیخته ای باهم دارندكه از جهت پیچیدگی وتنوع ، تعریف هریك ، به تنهایی كاری دشوار است .مؤمنان به دین ، موسیقی را [گاه ] صدای خدایان یا [گاهی هم ] تنافراصوات شیاطین دانسته اند ؛ گاه آن را به منزلهٔ پاك ترین نمونهٔ روحانیت ستوده اند وزمانی همانند نهایت تباهی های نفسانی ، مورد نفرت قرارداده اند ؛ درهردومورد ، اشتیاق آنان برای ترفیع آن درعبادات ویا از ریشه كندن آن ، هم دردین وهم درزندگی دنیوی ، یكسان بوده است . موسیقی ، به ندرت پدیده ای بی طرف شناخته شده وهمواره ارزش مثبت یا منفی آن ، بازتابی تقریبا جهانی وپراهمیت درفضای دینی داشته است . این اهمیت كه شاید برای مردم پس ازعصر انقلاب صنعتی مغرب زمین ، كه به تنزل موسیقی تا حد یكی از شاخه های فرعی هنر ، سرگرمی یا موسیقی گاه به گاه مذهبی متروك مانده در- پشت دیوارهای مقدس كلیساها ، خوگرفته اند، ناشناخته باشد درعین حال امری فراگیربوده است . متون دینی ، درسراسرجهان دربیشترین بخش تاریخ انسانی ، به جای آن كه ابتدا نوشته شده باشند ، سروده وخوانده شده اند ؛ ورفتارهای مبتنی بردین، درتقریبا تمامی سنن مذهبی ، الفاظ موسیقی را دریافت داشته است . روحانیون ناواژو(۱) ، خواننده اند ، نخستین گروندگان مذهب سنتی مردم سریلانكا ، طبل زن ورقصیده بوده اند؛ شمن های شمال اروپا/ آسیا وآسیای میانه ، موسیقی را ، اساسی ترین واسطه برای برقراری ارتباط باجهان روحانی دانسته اند . درطول قرون ، كشیش ها ، راهبان ودیگر متخصصان مذهب ، نیایش های عشای ربانی ، پوژا (۲) های بودایی ، دعاهای اسلامی ، قربانی های هندوودیگر مراسمی را كه بنیاد ملاحظات سازمان یافتهٔ دینی درمهم ترین ادیان جهان است ، با آواز خوانده اند. ارزش ها ، بكارگیری ها وقالب های موسیقی مذهبی ، همان قدرگوناگون ودارای ویژگی های خاص فرهنگی است كه سن دینی ای كه زمینه ساز این موسیقی بوده است . موسیقی مربوط به عشای ربانی مسیحیان ، به طوركلی همانقدر اروپایی انست كه موسیقی دینی هندوان، هندی است .
هردو، صداها ، قالب ها وسازهایی را به كار برده اندكه ازفرهنگ خود آنهاست وبه شدت با موسیقی عام سرزمین خودشان درآمیخته است . با وجود این ،موسیقی ، همانند دین ، می تواند محدودیت های فرهنگی را تعالی بخشد؛برای مثال ، دستگاه موسیقاتی اتیوپی وتبت ، همان قدر با موسیقی غیر دینی فرهنگ این كشورها ، متفاوت است كه با موسیقی كشورهای بیگانه اختلاف دارد .
نظام موسیقایی مذهبی ،گاه ازمرزهای فرهنگی خود فراتر رفته است . برای مثال ، اسلام ، پیوندهای موسیقاتی را تاسرزمینهای گستردهٔ آسیا وآفریقا نیز گسترش داده است ؛ وبرخی ازسنن امریكای شمالی ، مانند رقص اروح وآیین پیوت (۳) ، سبب پیدا شدن پیوند موسیقاتی میان بسیاری از اقوام غیربومی [=بیگانه ] شده است . دیگر سنت های موسیقاتی مذهبی مشهور ودرون فرهنگی عبارتنداز موسیقی اقوام یهود . مسیحی ، هندو،بودایی وموسیقی جذبه دار غرب افریقا / امریكای لاتین . موارد دیگری را كه می توان اضافه كرد عبارتنداز :
۱)طبل زدن وآوازخواند دشمن های آسیا ، كه احتمالا سازندهٔ سنت به هم پیوسته ای است كه از كشورهای اسكاندیناوی تا سرزمین هیمالیا رافراگرفته وشاید تادرون سرزمین ههای امریكا نیز كشیده شده است .
۲) سرودهای حماسی ،كه تركیب دوباره ای ، برپایهٔ بدیهه سازی قطعاتی از سرودهای سنتی آسیای میانه واروپای شرقی بوده است .
۳)سازهای دسته جمعی باناقوس های برنجی ، تداعی كنندهٔ نماد پردازی ونقش های كیهانی وموسمی ، درآسیای جنوب شرقی .
۴)شاید تغنی ههای باستان مربوط به آیین قربانی ، كه براساس دانگها ، با دستگاههای مقامی پیوندی داشته است ، ازمردم هندواروپایی ،كه از هندوستان تا یونان امتداد یافته بود.
۵)وتصورمی شود كه ارتباطی از این هم گسترده تر ، میان برداشت های مردم چین ، هندوستان ویونان ازموسیقی وجود داشته كه آن را تجسمی از قوانین كیهانی وریاضی كل هستی می انگاشته اند .
باوجود این ، پس ازمسئله جهان شمولی ، برجسته ترین ویژگی موسیقی مذهبی ، گوناگونی آن ، حتی درسنن درون مذهبی بزرگترین فرهنگ ها بوده است . برای مثال ، موسیقی مسیحیت نه تنها دربرگیرندهٔ ترانه های سادهٔ گریگورین ، موسیقی ویژهٔ عشای ربانی پالسترینا (۴) ، ترتیل های پروتسان واوراتورهای باخ ، بلكه شامل صداهای طنین انداز سرودهای دسته جمعی ارتدوكس های روسی ، ملودی های خوشاهنگ تغنی های ارتدوكس یونان ورقص هایی است كه همراه ادوات ضربی، درآیین های عبادی قبطی های اتیوپی اجرامی شده است . دركشورهایی كه روزگاری جزو مستعمرات بودند، ریتم های افریقای غربی ، صداهای كوبنده ونواهای الكترونیكی گروه موسیقی را ك را نیز باید درهمین گروه جای داد . موسیقی هندی ، هدفش كمك درجهت دستیابی به حالت مرافبهٔ سمادی است ، لیكن می تواند از صداهای غیر هندی ادوات برنزی غیر هندی [متعلق به موسیقی ] مردم هند شرقی نیز استفاده كند . گوناگونی موسیقی درزمینه های مذهبی وفرهنگی را باید درمقاله های دیگر بدان پرداخت ؛ دراینجا من دربارهٔبرخی موضوعات مشترك درمیان همهٔادیان وفرهنگها بحث می كنم .
تعارف ومفاهیم
بافرض پیوندهای نزدیك میان مفاهیم مذهبی وموسیقاتی ، تعریفی ازموسیقی ، بدون آن كه محدود به قیدهای مذهبی شده باشد ، ممكن نیست . برای مثال ، یك تعریف متداول از موسیقی ، یعنی صداهای طرح انداختهٔ انسانی . با این باور ، فراگیر مذهبی ، كه موسیقی را دارای طرح الهی می داند ، ناسازگار می نماید . از دیدگاه سنت نگاهدارنی كه موسیقی ، یا دست كم موسیقی مذهبی را ، دارای اصلی ایزدی [ و] یا [ خاستگاهی ] شیطانی می دانند ، ادعای انسانی بودن آن ، نهایت جزم نگری ماده گرایان مغرب زمین شمرده می شود ، اگر چه به نظردیگران نظریه ای بی طرفانه وعلمی بیابد .
حتی مایهٔ تعریف های سادهٔ فرهنگ لغات، مانند هنرتلفیق صداها نیزدارای مفاهیمی قوم مدارانه وفرقه ای است . دربسیاری از زمینه های مذهبی ، موسیقی ، كمتر مبین هنر وبیشتر ، به منزلهٔ فن ی است كه برای نتایج عملی به كارگرفته شده است : ازذخیره سازی وبازیافت اطلاعاتی كه درحكایت ها ، وآموزه های مذهبی ،به یادگار مانده درترانه ها ،تا جذب حیوانات شكاری ، افزایش محصولات ، درمان امراض ، برقراری ارتباط با الوهیت ، درخواست وكنترل مراحل مختلف تجربه های روانی كیهانی كه به موسیقی نسبت داده اند . درحالی كه ازجهت زیبایی شناختی ، ممكن است زیبایی ، درای فنون ، بخشی تكمیلی بوده یا نبوده باشد ، اما بیان شخصی افراد ، نقش اندكی را دراین اظهارات داراست وشاید حتی درنتایج مورد نظرنیز زیان آورباشد .
به موسیقی مفهوم هنر بخشیدن ، اشارهٔ بیش از حد ستایش آمیزی مربوط به ایدئولوژی اخیر اروپایی است كه مبنای آن ، تقدس احوال شخصی وفردیت گرایی است ودرنهایت ، ریشه در مفاهیم یونانی ویهودی / مسیحی خود ، نفس و روان دارد. ازنظر بعضی سنت ها ، موسیقی با نفس یا روح فردی ضدیت وتعارض دارد . دسته ای از متون بودایی، موسیقی را تجسمی نمونه وار از ناپایداری وعلیت مشروط می داند كه برپایهٔ منابع وشرایط بیرونی نهاده شده است . به منظور آن كه نشان دهد كه چیزی به نام فرد یاخود،وجود ندارد . درمقابل ، پژوهشگران جدید مغرب زمین ، موسیقی را دست كم درصورتهای ناب آرمانی آن به طوركامل ، جدای از هرعلت وهر شرط خارجی دانسته ا ند ؛ آنان ، خط فاصلی میان عناصر فراموسیقایی، مانند نمادپردازی ، نقش ، هدف ونظایرآن و موسیقی ، به خودی خود كه باید ظاهرا مركب از نظام صداها باشد رسم می كنند . به نظر می رسد این مفهوم ازموسیقی ، بازتابی از تصورات مذهبی اروپای بعد ازرنسانس باشد مبنی براین كه روح ، به طورمستقل ومنزه ، كلاملا درجسم یك فرد جای گرفته است . شاید همچنین بازتابی نیز ازمفاهیم فرافئودالیسم اقتصادی دربارهٔ آزادی فردی سرپرست گروه نوازندگان باشد ، همانند عقیدهٔ بوداییان مبنی براینكه یك موسیقی ناپایدار ، نتیجهٔ تركیب زودگذر علتها وشرایطی است كه درباورهای اساسی آیین بودایی انعكاس یافته است .
حتی صداها ، ممكن است نقشی تعیین كننده دربرداشتهای مذهبی از موسیقی دست كم درمعنای فنی آن نداشته باشد . وقتی مسلمانان بنیادگرا، ضبط وثبت موسیقی عامه پسند غربی را تحریم می كنند ومسیحیان بنیادگرا ، آنها را می سوزانند ، واكنش آنان الزاما برساخت های آهنگین یا [فی المثل ] مبتنی برسازهای زهی نیست ، كه سازندهٔ جوهر موسیقی برای بیگانگانی است كه ازجهت فنی آموزش دیده اند . موسیقی كیهانی ، كه مورد ستایش نخستین نویسندگان مسیحی قرارمی گرفت ، ازجهت امواج فیزیكی انباشته دریك وسیلهٔ هنری ضعیف ، چندان معتبر نبود ودركشورتبت ، بوداییان می اندیشیدند كه موسیقی ، متشكل از دو بخش است : موسیقی به راستی زمان حال كه صدای خوانندگان وادوات سازی ،آن را پدید آورده و موسیقی ساختهٔ ذهن گونه ای كه هرشنونده ای ، برمبنای تجربهٔ مهارت ونیروی تخیل خویش ،به گونه هایی متفاوت درك ودریافت وتصورمی كند . سنن مذهبی ، برروی هم ، تصوری كه از موسیقی داشته اند ، متشكل از صداها و فراموسیقایی ها بوده است واین تصور، چیزی بیش از تصور از انسان ، متشكل از جسم و برتر از جسم ، نیست . از این رو، حتی اساسی ترین تعریف های فنی از موسیقی نیز ، جنبه های اصیل موسیقی را ، آن گونه كه درتصورمذاهب متعدد بوده است ، یانادیده می گیرند یا انكار می كنند ، درحالی كه ، برچسب هایی چون سمبلیسم كه برای جنبه هایی غیر از علم اصوات به كارگرفته می شود ، ممكن است گمراه كننده یا حتی از دیدگاه یك معتقد ، خصمانه به نظربرسد .
نفس كوشش برای تعریفی بیطرفانه وآزاداندیشانه از موسیقی ، دربرخی از دیدگاههی مذهبی شاید قابل اعتراض باشد . برای گروهی ازمسیحیان ، برخی از انواع موسیقیهای عرفی وموسیقی مذاهب دیگر ، كارهای شیطان است ونام بردن از آنها نباید بدون لعن ونفرین صورت گیرد؛ از سوی دیگر ،ازدیدگاه نویسندهٔ فرقهٔ ماهایانای بودایی ، مؤلف سا اسكیا پاندیتات (۵) ، هر موسیقی ، شایستهٔ ستایش است . زیرا انسان را ازرنج ، می رهاند . برخی از مسلمانان به آهنگین بودن (تسجیع) قرآن وآن را همردیف دیگر سروده ها نامیدن ،اعتراض دارند وبه طوركلی وتلویحا نسبت هایی منفی به موسیقی می دهند؛ لیكن برخی از نویسندگان صوفی ، به گونه ای از موسیقی سخن می گویند كه آن را دارای بیشترین گنجایش برای راهبری درجهت كمال معنوی می دانند واز این كه مهم ترین معانی وارزش های موسیقی مورد ستایش یا ادراك واقعی ، قرارنگرفته است ، حالت گواهانی بی طرف به خود گرفته اند .
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست